ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۶ تا ۴۱ سورهٔ اعراف
وَالَّذینَ کَذَّبوا بِآیاتِنا وَاستَکبَروا عَنها أُولئِکَ أَصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدونَ ﴿۳۶﴾
و کسانی که نشانههای ما را دروغ شمردند و از آنها با خودبزرگبینی گذشتند، اهل آتشاند و در آن جاودانه خواهند بود.
بهمنظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه میکنیم.
«استکبار» در لغت بهمعنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگیطلبی» است و «عن» بهمعنی «مجاوزت» است.
فَمَن أَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَو کَذَّبَ بِآیاتِهِ أُولئِکَ یَنالُهُم نَصیبُهُم مِنَ الکِتابِ حَتّی إِذا جاءَتهُم رُسُلُنا یَتَوَفَّونَهُم قالوا أَینَ ما کُنتُم تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ قالوا ضَلّوا عَنّا وَشَهِدوا عَلی أَنفُسِهِم أَنَّهُم کانوا کافِرینَ ﴿۳۷﴾
پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ بندد یا نشانههای او را دروغ بشمرد؟ بهرهٔ آنها از آنچه مقرر شده است به ایشان میرسد تا آنگاه که فرستادگان ما نزدشان آیند که جانشان را بگیرند، گویند: «آنچه بهجای خدا میخواندید کجاست؟» گویند: «از دست ما رفتند و گم شدند.» و به زیان خود گواهی دهند که حقپوش بودهاند.
از آنجا که منظور از «کتاب» در این آیه «چیزی که در لوح محفوظ نوشته و مقرر شده» است، بر خلاف اغلب کاربردهای این واژه در قرآن باید آن را ترجمه و معادلسازی کرد.
قالَ ادخُلوا فی أُمَمٍ قَد خَلَت مِن قَبلِکُم مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ فِی النّارِ کُلَّما دَخَلَت أُمَّةٌ لَعَنَت أُختَها حَتّی إِذَا ادّارَکوا فیها جَمیعاً قالَتِ أُخراهُم لِأولاهُم رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلّونا فَآتِهِم عَذاباً ضِعفاً مِنَ النّارِ قالَ لِکُلٍّ ضِعفٌ وَلکِن لا تَعلَمونَ ﴿۳۸﴾
گوید: «در میان امتهایی از جن و انس که پیش از شما بودند و دورانشان سپری شد، وارد آتش شوید.»؛ هر بار که امتی داخل شود، مشابه خود را لعنت کند تا آنگاه که همگی در آن به یکدیگر رسند و گرد آیند، گروه بعدیشان دربارهٔ گروه نخستشان گویند: «ای خداوندگار ما، اینها ما را گمراه کردند؛ پس عذابی دوچندان از آتش به آنان بده.»؛ گوید: «برای هر کدام دوچندان خواهد بود، ولی نمیدانید.»
توضیح معنای «خلت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ سورهٔ بقره گذشت.
استفاده از تعبیر «أخت» در اینجا بهخاطر مؤنث بودن «أمة» است و با توجه به کاربرد یکسان آن در آیهٔ ۴۸ سورهٔ زخرف، این واژه در اینجا نیز باید «مشابه» ترجمه شود.
«ادّارکوا» در اصل «تدارکوا» بوده که تاء تفاعل به دال تبدیل و در حرف بعد خود ادغام شده است و مفهوم «به یکدیگر رسیدن و کنار هم جمع شدن» را بیان میکند.
«أخری» و «اولی» مؤنث «آخر» و «اوّل» است که بهخاطر صفت بودن برای «أمة» تأنیث گرفته و بر همین اساس باید بهعنوان صفت «گروه» بهصورت جمع ترجمه شود.
وَقالَت أولاهُم لِأُخراهُم فَما کانَ لَکُم عَلَینا مِن فَضلٍ فَذوقُوا العَذابَ بِما کُنتُم تَکسِبونَ ﴿۳۹﴾
و گروه نخستشان به گروه بعدیشان گویند: «و شما بر ما هیچ برتری نداشتید؛ پس عذاب را بهخاطر آنچه بهدست میآوردید بچشید.»
اگرچه در این آیه و آیهٔ قبل، منظور از «اولی» افرادی است که «پیشگام و رهبر» امتها بوده و منظور از «اخری» افرادی است که «پیرو» آنها بودهاند، ولی با توجه به الفاظ خاص این دو آیه، در ترجمه نیز باید معادل همان تعبیر را بهکار برد، نه تفسیر و مقصود نهایی را.
إِنَّ الَّذینَ کَذَّبوا بِآیاتِنا وَاستَکبَروا عَنها لا تُفَتَّحُ لَهُم أَبوابُ السَّماءِ وَلا یَدخُلونَ الجَنَّةَ حَتّی یَلِجَ الجَمَلُ فی سَمِّ الخِیاطِ وَکَذلِکَ نَجزِی المُجرِمینَ ﴿۴۰﴾
بهراستی کسانی که نشانههای ما را دروغ شمردند و از آنها با خودبزرگبینی گذشتند، درهای آسمان برایشان گشوده نخواهد شد و وارد بهشت نمیشوند تا آن هنگام که طناب کشتی از سوراخ سوزن خیاطی رد شود؛ و آنگونه بزهکاران را پاداش میدهیم.
توضیح معنای «مجرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره بیان شد.
«ولوج» بهمعنی «مرحلهٔ ابتدایی وارد شدن چیزی به چیزی دیگر» است که با توجه به سیاق آیه و ضربالمثلهای رایج در زبان فارسی میتوان آن را «رد شدن از» ترجمه کرد.
دربارهٔ معنای «جمل» اختلاف و بحثهای فراوانی وجود دارد و بیشتر مترجمان و مفسران آن را بهمعنی «شتر» دانستهاند؛ ولی همانگونه که در کتاب قاموس قرآن توضیح داده شده، معنای «طناب ضخیم کشتی» برای اینجا مناسبتر است.
لَهُم مِن جَهَنَّمَ مِهادٌ وَمِن فَوقِهِم غَواشٍ وَکَذلِکَ نَجزِی الظّالِمینَ ﴿۴۱﴾
آنها از جهنم جایگاهی و از بالایشان پوششهایی خواهند داشت و آنگونه ستمکاران را پاداش میدهیم.
توضیح معنای «مهاد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۶ سورهٔ بقره گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَالَّذینَ کَذَّبوا بِآیاتِنا وَاستَکبَروا عَنها أُولئِکَ أَصحابُ النّارِ هُم فیها خالِدونَ ﴿۳۶﴾
و کسانی که نشانههای ما را دروغ شمردند و از آنها با خودبزرگبینی گذشتند، اهل آتشاند و در آن جاودانه خواهند بود.
بهمنظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه میکنیم.
«استکبار» در لغت بهمعنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگیطلبی» است و «عن» بهمعنی «مجاوزت» است.
فَمَن أَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً أَو کَذَّبَ بِآیاتِهِ أُولئِکَ یَنالُهُم نَصیبُهُم مِنَ الکِتابِ حَتّی إِذا جاءَتهُم رُسُلُنا یَتَوَفَّونَهُم قالوا أَینَ ما کُنتُم تَدعونَ مِن دونِ اللَّهِ قالوا ضَلّوا عَنّا وَشَهِدوا عَلی أَنفُسِهِم أَنَّهُم کانوا کافِرینَ ﴿۳۷﴾
پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ بندد یا نشانههای او را دروغ بشمرد؟ بهرهٔ آنها از آنچه مقرر شده است به ایشان میرسد تا آنگاه که فرستادگان ما نزدشان آیند که جانشان را بگیرند، گویند: «آنچه بهجای خدا میخواندید کجاست؟» گویند: «از دست ما رفتند و گم شدند.» و به زیان خود گواهی دهند که حقپوش بودهاند.
از آنجا که منظور از «کتاب» در این آیه «چیزی که در لوح محفوظ نوشته و مقرر شده» است، بر خلاف اغلب کاربردهای این واژه در قرآن باید آن را ترجمه و معادلسازی کرد.
قالَ ادخُلوا فی أُمَمٍ قَد خَلَت مِن قَبلِکُم مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ فِی النّارِ کُلَّما دَخَلَت أُمَّةٌ لَعَنَت أُختَها حَتّی إِذَا ادّارَکوا فیها جَمیعاً قالَتِ أُخراهُم لِأولاهُم رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلّونا فَآتِهِم عَذاباً ضِعفاً مِنَ النّارِ قالَ لِکُلٍّ ضِعفٌ وَلکِن لا تَعلَمونَ ﴿۳۸﴾
گوید: «در میان امتهایی از جن و انس که پیش از شما بودند و دورانشان سپری شد، وارد آتش شوید.»؛ هر بار که امتی داخل شود، مشابه خود را لعنت کند تا آنگاه که همگی در آن به یکدیگر رسند و گرد آیند، گروه بعدیشان دربارهٔ گروه نخستشان گویند: «ای خداوندگار ما، اینها ما را گمراه کردند؛ پس عذابی دوچندان از آتش به آنان بده.»؛ گوید: «برای هر کدام دوچندان خواهد بود، ولی نمیدانید.»
توضیح معنای «خلت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ سورهٔ بقره گذشت.
استفاده از تعبیر «أخت» در اینجا بهخاطر مؤنث بودن «أمة» است و با توجه به کاربرد یکسان آن در آیهٔ ۴۸ سورهٔ زخرف، این واژه در اینجا نیز باید «مشابه» ترجمه شود.
«ادّارکوا» در اصل «تدارکوا» بوده که تاء تفاعل به دال تبدیل و در حرف بعد خود ادغام شده است و مفهوم «به یکدیگر رسیدن و کنار هم جمع شدن» را بیان میکند.
«أخری» و «اولی» مؤنث «آخر» و «اوّل» است که بهخاطر صفت بودن برای «أمة» تأنیث گرفته و بر همین اساس باید بهعنوان صفت «گروه» بهصورت جمع ترجمه شود.
وَقالَت أولاهُم لِأُخراهُم فَما کانَ لَکُم عَلَینا مِن فَضلٍ فَذوقُوا العَذابَ بِما کُنتُم تَکسِبونَ ﴿۳۹﴾
و گروه نخستشان به گروه بعدیشان گویند: «و شما بر ما هیچ برتری نداشتید؛ پس عذاب را بهخاطر آنچه بهدست میآوردید بچشید.»
اگرچه در این آیه و آیهٔ قبل، منظور از «اولی» افرادی است که «پیشگام و رهبر» امتها بوده و منظور از «اخری» افرادی است که «پیرو» آنها بودهاند، ولی با توجه به الفاظ خاص این دو آیه، در ترجمه نیز باید معادل همان تعبیر را بهکار برد، نه تفسیر و مقصود نهایی را.
إِنَّ الَّذینَ کَذَّبوا بِآیاتِنا وَاستَکبَروا عَنها لا تُفَتَّحُ لَهُم أَبوابُ السَّماءِ وَلا یَدخُلونَ الجَنَّةَ حَتّی یَلِجَ الجَمَلُ فی سَمِّ الخِیاطِ وَکَذلِکَ نَجزِی المُجرِمینَ ﴿۴۰﴾
بهراستی کسانی که نشانههای ما را دروغ شمردند و از آنها با خودبزرگبینی گذشتند، درهای آسمان برایشان گشوده نخواهد شد و وارد بهشت نمیشوند تا آن هنگام که طناب کشتی از سوراخ سوزن خیاطی رد شود؛ و آنگونه بزهکاران را پاداش میدهیم.
توضیح معنای «مجرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره بیان شد.
«ولوج» بهمعنی «مرحلهٔ ابتدایی وارد شدن چیزی به چیزی دیگر» است که با توجه به سیاق آیه و ضربالمثلهای رایج در زبان فارسی میتوان آن را «رد شدن از» ترجمه کرد.
دربارهٔ معنای «جمل» اختلاف و بحثهای فراوانی وجود دارد و بیشتر مترجمان و مفسران آن را بهمعنی «شتر» دانستهاند؛ ولی همانگونه که در کتاب قاموس قرآن توضیح داده شده، معنای «طناب ضخیم کشتی» برای اینجا مناسبتر است.
لَهُم مِن جَهَنَّمَ مِهادٌ وَمِن فَوقِهِم غَواشٍ وَکَذلِکَ نَجزِی الظّالِمینَ ﴿۴۱﴾
آنها از جهنم جایگاهی و از بالایشان پوششهایی خواهند داشت و آنگونه ستمکاران را پاداش میدهیم.
توضیح معنای «مهاد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۶ سورهٔ بقره گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini