ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۵۰ تا ۱۵۵ سورهٔ نساء
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿۱۵۰﴾
بهراستی کسانی که نسبت به خدا و فرستادگانش حقپوشی میکنند و میخواهند میان خدا و فرستادگان او فرق بگذارند و میگویند: «به برخی ایمان داریم و به برخی کافریم.» و میخواهند در آن میان راهی را برگزینند؛
أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا ﴿۱۵۱﴾
چنین کسانی حقپوشان واقعیاند. و ما برای حقپوشان عذابی خوارکننده حاضر کردهایم.
معنای مادهٔ «عتد» و تفاوت آن با «اعداد» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸ همین سوره بیان شد.
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿۱۵۲﴾
و آنان که به خدا و فرستادگان او ایمان آورده و میان هیچیک از آنها فرق نگذارند، به چنین کسانی پاداشهایشان را خواهد داد. و خدا همواره آمرزنده و مهربان است.
يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا ﴿۱۵۳﴾
اهل کتاب از تو درخواست میکنند که از آسمان کتابی برایشان فرو آوری؛ که البته بزرگتر از آن را از موسی خواسته و گفته بودند: «خدا را آشکارا به ما نشان بده!» پس بهسبب ستمشان صاعقه آنها را گرفت، آنگاه پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، گوساله را برگزیدند، ولی از آن در گذشتیم و به موسی دلیلی برتریبخش و آشکار دادیم.
«تنزیل» همهجا بهمعنی «فرو فرستادن» است، ولی در این آیه با توجه به مطرح شدن آن از سمت پایین، مفهوم «فرو آوردن» را بیان میکند.
توضیح معنای «سلطان» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ سورهٔ آلعمران بیان شد.
وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا ﴿۱۵۴﴾
و بهخاطر تعهدی که از آنها گرفتیم، طور را بر فرازشان بر افراشتیم و به آنها گفتیم: «سجدهکنان از در وارد شوید.» و به آنها گفتیم: «در شنبه حرمتشکنی نکنید.» و از آنان تعهدی سخت گرفتیم.
«لاتعدوآ» در اصل «لاتعتدوا» بوده و «اعتداء» بهمعنی «تجاوز از حد» است که در چنین سیاقی مفهوم «حرمتشکنی» را بیان میکند.
فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۱۵۵﴾
که بهسبب پیمانشکنی آنها بود و بهخاطر حقپوشیشان نسبت به نشانههای خدا و پیامبرکشیهای ناحقشان و این سخنشان که: «دلهای ما نامختون است.» بلکه خدا بهخاطر حقپوشیشان بر دلهایشان قالب زد و در نتیجه جز اندکی ایمان نمیآورند.
اگر جار و مجرور در «فبما نقضهم» را متعلق به «اخذنا منهم میثاقاً غلیظاً» در آیهٔ قبل بدانیم، دیگر ناچار نمیشویم همچون اغلب مفسران و مترجمان، چند تعلیل مطرحشده در آیه را بدون سرانجام رها کنیم یا افعالی مقدّر را به سلیقهٔ خود به آیه بیفزاییم؛ بلکه این تعلیلها را در ادامهٔ آیهٔ قبل و بیانگر دلیل تعهد گرفتن سخت و دوباره از بنیاسرائیل در نظر میگیریم.
توضیح معنای «غلف» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره بیان شد.
اگرچه در «طبع الله علیها» بهجای «دلها» ضمیر آمده و در ترجمهٔ دقیق باید بگوییم: «بر آنها قالب زد»، ولی چون در ترحمهٔ فارسی «هم» و «ها» نمیتوان تفاوت مرجع ضمیر جمع مذکر (بنیاسرائیل) و جمع مؤنث (قلوب) را نشان داد، ناچاریم برای رفع ابهام، از ترجمهٔ مرجع ضمیر بهجای ضمیر استفاده کنیم.
«طبع» بهمعنی «زدن بر چیزی برای ثابت قرار دادن آن بر یک حالت» است و برخلاف نظر اغلب مترجمان، با «ختم» و «مهر زدن» تفاوت دارد. نزدیکترین تعبیر برای بیان این مفهوم «قالب زدن» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا ﴿۱۵۰﴾
بهراستی کسانی که نسبت به خدا و فرستادگانش حقپوشی میکنند و میخواهند میان خدا و فرستادگان او فرق بگذارند و میگویند: «به برخی ایمان داریم و به برخی کافریم.» و میخواهند در آن میان راهی را برگزینند؛
أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا ﴿۱۵۱﴾
چنین کسانی حقپوشان واقعیاند. و ما برای حقپوشان عذابی خوارکننده حاضر کردهایم.
معنای مادهٔ «عتد» و تفاوت آن با «اعداد» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸ همین سوره بیان شد.
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿۱۵۲﴾
و آنان که به خدا و فرستادگان او ایمان آورده و میان هیچیک از آنها فرق نگذارند، به چنین کسانی پاداشهایشان را خواهد داد. و خدا همواره آمرزنده و مهربان است.
يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا ﴿۱۵۳﴾
اهل کتاب از تو درخواست میکنند که از آسمان کتابی برایشان فرو آوری؛ که البته بزرگتر از آن را از موسی خواسته و گفته بودند: «خدا را آشکارا به ما نشان بده!» پس بهسبب ستمشان صاعقه آنها را گرفت، آنگاه پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، گوساله را برگزیدند، ولی از آن در گذشتیم و به موسی دلیلی برتریبخش و آشکار دادیم.
«تنزیل» همهجا بهمعنی «فرو فرستادن» است، ولی در این آیه با توجه به مطرح شدن آن از سمت پایین، مفهوم «فرو آوردن» را بیان میکند.
توضیح معنای «سلطان» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ سورهٔ آلعمران بیان شد.
وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لَا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا ﴿۱۵۴﴾
و بهخاطر تعهدی که از آنها گرفتیم، طور را بر فرازشان بر افراشتیم و به آنها گفتیم: «سجدهکنان از در وارد شوید.» و به آنها گفتیم: «در شنبه حرمتشکنی نکنید.» و از آنان تعهدی سخت گرفتیم.
«لاتعدوآ» در اصل «لاتعتدوا» بوده و «اعتداء» بهمعنی «تجاوز از حد» است که در چنین سیاقی مفهوم «حرمتشکنی» را بیان میکند.
فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِمْ بِآيَاتِ اللَّهِ وَقَتْلِهِمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۱۵۵﴾
که بهسبب پیمانشکنی آنها بود و بهخاطر حقپوشیشان نسبت به نشانههای خدا و پیامبرکشیهای ناحقشان و این سخنشان که: «دلهای ما نامختون است.» بلکه خدا بهخاطر حقپوشیشان بر دلهایشان قالب زد و در نتیجه جز اندکی ایمان نمیآورند.
اگر جار و مجرور در «فبما نقضهم» را متعلق به «اخذنا منهم میثاقاً غلیظاً» در آیهٔ قبل بدانیم، دیگر ناچار نمیشویم همچون اغلب مفسران و مترجمان، چند تعلیل مطرحشده در آیه را بدون سرانجام رها کنیم یا افعالی مقدّر را به سلیقهٔ خود به آیه بیفزاییم؛ بلکه این تعلیلها را در ادامهٔ آیهٔ قبل و بیانگر دلیل تعهد گرفتن سخت و دوباره از بنیاسرائیل در نظر میگیریم.
توضیح معنای «غلف» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره بیان شد.
اگرچه در «طبع الله علیها» بهجای «دلها» ضمیر آمده و در ترجمهٔ دقیق باید بگوییم: «بر آنها قالب زد»، ولی چون در ترحمهٔ فارسی «هم» و «ها» نمیتوان تفاوت مرجع ضمیر جمع مذکر (بنیاسرائیل) و جمع مؤنث (قلوب) را نشان داد، ناچاریم برای رفع ابهام، از ترجمهٔ مرجع ضمیر بهجای ضمیر استفاده کنیم.
«طبع» بهمعنی «زدن بر چیزی برای ثابت قرار دادن آن بر یک حالت» است و برخلاف نظر اغلب مترجمان، با «ختم» و «مهر زدن» تفاوت دارد. نزدیکترین تعبیر برای بیان این مفهوم «قالب زدن» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini