ترجمه پیشنهادی آیات ۱۱۲ تا ۱۱۷ سورهٔ انعام
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿١١٢﴾
و آنگونه، برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم، یعنی شیاطین انس و جن که سخنان آراسته را برای فریب به یکدیگر وحی میکنند؛ و اگر خداوندگارت میخواست این کار را انجام نمیدادند؛ پس آنان را با آنچه میبافند رها کن.
«شیاطین» بدل از «عدوا» است و باید بر همان اساس ترجمه شود؛ اما اغلب مترجمان بیتوجه به این نکته آن را «از شیاطین» ترجمه کردهاند.
از آنجا که «وحی» در فارسی نیز بهکار میرود و باید در همه جای قرآن یکسان ترجمه شود، از خودش استفاده شد.
معنای «افتراء» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ آلعمران توضیح داده شد.
وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ ﴿١١٣﴾
و تا دلهای کسانی که به سرای واپسین ایمان نمیآورند به آن تمایل یابد و تا آن را بپسندند و تا دست به کاری زنند که اهل انجام آنند.
«تصغی» از ریشه «صغي» به معنای «تمایل همراه با احساس» است، نه صرفاً گوش دادن که در برخی ترجمهها آمده است.
مادهٔ «قرف» در اصل بهمعنای «نزدیک شدن و احاطه یافتن» است و برای مصادیق گوناگونی چون «دست زدن به کار و انجام دادن آن» و «بهدست آوردن مال» بهکار میرود. این ماده وقتی به باب افتعال میرود، مفهوم «پذیرش و انتخاب در دست زدن به کار» را بیان میکند.
أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿١١٤﴾
پس آیا جز خدا داوری بجویم، با آنکه اوست که کتاب را جدا جدا برای شما نازل کرده است؟ و کسانی که به آنها کتاب دادهایم میدانند که آن بهدرستی فرو فرستادهای از جانب خداوندگارت است؛ پس مبادا از تردیدکنندگان باشی.
در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
برای نشان دادن تأثیر نون تأکید در «لاتکوننَّ» از واژهٔ «مبادا» استفاده شد.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿١١٥﴾
و کلمهٔ خداوندگارت بهراستی و دادگری قطعیت یافت؛ جابهجا کنندهای برای کلمات او نیست و اوست شنوای دانا.
با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است بهجای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
اغلب مترجمان عبارت «تمت کلمة ربک» را در این آیه بهگونهای ترجمه کردهاند که کاملاً با معنایی که در آیهٔ ۱۱۹ سورهٔ هود برای آن ذکر کردهاند متفاوت است؛ این در حالی است که یک عبارت نباید تا این حد متفاوت ترجمه شود. با دقت به کاربردهای این تعبیر بهنظر میرسد باید آن را ترکیبی دانست که «قطعی و نهایی شدن» را بیان میکند.
«تبدیل» در لغت بهمعنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦﴾
و اگر از بیشتر کسانی که در زمینند فرمان بری، تو را از راه خدا گمراه میسازند؛ جز گمان را پیروی نمیکنند و آنان کارها را جز با حدس و گمان پیش نمیبرند.
مادهٔ «خرص» بهمعنای «انجام کار بر پایهٔ حدس و گمان و بدون بررسی و مستند لازم» است.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿١١٧﴾
بیگمان خداوندگارت کسی را که از راه او گم میشود بهتر میشناسد و راهیافتگان را نیز بهتر میشناسد.
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ سورهٔ نساء توضیح داده شد که «علم» وقتی دربارهٔ اشخاص بهکار میرود، معنایش «شناختن» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿١١٢﴾
و آنگونه، برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم، یعنی شیاطین انس و جن که سخنان آراسته را برای فریب به یکدیگر وحی میکنند؛ و اگر خداوندگارت میخواست این کار را انجام نمیدادند؛ پس آنان را با آنچه میبافند رها کن.
«شیاطین» بدل از «عدوا» است و باید بر همان اساس ترجمه شود؛ اما اغلب مترجمان بیتوجه به این نکته آن را «از شیاطین» ترجمه کردهاند.
از آنجا که «وحی» در فارسی نیز بهکار میرود و باید در همه جای قرآن یکسان ترجمه شود، از خودش استفاده شد.
معنای «افتراء» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ آلعمران توضیح داده شد.
وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ ﴿١١٣﴾
و تا دلهای کسانی که به سرای واپسین ایمان نمیآورند به آن تمایل یابد و تا آن را بپسندند و تا دست به کاری زنند که اهل انجام آنند.
«تصغی» از ریشه «صغي» به معنای «تمایل همراه با احساس» است، نه صرفاً گوش دادن که در برخی ترجمهها آمده است.
مادهٔ «قرف» در اصل بهمعنای «نزدیک شدن و احاطه یافتن» است و برای مصادیق گوناگونی چون «دست زدن به کار و انجام دادن آن» و «بهدست آوردن مال» بهکار میرود. این ماده وقتی به باب افتعال میرود، مفهوم «پذیرش و انتخاب در دست زدن به کار» را بیان میکند.
أَفَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿١١٤﴾
پس آیا جز خدا داوری بجویم، با آنکه اوست که کتاب را جدا جدا برای شما نازل کرده است؟ و کسانی که به آنها کتاب دادهایم میدانند که آن بهدرستی فرو فرستادهای از جانب خداوندگارت است؛ پس مبادا از تردیدکنندگان باشی.
در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
برای نشان دادن تأثیر نون تأکید در «لاتکوننَّ» از واژهٔ «مبادا» استفاده شد.
وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿١١٥﴾
و کلمهٔ خداوندگارت بهراستی و دادگری قطعیت یافت؛ جابهجا کنندهای برای کلمات او نیست و اوست شنوای دانا.
با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است بهجای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
اغلب مترجمان عبارت «تمت کلمة ربک» را در این آیه بهگونهای ترجمه کردهاند که کاملاً با معنایی که در آیهٔ ۱۱۹ سورهٔ هود برای آن ذکر کردهاند متفاوت است؛ این در حالی است که یک عبارت نباید تا این حد متفاوت ترجمه شود. با دقت به کاربردهای این تعبیر بهنظر میرسد باید آن را ترکیبی دانست که «قطعی و نهایی شدن» را بیان میکند.
«تبدیل» در لغت بهمعنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦﴾
و اگر از بیشتر کسانی که در زمینند فرمان بری، تو را از راه خدا گمراه میسازند؛ جز گمان را پیروی نمیکنند و آنان کارها را جز با حدس و گمان پیش نمیبرند.
مادهٔ «خرص» بهمعنای «انجام کار بر پایهٔ حدس و گمان و بدون بررسی و مستند لازم» است.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿١١٧﴾
بیگمان خداوندگارت کسی را که از راه او گم میشود بهتر میشناسد و راهیافتگان را نیز بهتر میشناسد.
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ سورهٔ نساء توضیح داده شد که «علم» وقتی دربارهٔ اشخاص بهکار میرود، معنایش «شناختن» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini