ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۰۷ تا ۱۱۰ سورهٔ بقره
ألَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ (۱۰۷)
مگر نمیدانی این خداست که زمامداری آسمانها و زمین از آن اوست و شما غیر از خدا سرپرست و حمایتکنندهای ندارید؟
ترجمهٔ «ألم تعلم» بهصورت تحتاللفظی «آیا ندانستی» است، ولی این تعبیر در زبان فارسی رایج نیست.
«ولي» بهمعنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده میگیرد و ارادهاش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به چنین کسی «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» میگویند.
معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ همین سوره بیان شد.
أمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْأَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (۱۰۸)
یا اینکه میخواهید از پیامبرتان درخواست کنید، همانگونه که قبلاً از موسی درخواست شد؟ و هر کس حقپوشی را جایگزین ایمان کند، قطعاً راه میانه را گم کرده است.
ترجمهٔ «أم» به «یا اینکه» برای نشان دادن ارتباط جمله با قبل است.
با توجه به اینکه موضوع درخواست در آیه ذکر نشده، اضافه کردن نکاتی دیگر به ترجمه صحیح نیست، همانگونه که جمع بستن درخواست و مانند آن نیز از دقت ترجمه میکاهد.
«سواء السبیل» اگر از باب اضافهٔ صفت به موصوف و اصل آن «السبیل السواء» باشد بهمعنی «راه میانه» است، ولی اگر آن را اضافهای عادی بدانیم باید آن را «میانهٔ راه» ترجمه کنیم.
ودَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (۱۰۹)
بسیاری از اهل کتاب بعد از اینکه حق بر آنها آشکار شد ــ بهخاطر حسادتی از جانب خودشان ــ دوست دارند شما را پس از ایمان آوردنتان دوباره به افرادی حقنشناس تبدیل کنند. پس در گذرید و نادیده بگیرید تا خدا فرمانش را پیش آورد که بهراستی خدا بر هر کاری تواناست.
اگرچه «ودّ» ماضی است، اما از آنجا که حالتی مستمر را بیان میکند بهتر است مضارع ترجمه شود.
تعبیر «دوباره تبدیل کردن» آورده شد تا مشخص شود منظور، برگرداندن آنها به همان شرایطی است که قبلاً بودند.
«عفو» بهمعنی «گذشت کردن و عقوبت نکردن» و «صفح» بهمعنی «کنار گذاشتن، روی گرداندن و توجه نکردن» است که چیزی بیش از گذشت کردن یعنی «از دل بیرون کردن» را بیان میکند. نزدیکترین تعبیر فارسی برای این مفهوم «نادیده گرفتن» است.
وأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (۱۱۰)
و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و هر آنچه از خوبی برای خودتان از پیش بفرستید آن را نزد خدا خواهید یافت که بهراستی خدا به آنچه انجام میدهید بیناست.
معنای «تقدیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
ألَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ (۱۰۷)
مگر نمیدانی این خداست که زمامداری آسمانها و زمین از آن اوست و شما غیر از خدا سرپرست و حمایتکنندهای ندارید؟
ترجمهٔ «ألم تعلم» بهصورت تحتاللفظی «آیا ندانستی» است، ولی این تعبیر در زبان فارسی رایج نیست.
«ولي» بهمعنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده میگیرد و ارادهاش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به چنین کسی «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» میگویند.
معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ همین سوره بیان شد.
أمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْأَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (۱۰۸)
یا اینکه میخواهید از پیامبرتان درخواست کنید، همانگونه که قبلاً از موسی درخواست شد؟ و هر کس حقپوشی را جایگزین ایمان کند، قطعاً راه میانه را گم کرده است.
ترجمهٔ «أم» به «یا اینکه» برای نشان دادن ارتباط جمله با قبل است.
با توجه به اینکه موضوع درخواست در آیه ذکر نشده، اضافه کردن نکاتی دیگر به ترجمه صحیح نیست، همانگونه که جمع بستن درخواست و مانند آن نیز از دقت ترجمه میکاهد.
«سواء السبیل» اگر از باب اضافهٔ صفت به موصوف و اصل آن «السبیل السواء» باشد بهمعنی «راه میانه» است، ولی اگر آن را اضافهای عادی بدانیم باید آن را «میانهٔ راه» ترجمه کنیم.
ودَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (۱۰۹)
بسیاری از اهل کتاب بعد از اینکه حق بر آنها آشکار شد ــ بهخاطر حسادتی از جانب خودشان ــ دوست دارند شما را پس از ایمان آوردنتان دوباره به افرادی حقنشناس تبدیل کنند. پس در گذرید و نادیده بگیرید تا خدا فرمانش را پیش آورد که بهراستی خدا بر هر کاری تواناست.
اگرچه «ودّ» ماضی است، اما از آنجا که حالتی مستمر را بیان میکند بهتر است مضارع ترجمه شود.
تعبیر «دوباره تبدیل کردن» آورده شد تا مشخص شود منظور، برگرداندن آنها به همان شرایطی است که قبلاً بودند.
«عفو» بهمعنی «گذشت کردن و عقوبت نکردن» و «صفح» بهمعنی «کنار گذاشتن، روی گرداندن و توجه نکردن» است که چیزی بیش از گذشت کردن یعنی «از دل بیرون کردن» را بیان میکند. نزدیکترین تعبیر فارسی برای این مفهوم «نادیده گرفتن» است.
وأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (۱۱۰)
و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و هر آنچه از خوبی برای خودتان از پیش بفرستید آن را نزد خدا خواهید یافت که بهراستی خدا به آنچه انجام میدهید بیناست.
معنای «تقدیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini