ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۶ و ۴۷ سورهٔ نساء
مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۴۶﴾
برخی از کسانی که یهودی شدند، سخنان را از جایگاههای خودش منحرف میسازند و با پیچ و تاب دادن زبان و بهمنظور لطمه زدن به دین میگویند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو و نشنیده بگیر و عهدهدار امور ما باش.» ولی اگر آنها میگفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و ناظر ما باش» برایشان بهتر و پایدارتر بود؛ ولی خدا آنان را بهخاطر حقپوشی کردنشان از رحمتش دور ساخته است، و از همین رو جز اندکی ایمان نمیآورند.
در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۴ سورهٔ بقره توضیح داده شد که برداشت مشهور از این دو آیه و معنایی که برای «راعنا» و «انظرنا» ذکر کردهاند دقیق بهنظر نمیرسد و نباید پیام مهم این دو آیه را به مخالفت با کاربرد تمسخرآمیز یک واژه تقلیل داد.
«مُسمَع» اسم مفعول از باب افعال و بهمعنی «به گوش دیگران رسانده شده» و «غیر مُسمَع» بهمعنی »نشنیده ماندن چیزی که دیگری درصدد شنواندن آن باشد» است که برای کنایه از «نشنیده گرفتن» بهکار میرود.
برای درک مقصود الفاظ آیه باید به تعابیر نسبتداده شده به یهودیان و آنچه قرآن بهعنوان جایگزین هر یک از آنها توصیه میکند دقت داشت. در این آیه «سمعنا واطعنا» در مقابل «سمعنا وعصینا» قرار گرفته که مفهوم هر دو روشن است. اما معنای «واسمع وانظرنا» را وقتی بهتر متوجه میشویم که نقطهٔ مقابلش یعنی «واسمع غیر مسمع وراعنا» را بهدرستی بفهمیم. بر اساس آنچه گذشت بهنظر میرسد منظور از این تعبیر، «بیان توقع یهودیان نسبت به نشنیده گرفتن سخنان باطل و نادیده گرفتن رفتارهای نادرستشان و انداختن همهٔ مسئولیتها بر دوش پیامبر خدا» بوده و پاسخ قرآن این است که بهجای آن «اگر با فرمان بردن از پیامبر، او را ناظر بر سخنان و رفتارهای خود بدانند» برایشان بهتر خواهد بود. زیرا اینگونه بهجای اینکه پیامبر را راعی و متولی امورشان قرار دهند، مسئولیتها را خودشان بر عهده میگیرند، ولی به فرمان و نظارت او تن میدهند و رشد میکنند.
توضیح معنای مادهٔ «لوي» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«طعن» بهمعنی «زدن بر نقطهای از یک چیز با هدف نفوذ و وارد کردن آسیب به آن» است.
توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره گذشت.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿۴۷﴾
ای کسانی که کتاب به شما داده شده است، به آنچه بهعنوان تأییدکنندهٔ چیزی که با شماست فرو فرستادیم ایمان آورید، پیش از آنکه چهرههایی را آنچنان له کنیم که به پشتشان برشان گردانیم یا همانگونه که شنبهایها را از رحمت خود دور ساختیم آنان را نیز لعنت کنیم، که فرمان خدا همواره تحقّقش قطعی است.
«طمس» یعنی «تماس شدید و مالیدنی که موجب از بین رفتن ظواهر یک چیز شود». تعبیر «له و محو کردن چهره و برگرداندنش به پشت» کنایهای است از واژگونی چهرهٔ باطنی افراد که میتواند در شرایطی خاص در چهرهٔ ظاهری آنان نیز نمود پیدا کند.
«أصحاب» بهمعنی «اهالی و همراهان» است. در تعابیری مثل «أصحاب النار» و «أصحاب الجنة» و «أصحاب الأیکة» میتوان آن را «اهل» ترجمه کرد، ولی در جایی مثل «أصحاب السبت» و «أصحاب الیمین» و «أصحاب الشمال» بر اساس کاربرد رایج در زبان فارسی باید از «شنبهایها (یعنی کسانی که در جریان روز شنبه حرمتشکنی کردند)» و «سمت راستیها» و «سمت چپیها» استفاده کرد.
واژهٔ «مفعول» بارها در قرآن بهمعنی «امری که تحققش قطعی باشد» بهکار رفته است. مثلاً منظور از «ان کان وعد ربنا لمفعولاً» قطعی بودن تحقق وعدههای الهی است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۴۶﴾
برخی از کسانی که یهودی شدند، سخنان را از جایگاههای خودش منحرف میسازند و با پیچ و تاب دادن زبان و بهمنظور لطمه زدن به دین میگویند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو و نشنیده بگیر و عهدهدار امور ما باش.» ولی اگر آنها میگفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و ناظر ما باش» برایشان بهتر و پایدارتر بود؛ ولی خدا آنان را بهخاطر حقپوشی کردنشان از رحمتش دور ساخته است، و از همین رو جز اندکی ایمان نمیآورند.
در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۴ سورهٔ بقره توضیح داده شد که برداشت مشهور از این دو آیه و معنایی که برای «راعنا» و «انظرنا» ذکر کردهاند دقیق بهنظر نمیرسد و نباید پیام مهم این دو آیه را به مخالفت با کاربرد تمسخرآمیز یک واژه تقلیل داد.
«مُسمَع» اسم مفعول از باب افعال و بهمعنی «به گوش دیگران رسانده شده» و «غیر مُسمَع» بهمعنی »نشنیده ماندن چیزی که دیگری درصدد شنواندن آن باشد» است که برای کنایه از «نشنیده گرفتن» بهکار میرود.
برای درک مقصود الفاظ آیه باید به تعابیر نسبتداده شده به یهودیان و آنچه قرآن بهعنوان جایگزین هر یک از آنها توصیه میکند دقت داشت. در این آیه «سمعنا واطعنا» در مقابل «سمعنا وعصینا» قرار گرفته که مفهوم هر دو روشن است. اما معنای «واسمع وانظرنا» را وقتی بهتر متوجه میشویم که نقطهٔ مقابلش یعنی «واسمع غیر مسمع وراعنا» را بهدرستی بفهمیم. بر اساس آنچه گذشت بهنظر میرسد منظور از این تعبیر، «بیان توقع یهودیان نسبت به نشنیده گرفتن سخنان باطل و نادیده گرفتن رفتارهای نادرستشان و انداختن همهٔ مسئولیتها بر دوش پیامبر خدا» بوده و پاسخ قرآن این است که بهجای آن «اگر با فرمان بردن از پیامبر، او را ناظر بر سخنان و رفتارهای خود بدانند» برایشان بهتر خواهد بود. زیرا اینگونه بهجای اینکه پیامبر را راعی و متولی امورشان قرار دهند، مسئولیتها را خودشان بر عهده میگیرند، ولی به فرمان و نظارت او تن میدهند و رشد میکنند.
توضیح معنای مادهٔ «لوي» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«طعن» بهمعنی «زدن بر نقطهای از یک چیز با هدف نفوذ و وارد کردن آسیب به آن» است.
توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره گذشت.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا ﴿۴۷﴾
ای کسانی که کتاب به شما داده شده است، به آنچه بهعنوان تأییدکنندهٔ چیزی که با شماست فرو فرستادیم ایمان آورید، پیش از آنکه چهرههایی را آنچنان له کنیم که به پشتشان برشان گردانیم یا همانگونه که شنبهایها را از رحمت خود دور ساختیم آنان را نیز لعنت کنیم، که فرمان خدا همواره تحقّقش قطعی است.
«طمس» یعنی «تماس شدید و مالیدنی که موجب از بین رفتن ظواهر یک چیز شود». تعبیر «له و محو کردن چهره و برگرداندنش به پشت» کنایهای است از واژگونی چهرهٔ باطنی افراد که میتواند در شرایطی خاص در چهرهٔ ظاهری آنان نیز نمود پیدا کند.
«أصحاب» بهمعنی «اهالی و همراهان» است. در تعابیری مثل «أصحاب النار» و «أصحاب الجنة» و «أصحاب الأیکة» میتوان آن را «اهل» ترجمه کرد، ولی در جایی مثل «أصحاب السبت» و «أصحاب الیمین» و «أصحاب الشمال» بر اساس کاربرد رایج در زبان فارسی باید از «شنبهایها (یعنی کسانی که در جریان روز شنبه حرمتشکنی کردند)» و «سمت راستیها» و «سمت چپیها» استفاده کرد.
واژهٔ «مفعول» بارها در قرآن بهمعنی «امری که تحققش قطعی باشد» بهکار رفته است. مثلاً منظور از «ان کان وعد ربنا لمفعولاً» قطعی بودن تحقق وعدههای الهی است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini