ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۸۷ تا ۸۹ سورهٔ بقره
ولَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ (۸۷)
و بهراستی به موسی کتاب را دادیم و پس از او پیامبران را پیاپی فرستادیم و به عیسی پسر مریم دلایل روشن را دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم. پس آیا هر بار فرستادهای چیزی برایتان بیاورد که دلخواهتان نباشد، خود را بزرگ میپندارید و گروهی را تکذیب کرده و گروهی را میکشید؟
«قفا» بهمعنی «پشت سر» و «تقفیه» بهمعنی «پشت سر هم قرار دادن» است.
«تأیید» بهمعنی «تقویت کردن از خارج» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «پشتیبانی کردن» میگویند.
از آنجا که «روح القدس» اسمی خاص است ترجمه نمیشود.
یکی از معانی بابت استفعال، «یافتن و پنداشتن صفت مادهٔ فعل» است؛ لذا «استکبار» در لغت بهمعنی «خود را بزرگ دیدن و احساس بزرگی کردن» است.
وقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَا يُؤْمِنُونَ (۸۸)
و گفتند: «دلهای ما نامختون است»؛ بلکه حقیقت این است که خدا آنها را بهسبب حقپوشیشان از رحمتش دور ساخته است و از همین رو چه اندک ایمان میآورند.
«غُلْف» بر وزن «قفل» جمع «أغلف» یعنی «چیزی که در غلاف و پوشش باشد» است، ولی با توجه به کاربرد فراوان این مفهوم در کتاب مقدس برای اشاره به «ختنه نشدن دل» بهعنوان موضوعی مهمتر از «ختنه نشدن جسم» و تأیید این نکته در برخی از روایات اسلامی، بهنظر میرسد این آیه به همان نکته اشاره دارد. البته بر اساس قرائتی که این واژه را «غُلُف» بر وزن «کتب» میخواند، جمع «غِلاف» بهمعنی «ظرف» خواهد بود که در این صورت، ترجمهٔ آن میشود: «و گفتند دلهای ما ظرفهایی است ...»
«لعن» در لغت بهمعنی «دور و طرد کردن» است و وقتی به مخلوقات نسبت داده میشود بهمعنی «نفرین به دور شدن از رحمت خدا» است و وقتی به خدا نسبت داده شود بهمعنی «دور کردن از رحمت» است.
تعبیر «قلیلاً ما» چند بار در قرآن تکرار شده که همهجا بهمعنی «چه اندک» است.
ولَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ (۸۹)
و چون کتابی از جانب خدا نزدشان آمد که تأییدکنندهٔ چیزی است که همراه آنهاست، با آنکه قبلاً در برابر کسانی که حقپوشی میکردند پیروزی را میجستند، اما وقتی آنچه را که میشناختند نزدشان آمد، نسبت به آن حقپوشی کردند؛ پس نفرین خدا بر حقپوشان!
تعبیر «استفتاح» که در آیات دیگر قرآن نیز بهکار رفته بهمعنی «طلب پیروزی کردن» است و منظور از آن در اینجا این است که آنها در رقابتهایی که با مشرکان داشتند مدعی میشدند بهزودی کتابی خواهد آمد که زمینهساز پیروزی موحدان بر مشرکان خواهد شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
ولَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ (۸۷)
و بهراستی به موسی کتاب را دادیم و پس از او پیامبران را پیاپی فرستادیم و به عیسی پسر مریم دلایل روشن را دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم. پس آیا هر بار فرستادهای چیزی برایتان بیاورد که دلخواهتان نباشد، خود را بزرگ میپندارید و گروهی را تکذیب کرده و گروهی را میکشید؟
«قفا» بهمعنی «پشت سر» و «تقفیه» بهمعنی «پشت سر هم قرار دادن» است.
«تأیید» بهمعنی «تقویت کردن از خارج» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «پشتیبانی کردن» میگویند.
از آنجا که «روح القدس» اسمی خاص است ترجمه نمیشود.
یکی از معانی بابت استفعال، «یافتن و پنداشتن صفت مادهٔ فعل» است؛ لذا «استکبار» در لغت بهمعنی «خود را بزرگ دیدن و احساس بزرگی کردن» است.
وقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَا يُؤْمِنُونَ (۸۸)
و گفتند: «دلهای ما نامختون است»؛ بلکه حقیقت این است که خدا آنها را بهسبب حقپوشیشان از رحمتش دور ساخته است و از همین رو چه اندک ایمان میآورند.
«غُلْف» بر وزن «قفل» جمع «أغلف» یعنی «چیزی که در غلاف و پوشش باشد» است، ولی با توجه به کاربرد فراوان این مفهوم در کتاب مقدس برای اشاره به «ختنه نشدن دل» بهعنوان موضوعی مهمتر از «ختنه نشدن جسم» و تأیید این نکته در برخی از روایات اسلامی، بهنظر میرسد این آیه به همان نکته اشاره دارد. البته بر اساس قرائتی که این واژه را «غُلُف» بر وزن «کتب» میخواند، جمع «غِلاف» بهمعنی «ظرف» خواهد بود که در این صورت، ترجمهٔ آن میشود: «و گفتند دلهای ما ظرفهایی است ...»
«لعن» در لغت بهمعنی «دور و طرد کردن» است و وقتی به مخلوقات نسبت داده میشود بهمعنی «نفرین به دور شدن از رحمت خدا» است و وقتی به خدا نسبت داده شود بهمعنی «دور کردن از رحمت» است.
تعبیر «قلیلاً ما» چند بار در قرآن تکرار شده که همهجا بهمعنی «چه اندک» است.
ولَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ (۸۹)
و چون کتابی از جانب خدا نزدشان آمد که تأییدکنندهٔ چیزی است که همراه آنهاست، با آنکه قبلاً در برابر کسانی که حقپوشی میکردند پیروزی را میجستند، اما وقتی آنچه را که میشناختند نزدشان آمد، نسبت به آن حقپوشی کردند؛ پس نفرین خدا بر حقپوشان!
تعبیر «استفتاح» که در آیات دیگر قرآن نیز بهکار رفته بهمعنی «طلب پیروزی کردن» است و منظور از آن در اینجا این است که آنها در رقابتهایی که با مشرکان داشتند مدعی میشدند بهزودی کتابی خواهد آمد که زمینهساز پیروزی موحدان بر مشرکان خواهد شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini