ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴ تا ۶ سورهٔ مائده
يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمتُمْ مِنَ الجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۴﴾
از تو میپرسند چه چیزی برایشان حلال شده است؛ بگو: «همهٔ چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است.» و حیوانات شکاری تربیتشدهای که آموزش دادهاید؛ پس - در حالی که بهعنوان مربی حیوانات شکاری از آنچه خدا به شما آموخته است یادشان میدهید - از چیزی که برایتان میگیرند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پروای خدا را داشته باشید که بهراستی خدا باسرعت محاسبه میکند.
«جوارح» جمع «جارحة» و منظور از آن حیواناتی است که «آموزش دیدهاند تا بهجای دریدن و خوردن شکار، جراحتی خاص را به آن وارد کنند».
«تکلیب» در اصل بهمعنی «ایجاد ویژگیهای سگ» است و از آنجا که سگ شکار را میگیرد، اصطلاحاً به «تربیت حیوانات برای شکار» تکلیب میگویند که مفهومی گستردهتر از تربیت سگ شکاری دارد و سایر حیوانات را نیز شامل میشود.
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ مِن قَبْلِكُم إِذَا آتَيتُموهُنَّ أُجورَهُنَّ مُحصِنِينَ غَيرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أخدانٍ وَمَن يَكفُر بِالإِيمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الخَاسِرينَ ﴿۵﴾
امروز همهٔ چیزهای پاکیزه برای شما حلال شد و خوردنی و نوشیدنی کسانی که به آنان کتاب داده شده برای شما حلال است و خوردنی و نوشیدنی شما برای آنها حلال است؛ و زنانی که در حصار پاکدامنی قرار گرفته و از زنان مؤمن باشند و زنانی که در حصار پاکدامنی قرار گرفته و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده باشند نیز، به شرطی که اجرتهایشان را بدهید و حفاظ پاکدامنی داشته باشید و بیبند و بار نباشید و دوست پنهانی نگیرید. و هر کس نسبت به ایمان حقپوشی کند، قطعاً عملش از اعتبار افتاده و در سرای واپسین از زیانکاران است.
«طعام» شامل «خوردنیها» و «آشامیدنیها» میشود و از آنجا که در فارسی واژهای که هر دو دسته را در بر بگیرد سراغ نداریم، ناچاریم در ترجمه هر دو مفهوم را ذکر کنیم.
توضیح معنای «محصنات» و «محصنین» و «مسافحین» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ نساء بیان شد.
معنای «أخدان» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵ سورهٔ نساء بیان شد.
«حبط» بهمعنی «سقوط و محو شدن» است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنوا إِذَا قُمتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلوا وُجوهَكُم وَأَيدِيَكُم إِلَى الْمَرافِقِ وَامسَحوا بِرُءُوسِكُم وَأَرجُلَكُم إِلَى الْكَعبَينِ وَإِن كُنْتُم جُنُبًا فَاطَّهَّروا وَإِن كُنتُم مَرضَى أَو عَلَى سَفَرٍ أَو جاءَ أَحَدٌ مِنكُم مِنَ الْغائِطِ أَو لَامَستُمُ النِّساءَ فَلَم تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّموا صَعيدًا طَيِّبًا فَامسَحوا بِوُجوهِكُم وَأيدِيكُم مِنهُ مَا يُريدُ اللّهُ لِيَجعَلَ عَلَيكُم مِن حَرَجٍ وَلَكِن يُريدُ لِيُطَهّرَكُم وَلِيُتِمَّ نِعمَتَهُ عَلَيكُم لَعَلّكُم تَشكُرونَ ﴿۶﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر گاه به نماز برخاستید، صورت و دستهایتان را تا آرنجها بشورید و بخشی از سر و پاهایتان را تا استخوانهای مکعبی مسح کنید. و اگر جنب بودید غسل کنید. و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکی از شما از دستشویی آمد، یا با زنان رابطه داشتید و آبی پیدا نکردید، با خاکی پاکیزه تیمم کنید و از آن بر بخشی از صورت و دستهایتان بکشید. خدا نمیخواهد هیچ تنگنایی برایتان قرار دهد، بلکه میخواهد پاکتان گرداند و نعمتش را بر شما تمام کند؛ باشد که قدرشناسی کنید.
«ب» در «برؤوسکم» و «بوجوهکم» همچون در «عیناً یشرب بها عباد الله» بای تبعیضیه است و نشان میدهد مسح بخشی از سر در وضو و مسح بخشی از صورت و دست در تیمم کافی است و نیازی به مسح کامل آنها نیست.
دربارهٔ معنای «کعبین» هم در منابع لغت و هم در تفاسیر و ترجمهها و هم در روایات و فتاوای فقهی اختلاف و ابهام وجود دارد؛ برخی منظور از آن را «برآمدگی روی پا» و برخی «قوزک پا» و گروهی آن را «مفصل میان ساق و پایین پا» دانستهاند. لذا بهتر است در ترجمه از تعبیری غیر مشخص همچون «استخوانهای مکعبی» استفاده و تعیین مصداق آن به مباحث فقهی ارجاع شود.
معنای «جنب» و «غائط» و «لمس» و «صعید» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۳ سورهٔ نساء توضیح داده شد.
«اطّهروا» در اصل «تطهّروا» بوده است. توضیح معنای «تطهّر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۲ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمتُمْ مِنَ الجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۴﴾
از تو میپرسند چه چیزی برایشان حلال شده است؛ بگو: «همهٔ چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده است.» و حیوانات شکاری تربیتشدهای که آموزش دادهاید؛ پس - در حالی که بهعنوان مربی حیوانات شکاری از آنچه خدا به شما آموخته است یادشان میدهید - از چیزی که برایتان میگیرند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پروای خدا را داشته باشید که بهراستی خدا باسرعت محاسبه میکند.
«جوارح» جمع «جارحة» و منظور از آن حیواناتی است که «آموزش دیدهاند تا بهجای دریدن و خوردن شکار، جراحتی خاص را به آن وارد کنند».
«تکلیب» در اصل بهمعنی «ایجاد ویژگیهای سگ» است و از آنجا که سگ شکار را میگیرد، اصطلاحاً به «تربیت حیوانات برای شکار» تکلیب میگویند که مفهومی گستردهتر از تربیت سگ شکاری دارد و سایر حیوانات را نیز شامل میشود.
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الكِتابَ مِن قَبْلِكُم إِذَا آتَيتُموهُنَّ أُجورَهُنَّ مُحصِنِينَ غَيرَ مُسافِحينَ وَلا مُتَّخِذي أخدانٍ وَمَن يَكفُر بِالإِيمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الخَاسِرينَ ﴿۵﴾
امروز همهٔ چیزهای پاکیزه برای شما حلال شد و خوردنی و نوشیدنی کسانی که به آنان کتاب داده شده برای شما حلال است و خوردنی و نوشیدنی شما برای آنها حلال است؛ و زنانی که در حصار پاکدامنی قرار گرفته و از زنان مؤمن باشند و زنانی که در حصار پاکدامنی قرار گرفته و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده باشند نیز، به شرطی که اجرتهایشان را بدهید و حفاظ پاکدامنی داشته باشید و بیبند و بار نباشید و دوست پنهانی نگیرید. و هر کس نسبت به ایمان حقپوشی کند، قطعاً عملش از اعتبار افتاده و در سرای واپسین از زیانکاران است.
«طعام» شامل «خوردنیها» و «آشامیدنیها» میشود و از آنجا که در فارسی واژهای که هر دو دسته را در بر بگیرد سراغ نداریم، ناچاریم در ترجمه هر دو مفهوم را ذکر کنیم.
توضیح معنای «محصنات» و «محصنین» و «مسافحین» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ نساء بیان شد.
معنای «أخدان» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵ سورهٔ نساء بیان شد.
«حبط» بهمعنی «سقوط و محو شدن» است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنوا إِذَا قُمتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلوا وُجوهَكُم وَأَيدِيَكُم إِلَى الْمَرافِقِ وَامسَحوا بِرُءُوسِكُم وَأَرجُلَكُم إِلَى الْكَعبَينِ وَإِن كُنْتُم جُنُبًا فَاطَّهَّروا وَإِن كُنتُم مَرضَى أَو عَلَى سَفَرٍ أَو جاءَ أَحَدٌ مِنكُم مِنَ الْغائِطِ أَو لَامَستُمُ النِّساءَ فَلَم تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّموا صَعيدًا طَيِّبًا فَامسَحوا بِوُجوهِكُم وَأيدِيكُم مِنهُ مَا يُريدُ اللّهُ لِيَجعَلَ عَلَيكُم مِن حَرَجٍ وَلَكِن يُريدُ لِيُطَهّرَكُم وَلِيُتِمَّ نِعمَتَهُ عَلَيكُم لَعَلّكُم تَشكُرونَ ﴿۶﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید، هر گاه به نماز برخاستید، صورت و دستهایتان را تا آرنجها بشورید و بخشی از سر و پاهایتان را تا استخوانهای مکعبی مسح کنید. و اگر جنب بودید غسل کنید. و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکی از شما از دستشویی آمد، یا با زنان رابطه داشتید و آبی پیدا نکردید، با خاکی پاکیزه تیمم کنید و از آن بر بخشی از صورت و دستهایتان بکشید. خدا نمیخواهد هیچ تنگنایی برایتان قرار دهد، بلکه میخواهد پاکتان گرداند و نعمتش را بر شما تمام کند؛ باشد که قدرشناسی کنید.
«ب» در «برؤوسکم» و «بوجوهکم» همچون در «عیناً یشرب بها عباد الله» بای تبعیضیه است و نشان میدهد مسح بخشی از سر در وضو و مسح بخشی از صورت و دست در تیمم کافی است و نیازی به مسح کامل آنها نیست.
دربارهٔ معنای «کعبین» هم در منابع لغت و هم در تفاسیر و ترجمهها و هم در روایات و فتاوای فقهی اختلاف و ابهام وجود دارد؛ برخی منظور از آن را «برآمدگی روی پا» و برخی «قوزک پا» و گروهی آن را «مفصل میان ساق و پایین پا» دانستهاند. لذا بهتر است در ترجمه از تعبیری غیر مشخص همچون «استخوانهای مکعبی» استفاده و تعیین مصداق آن به مباحث فقهی ارجاع شود.
معنای «جنب» و «غائط» و «لمس» و «صعید» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۳ سورهٔ نساء توضیح داده شد.
«اطّهروا» در اصل «تطهّروا» بوده است. توضیح معنای «تطهّر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۲ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini