ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۹۶ تا ۹۹ سوره انعام
فالِقُ الْإِصباحِ وَجَعَلَ اللَّيلَ سَكَنًا وَالشَّمسَ وَالقَمَرَ حُسبانًا ذَلِكَ تَقديرُ العَزيزِ العَليمِ ﴿۹۶﴾
که شکافندهٔ دمیدن سپیده و قرار دهندهٔ شب برای آرامشی کامل و خورشید و ماه برای حسابی دقیق است؛ آن، طراحی عزتمند داناست.
«اصباح» مصدر و بهمعنای «داخل شدن در صبح» است؛ لذا بهتر است بهجای تعابیری چون «سپیدهدم» از مفهومی معادل معنای مصدری استفاده شود.
عبارت «فالق الاصباح» ادامهٔ «جملهٔ «ذلکم الله» در آیهٔ پیش است و باید بهعنوان مکمل همان جمله در نظر گرفته شود؛ لذا ترجمهٔ آیه با «که» آغاز شد.
در اکثر روایتهای قرآن «جعل» بهصورت «جاعل» نقل شده و به قرینهٔ «فالق» احتمالاً در کتابت قرآن یا روایت حفص الف جا افتاده است. لذا آیه بر همین اساس ترجمه شد.
«سکن» و «حُسبان» مصدرند و برخلاف نظر اغلب مترجمان که آنها را شبیه اسم آلت ترجمه کردهاند، بهتر است به دقیقاً به همان صورت ترجمه شوند. استفاده از مصدر در اینجا برای تأکید و بیان مبالغه است؛ لذا این نکته با تعابیری چون «کامل» و «دقیق» نشان داده شد.
«تقدیر» از نظر لغوی بهمعنی «اندازهگیری» است، ولی منظور از آن فراتر از چیزی است که از واژهٔ «اندازهگیری» برداشت میشود. در زبان رایج فارسی این مفهوم را با تعابیری چون «طراحی» یا «مهندسی» بیان میکنند.
وَهُوَ الَذِي جَعَلَ لَكُم النُّجومَ لِتَهتَدوا بِها فِي ظُلُماتِ البَرِّ وَالبَحرِ قَد فَصَّلْنا الآياتِ لِقَوْمٍ يَعلَمون ﴿۹۷﴾
و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد تا با آنها در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید؛ بهراستی ما نشانهها را برای گروهی که میدانند جدا جدا ارائه کردهایم.
در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
وَهُوَ الَذي أَنشَأَكُم مِن نَفسٍ واحِدَةٍ فَمُستَقَرٌّ وَمُستَودَعٌ قَد فَصَّلنا الآياتِ لِقَوم يفقهون ﴿۹۸﴾
و اوست که شما را از یک حقیقت و گوهر انسانی پدید آورد؛ پس ماندگارید و موقت؛ ما نشانهها را برای گروهی که میفهمند جدا جدا ارائه کردهایم.
توضیح معنای «نفس واحدة» در ترجمهٔ آیهٔ نخست سورهٔ نساء بیان شد.
اگرچه «مستقر» در بسیاری از آیات قرآن بهصورت اسم مکان و بهمعنای قرارگاه بهکار رفته، ولی در این آیه و آیهٔ ۶ سورهٔ هود اسم مفعول است؛ زیرا به اشخاص و موجودات اشاره دارد. روایات نقل شده از اهل بیت (علیهمالسلام) نیز با این برداشت هماهنگتر است. بنا بر این بر خلاف بسیاری از مترجمان که «مستقر» و «مستودع» را بهصورت اسم مکان ترجمه کردهاند، باید آن را «استقرار یافته» یعنی «ماندگار» و «امانتی» یعنی «موقت» ترجمه کرد.
در جملهٔ «فمستقر ومستودع» عبارتی چون «منکم» در تقدیر است؛ یعنی «پس برخی از شما گروه ماندگاری و برخی از شما گروه موقتی هستید». اما از آنجا که در اصل جمله این نکته ظاهر نشده است، در ترجمه نیز نباید بیاید. البته اینکه این تقسیم دربارهٔ مخاطبان است از سیاق جمله بهدست میآید و باید در ترجمه بازتاب داشته باشد.
وَهُوَ الَّذِي أنزل منَ السَّماءِ ماءً فَأَخرَجنا بِهِ نَبات كل شيء فأخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا ومن النخل من طلعها قنوان دانية وجنات من أعناب والزيتون والرمان مشتبها وغير متشابه انظروا إلىٰ ثمره إِذا أثمر وينعه إنَ في ذلكم لآيات لقوم يؤمنون ﴿۹۹﴾
و اوست که از آسمان آبی فرو فرستاد؛ پس با آن رویش هر چیزی را بیرون آوردیم؛ و از آن سبزهای بیرون آوردیم که از آن دانههایی بر هم چیده بیرون میآوریم. و از درخت خرما که از سر بر آوردن شکوفهاش، خوشههایی پایینآمده است؛ و باغهایی از انگور را و زیتون و انار را که همانند و ناهمگوناند. هنگامی که به ثمر میرسد، به محصولش و به رسیدنش بنگرید؛ بیگمان در آن نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند.
«نبات» همانند کاربردش در آیهٔ ۳۷ سورهٔ آلعمران مصدر است و باید همانگونه ترجمه شود. اغلب مترجمان علاوه بر بیتوجهی به این نکته، بهجای «نبات کل شيء» این عبارت را با «کل نبات» اشتباه گرفته و مفهوم آیه را در گیاهان منحصر کردهاند؛ این در حالی است که تعبیر آیه رویش و رشد هر موجودی را شامل میشود.
«متراکب» بهمعنی «متراکم» نیست، بلکه مفهوم آن «روی هم سوار شده» یا «پشت هم چیده شده» است که به حالت خوشهای بودن اشاره دارد.
«طلع» مصدر و بهمعنی «آشکار شدن و بیرون زدن» است که دربارهٔ «سر بر آوردن شکوفه» نیز بهکار میرود.
«قنوان» جمع «قنو» بهمعنی «آنچه جمع میشود» است که برای «میوههای جمعشده در درخت» نیز بهکار میرود و منظور از آن «خوشههای میوههایی مثل خرما و انگور» است.
«دانیة» از مادهٔ «دني» بهمعنی «نزدیک بودن بر اثر پستی» است و برای «شاخه یا میوهٔ پایین آمده و در دسترس قرار گرفته» بهکار میرود.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
فالِقُ الْإِصباحِ وَجَعَلَ اللَّيلَ سَكَنًا وَالشَّمسَ وَالقَمَرَ حُسبانًا ذَلِكَ تَقديرُ العَزيزِ العَليمِ ﴿۹۶﴾
که شکافندهٔ دمیدن سپیده و قرار دهندهٔ شب برای آرامشی کامل و خورشید و ماه برای حسابی دقیق است؛ آن، طراحی عزتمند داناست.
«اصباح» مصدر و بهمعنای «داخل شدن در صبح» است؛ لذا بهتر است بهجای تعابیری چون «سپیدهدم» از مفهومی معادل معنای مصدری استفاده شود.
عبارت «فالق الاصباح» ادامهٔ «جملهٔ «ذلکم الله» در آیهٔ پیش است و باید بهعنوان مکمل همان جمله در نظر گرفته شود؛ لذا ترجمهٔ آیه با «که» آغاز شد.
در اکثر روایتهای قرآن «جعل» بهصورت «جاعل» نقل شده و به قرینهٔ «فالق» احتمالاً در کتابت قرآن یا روایت حفص الف جا افتاده است. لذا آیه بر همین اساس ترجمه شد.
«سکن» و «حُسبان» مصدرند و برخلاف نظر اغلب مترجمان که آنها را شبیه اسم آلت ترجمه کردهاند، بهتر است به دقیقاً به همان صورت ترجمه شوند. استفاده از مصدر در اینجا برای تأکید و بیان مبالغه است؛ لذا این نکته با تعابیری چون «کامل» و «دقیق» نشان داده شد.
«تقدیر» از نظر لغوی بهمعنی «اندازهگیری» است، ولی منظور از آن فراتر از چیزی است که از واژهٔ «اندازهگیری» برداشت میشود. در زبان رایج فارسی این مفهوم را با تعابیری چون «طراحی» یا «مهندسی» بیان میکنند.
وَهُوَ الَذِي جَعَلَ لَكُم النُّجومَ لِتَهتَدوا بِها فِي ظُلُماتِ البَرِّ وَالبَحرِ قَد فَصَّلْنا الآياتِ لِقَوْمٍ يَعلَمون ﴿۹۷﴾
و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد تا با آنها در تاریکیهای خشکی و دریا راه یابید؛ بهراستی ما نشانهها را برای گروهی که میدانند جدا جدا ارائه کردهایم.
در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
وَهُوَ الَذي أَنشَأَكُم مِن نَفسٍ واحِدَةٍ فَمُستَقَرٌّ وَمُستَودَعٌ قَد فَصَّلنا الآياتِ لِقَوم يفقهون ﴿۹۸﴾
و اوست که شما را از یک حقیقت و گوهر انسانی پدید آورد؛ پس ماندگارید و موقت؛ ما نشانهها را برای گروهی که میفهمند جدا جدا ارائه کردهایم.
توضیح معنای «نفس واحدة» در ترجمهٔ آیهٔ نخست سورهٔ نساء بیان شد.
اگرچه «مستقر» در بسیاری از آیات قرآن بهصورت اسم مکان و بهمعنای قرارگاه بهکار رفته، ولی در این آیه و آیهٔ ۶ سورهٔ هود اسم مفعول است؛ زیرا به اشخاص و موجودات اشاره دارد. روایات نقل شده از اهل بیت (علیهمالسلام) نیز با این برداشت هماهنگتر است. بنا بر این بر خلاف بسیاری از مترجمان که «مستقر» و «مستودع» را بهصورت اسم مکان ترجمه کردهاند، باید آن را «استقرار یافته» یعنی «ماندگار» و «امانتی» یعنی «موقت» ترجمه کرد.
در جملهٔ «فمستقر ومستودع» عبارتی چون «منکم» در تقدیر است؛ یعنی «پس برخی از شما گروه ماندگاری و برخی از شما گروه موقتی هستید». اما از آنجا که در اصل جمله این نکته ظاهر نشده است، در ترجمه نیز نباید بیاید. البته اینکه این تقسیم دربارهٔ مخاطبان است از سیاق جمله بهدست میآید و باید در ترجمه بازتاب داشته باشد.
وَهُوَ الَّذِي أنزل منَ السَّماءِ ماءً فَأَخرَجنا بِهِ نَبات كل شيء فأخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا ومن النخل من طلعها قنوان دانية وجنات من أعناب والزيتون والرمان مشتبها وغير متشابه انظروا إلىٰ ثمره إِذا أثمر وينعه إنَ في ذلكم لآيات لقوم يؤمنون ﴿۹۹﴾
و اوست که از آسمان آبی فرو فرستاد؛ پس با آن رویش هر چیزی را بیرون آوردیم؛ و از آن سبزهای بیرون آوردیم که از آن دانههایی بر هم چیده بیرون میآوریم. و از درخت خرما که از سر بر آوردن شکوفهاش، خوشههایی پایینآمده است؛ و باغهایی از انگور را و زیتون و انار را که همانند و ناهمگوناند. هنگامی که به ثمر میرسد، به محصولش و به رسیدنش بنگرید؛ بیگمان در آن نشانههایی است برای گروهی که ایمان میآورند.
«نبات» همانند کاربردش در آیهٔ ۳۷ سورهٔ آلعمران مصدر است و باید همانگونه ترجمه شود. اغلب مترجمان علاوه بر بیتوجهی به این نکته، بهجای «نبات کل شيء» این عبارت را با «کل نبات» اشتباه گرفته و مفهوم آیه را در گیاهان منحصر کردهاند؛ این در حالی است که تعبیر آیه رویش و رشد هر موجودی را شامل میشود.
«متراکب» بهمعنی «متراکم» نیست، بلکه مفهوم آن «روی هم سوار شده» یا «پشت هم چیده شده» است که به حالت خوشهای بودن اشاره دارد.
«طلع» مصدر و بهمعنی «آشکار شدن و بیرون زدن» است که دربارهٔ «سر بر آوردن شکوفه» نیز بهکار میرود.
«قنوان» جمع «قنو» بهمعنی «آنچه جمع میشود» است که برای «میوههای جمعشده در درخت» نیز بهکار میرود و منظور از آن «خوشههای میوههایی مثل خرما و انگور» است.
«دانیة» از مادهٔ «دني» بهمعنی «نزدیک بودن بر اثر پستی» است و برای «شاخه یا میوهٔ پایین آمده و در دسترس قرار گرفته» بهکار میرود.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini