ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۷۶ تا ۸۰ سورهٔ نساء
الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا ﴿۷۶﴾
کسانی که ایمان آوردهاند در راه خدا میجنگند و کسانی که حقپوشی کردهاند در راه جلوهگاه گردنکشی پیکار میکنند؛ پس با گردانندگان امور شیطان بجنگید که بهراستی نیرنگ شیطان سست است.
توضیح معنای «ولي» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۷ سورهٔ بقره بیان شد.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا ﴿۷۷﴾
آیا کسانی را که به آنها گفته شد: «دست نگه دارید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید» ندیدی؟ که همین که جنگیدن بر آنان مقرر شد، ناگاه گروهی از آنها همچون ترس از خدا یا با ترسی شدیدتر، از مردم میترسیدند و گفتند: «ای خداوندگار ما، چرا بر ما جنگیدن را مقرر کردی؟! و چرا تا مهلتی نزدیک به ما فرصت ندادی؟!» بگو: «بهرهمندی دنیا اندک است و سرای واپسین برای کسی که پروا کند بهتر خواهد بود؛ و بهاندازهٔ رشتهای نازک به شما ستم نخواهد شد.
لام در «لمّا» برای تأکید و «ما» در آن برای نکرهٔ مبهم و تشدید میم برای تأکید بیشتر است.
وقتی مفعول «تأخیر» شخص باشد، مانند «أخّرتنا» یا «لن یؤخّر الله نفساً»، اگرچه معنای تحتاللفظی آن «به تأخیر انداختن» است، ولی همهجا این ترکیب برای مفهوم «فرصت دادن» بهکار رفته است.
معنای «فتیل» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۹ همین سوره بیان شد.
أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا ﴿۷۸﴾
هر جا که باشید، مرگ شما را فرا خواهد گرفت؛ حتی اگر در برجهایی مستحکم و مرتفع باشید. و اگر به آنها خوبی برسد، میگویند: «این از جانب خداست.» و اگر به آنها بدی برسد، میگویند: «این از جانب توست.» بگو: «همگی از نزد خداست.» پس این گروه را چه میشود که نمیخواهند هیچ سخنی را بفهمند؟
مادهٔ «درک» بهمعنی «رسیدن و احاطه پیدا کردن» است.
«برج» در اصل بهمعنی «هر چیز جذابی که جلوهگری میکند» است و بر همین اساس به بناهای مرتفع و خیرهکننده نیز برج میگویند.
مادهٔ «شید» بهمعنی «استحکام و ارتفاع بخشیدن» است.
مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا ﴿۷۹﴾
هر گونه خوبی که به تو برسد از جانب خداست و هر گونه بدی که به تو برسد از جانب خود توست؛ و تو را بهعنوان فرستاده برای مردم فرستادیم و خدا بهعنوان گواه بس است.
با توجه به نکره بودن «حسنة» و «سیئة» و آمدن «من» بر سر آنها در ترجمه از تعبیر «هر گونه» استفاده شد.
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿۸۰﴾
هر کس از این فرستاده فرمان برد، قطعاً از خدا فرمان برده است؛ و هر کس رویگردان شود، تو را که بهعنوان نگهدارندهٔ اجباری آنان نفرستادهایم.
توضیح معنای «تولّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
«حفیظ» وقتی با «علی» بهکار میرود بهمعنی کسی است که «اجباراً دیگری را در شرایطی خاص نگه میدارد». بر این اساس تعابیری چون «نگهبان»، که اغلب مترجمان در ترجمهٔ این آیه استفاده کردهاند، معادل دقیقی برای این واژه بهنظر نمیرسد. اهمیت این نکته وقتی بیشتر روشن میشود که بدانیم همهٔ کاربردهای این ترکیب، ضمن آیاتی است که در آنها فرمان نبردن گروهی از مردم، مطرح و بر این نکته تأکید شده است که وظیفهٔ پیامبر فقط ابلاغ بوده و انتخاب به خود مردم واگذار شده است. در برخی از این آیات همین ترکیب دربارهٔ خدا بهکار رفته و با تعابیری چون «و ربّک علی کل شیئ حفیظ» اعلام شده که همه چیز تحت کنترل و ارادهٔ خداست و خود او نظام اختیار و انتخاب را برای انسان در نظر گرفته است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا ﴿۷۶﴾
کسانی که ایمان آوردهاند در راه خدا میجنگند و کسانی که حقپوشی کردهاند در راه جلوهگاه گردنکشی پیکار میکنند؛ پس با گردانندگان امور شیطان بجنگید که بهراستی نیرنگ شیطان سست است.
توضیح معنای «ولي» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۷ سورهٔ بقره بیان شد.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا ﴿۷۷﴾
آیا کسانی را که به آنها گفته شد: «دست نگه دارید و نماز را بر پا دارید و زکات بدهید» ندیدی؟ که همین که جنگیدن بر آنان مقرر شد، ناگاه گروهی از آنها همچون ترس از خدا یا با ترسی شدیدتر، از مردم میترسیدند و گفتند: «ای خداوندگار ما، چرا بر ما جنگیدن را مقرر کردی؟! و چرا تا مهلتی نزدیک به ما فرصت ندادی؟!» بگو: «بهرهمندی دنیا اندک است و سرای واپسین برای کسی که پروا کند بهتر خواهد بود؛ و بهاندازهٔ رشتهای نازک به شما ستم نخواهد شد.
لام در «لمّا» برای تأکید و «ما» در آن برای نکرهٔ مبهم و تشدید میم برای تأکید بیشتر است.
وقتی مفعول «تأخیر» شخص باشد، مانند «أخّرتنا» یا «لن یؤخّر الله نفساً»، اگرچه معنای تحتاللفظی آن «به تأخیر انداختن» است، ولی همهجا این ترکیب برای مفهوم «فرصت دادن» بهکار رفته است.
معنای «فتیل» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۹ همین سوره بیان شد.
أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا ﴿۷۸﴾
هر جا که باشید، مرگ شما را فرا خواهد گرفت؛ حتی اگر در برجهایی مستحکم و مرتفع باشید. و اگر به آنها خوبی برسد، میگویند: «این از جانب خداست.» و اگر به آنها بدی برسد، میگویند: «این از جانب توست.» بگو: «همگی از نزد خداست.» پس این گروه را چه میشود که نمیخواهند هیچ سخنی را بفهمند؟
مادهٔ «درک» بهمعنی «رسیدن و احاطه پیدا کردن» است.
«برج» در اصل بهمعنی «هر چیز جذابی که جلوهگری میکند» است و بر همین اساس به بناهای مرتفع و خیرهکننده نیز برج میگویند.
مادهٔ «شید» بهمعنی «استحکام و ارتفاع بخشیدن» است.
مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا ﴿۷۹﴾
هر گونه خوبی که به تو برسد از جانب خداست و هر گونه بدی که به تو برسد از جانب خود توست؛ و تو را بهعنوان فرستاده برای مردم فرستادیم و خدا بهعنوان گواه بس است.
با توجه به نکره بودن «حسنة» و «سیئة» و آمدن «من» بر سر آنها در ترجمه از تعبیر «هر گونه» استفاده شد.
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿۸۰﴾
هر کس از این فرستاده فرمان برد، قطعاً از خدا فرمان برده است؛ و هر کس رویگردان شود، تو را که بهعنوان نگهدارندهٔ اجباری آنان نفرستادهایم.
توضیح معنای «تولّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
«حفیظ» وقتی با «علی» بهکار میرود بهمعنی کسی است که «اجباراً دیگری را در شرایطی خاص نگه میدارد». بر این اساس تعابیری چون «نگهبان»، که اغلب مترجمان در ترجمهٔ این آیه استفاده کردهاند، معادل دقیقی برای این واژه بهنظر نمیرسد. اهمیت این نکته وقتی بیشتر روشن میشود که بدانیم همهٔ کاربردهای این ترکیب، ضمن آیاتی است که در آنها فرمان نبردن گروهی از مردم، مطرح و بر این نکته تأکید شده است که وظیفهٔ پیامبر فقط ابلاغ بوده و انتخاب به خود مردم واگذار شده است. در برخی از این آیات همین ترکیب دربارهٔ خدا بهکار رفته و با تعابیری چون «و ربّک علی کل شیئ حفیظ» اعلام شده که همه چیز تحت کنترل و ارادهٔ خداست و خود او نظام اختیار و انتخاب را برای انسان در نظر گرفته است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini