ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۱ تا ۳۵ سورهٔ انعام
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَىٰ ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿۳۱﴾
کسانی که دیدار خدا را دروغ شمردند، قطعاً زیان کردند، تا وقتی که آن زمان خاص ناگهان به سراغشان آید، در حالی که بارهای سنگینشان را بر دوششان میکشند، گویند: «ای دریغ بر ما بهخاطر آنچه در آن کوتاهی کردیم». هان، چه بد است آنچه بر دوش میکشند.
بهمنظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه میکنیم.
«ساعة» بهمعنی «زمان محدود» است و وقتی با الف و لام بیاید بر «زمانی خاص» دلالت میکند که با توجه به قرائن میتواند اشاره به قیامت یا هنگام مرگ یا هر زمان مشخص دیگری باشد.
وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۳۲﴾
و زندگی دنیا جز بازی بیهدفی و سرگرمی لذتبخشی نیست و قطعاً سرای واپسین برای کسانی که پروا میکنند بهتر است. پس آیا درک نمیکنید؟
«لعِب» بهمعنای «بازی بیهدف» و «لهو» بهمعنای «سرگرمی همراه با خوشگذرانی» است. با بیان کامل مفهوم این دو واژه، علاوه بر دقت بیشتر ترجمه، میتوان نکره بودن آنها را نیز آسانتر بازتاب داد.
مادهٔ «عقل» بهمعنی درک و شعور و نتیجهٔ تفکر است و نه خود آن.
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۳۳﴾
بهخوبی میدانیم که آنچه میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ اما آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمکاران نشانههای خدا را انکار میکنند.
«قد» با فعل مضارع بیانگر تأکید است. برای این مفهوم در فارسی متداول از تعابیری چون «بهخوبی» استفاده میشود.
در برخی از قرائات قرآن «لا یکذبونک» با فتح یاء و سکون کاف خوانده شده است. این شیوه با برخی احادیث رسیده از اهل بیت (علیهمالسلام) نیز هماهنگی دارد و شاید معنای بهتری را بیان کند. بر اساس توضیح ذکر شده در این احادیث، ستمکاران بارها پیامبر را تکذیب کردند، ولی هرگز نتوانستند باطل بودن سخن او را به اثبات برسانند. لذا ترجمهٔ بخش مربوط در آیه اینگونه خواهد بود: «اما آنان نمیتوانند سخن تو را ابطال کنند، بلکه ستمکاران نشانههای خدا را انکار میکنند.»
وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۴﴾
و بهراستی فرستادگانی پیش از تو تکذیب شدند، ولی در برابر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا حمایت ما به سراغشان آمد. و کلمههای خدا هیچ جابهجاکنندهای ندارد؛ و قطعاً بخشی از خبر فرستادگان بهسویت آمده است.
توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«تبدیل» در لغت بهمعنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است بهجای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۳۵﴾
و اگر رویگردانی آنها بر تو گران آمده است، پس اگر میتوانی نقبی در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی تا نشانهای برایشان بیاوری؛ و اگر خدا میخواست، قطعاً آنها را بر هدایت گرد میآورد؛ پس هرگز از نادانان مباش.
یکی از معانی بیانشده برای «کبیر» «بزرگ بودن کار بهگونهای که انجامش دشوار باشد» است.
اگرچه مفهومی چون «این کار را بکن» بهعنوان جواب محذوف شرط دوم، از سیاق جمله قابل برداشت است، ولی چون در آیه نیامده، بهتر است در ترجمه هم ذکر نشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّهِ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَىٰ ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿۳۱﴾
کسانی که دیدار خدا را دروغ شمردند، قطعاً زیان کردند، تا وقتی که آن زمان خاص ناگهان به سراغشان آید، در حالی که بارهای سنگینشان را بر دوششان میکشند، گویند: «ای دریغ بر ما بهخاطر آنچه در آن کوتاهی کردیم». هان، چه بد است آنچه بر دوش میکشند.
بهمنظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه میکنیم.
«ساعة» بهمعنی «زمان محدود» است و وقتی با الف و لام بیاید بر «زمانی خاص» دلالت میکند که با توجه به قرائن میتواند اشاره به قیامت یا هنگام مرگ یا هر زمان مشخص دیگری باشد.
وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۳۲﴾
و زندگی دنیا جز بازی بیهدفی و سرگرمی لذتبخشی نیست و قطعاً سرای واپسین برای کسانی که پروا میکنند بهتر است. پس آیا درک نمیکنید؟
«لعِب» بهمعنای «بازی بیهدف» و «لهو» بهمعنای «سرگرمی همراه با خوشگذرانی» است. با بیان کامل مفهوم این دو واژه، علاوه بر دقت بیشتر ترجمه، میتوان نکره بودن آنها را نیز آسانتر بازتاب داد.
مادهٔ «عقل» بهمعنی درک و شعور و نتیجهٔ تفکر است و نه خود آن.
قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۳۳﴾
بهخوبی میدانیم که آنچه میگویند، تو را اندوهگین میسازد؛ اما آنان تو را تکذیب نمیکنند، بلکه ستمکاران نشانههای خدا را انکار میکنند.
«قد» با فعل مضارع بیانگر تأکید است. برای این مفهوم در فارسی متداول از تعابیری چون «بهخوبی» استفاده میشود.
در برخی از قرائات قرآن «لا یکذبونک» با فتح یاء و سکون کاف خوانده شده است. این شیوه با برخی احادیث رسیده از اهل بیت (علیهمالسلام) نیز هماهنگی دارد و شاید معنای بهتری را بیان کند. بر اساس توضیح ذکر شده در این احادیث، ستمکاران بارها پیامبر را تکذیب کردند، ولی هرگز نتوانستند باطل بودن سخن او را به اثبات برسانند. لذا ترجمهٔ بخش مربوط در آیه اینگونه خواهد بود: «اما آنان نمیتوانند سخن تو را ابطال کنند، بلکه ستمکاران نشانههای خدا را انکار میکنند.»
وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۴﴾
و بهراستی فرستادگانی پیش از تو تکذیب شدند، ولی در برابر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا حمایت ما به سراغشان آمد. و کلمههای خدا هیچ جابهجاکنندهای ندارد؛ و قطعاً بخشی از خبر فرستادگان بهسویت آمده است.
توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«تبدیل» در لغت بهمعنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است بهجای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۳۵﴾
و اگر رویگردانی آنها بر تو گران آمده است، پس اگر میتوانی نقبی در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی تا نشانهای برایشان بیاوری؛ و اگر خدا میخواست، قطعاً آنها را بر هدایت گرد میآورد؛ پس هرگز از نادانان مباش.
یکی از معانی بیانشده برای «کبیر» «بزرگ بودن کار بهگونهای که انجامش دشوار باشد» است.
اگرچه مفهومی چون «این کار را بکن» بهعنوان جواب محذوف شرط دوم، از سیاق جمله قابل برداشت است، ولی چون در آیه نیامده، بهتر است در ترجمه هم ذکر نشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini