ولایت در خدمت عدالت
حدود سه سال پیش در یادداشت «اولویت عدالت بر حکومت دینی» نمونههایی از سخنان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نهجالبلاغه را ذکر کردم تا نشان دهم از نگاه آن حضرت، رعایت اخلاق و عدالت، واجبتر و مهمتر از استقرار و حفظ حکومت اسلامی است. سال گذشته پس از بازنشر آن مطلب، برادر بزرگواری که این روزها در کنار سخنانی خوب و ارزشمند در رسانهٔ ملی، مطالبی نادرست و حاشیهساز مطرح میکند، در سخنرانی خود به نقد آن یادداشت پرداخت.
خلاصهٔ حرف وی این بود که در حکومت علوی نیز بهصورت ناخواسته بیعدالتیهایی رخ میداد و نمیتوان به این بهانه حکومت را تعطیل کرد. همان زمان در یادداشت «حفظ نظام یا عدالت» توضیح دادم وقوع ناخواستهٔ بیعدالتی با توجیه آن برای مصالح متفاوت است و ما حتی بهقیمت از دست رفتن نظام حق نداریم از ظلم بگذریم.
اکنون ایشان با استفاده از تریبونی رسمی پس از سخنانی غیر دقیق دربارهٔ توهم بودن توحید بیولایت، این بار اولویت ولایت را بالاتر از عدالت اعلام میکند و در توجیه آن میگوید: «گاهی انسان گمان میکند چیزی عدالت است در حالی که ظلمی بزرگ است. پس باید با تبعیت از ولایت، عدالت را تشخیص داد.»
این سخنان که یادآور مبانی اشاعره است و میتواند پشتوانهای ناخواسته برای توجیه بیعدالتیها باشد، با سیرهٔ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سازگاری ندارد. آن حضرت با آنکه تجسّم عدل بود، هرگز در برابر منتقدان، خود را ملاک عدالت معرفی نکرد و در مقام دفاع از عملکردش به همان چیزی که وجدان جمعی مردم بهعنوان حق و دادگری میفهمید استناد میفرمود.
تأکید امام بر اینکه «حق را بشناسید تا اهلش را تشخیص دهید» و اصرار ایشان بر بررسی سخن بهجای توجه به گوینده و تشویق آن حضرت برای جرأت بخشیدن به مردم در انتقاد آزادانه از بیعدالتیهایی که بهنظرشان میرسد، نشانگر برتر دانستن عدالت حتی از حکومت ولی مطلق خداست.
قبلاً توضیح دادهام راز تشویق به انتقاد از علی علیهالسلام چیست و در یادداشتی دیگر گفتهام انتقاد در حکومت معصوم چگونه با ضرورت تسلیم بودن مؤمنان در برابر ولی معصوم سازگاری دارد. همانگونه که در یادداشتی راه برونرفت از دوگانهٔ شیعهٔ تنوری یا شهروند منتقد را بیان کردم.
سید حمید حسینی ـ ۹۹/۲/۲۹
با کلیک بر بخشهای رنگی متن، مطالب مرتبط آن قابل مشاهده است.
#باورها
@hamidhossaini
حدود سه سال پیش در یادداشت «اولویت عدالت بر حکومت دینی» نمونههایی از سخنان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نهجالبلاغه را ذکر کردم تا نشان دهم از نگاه آن حضرت، رعایت اخلاق و عدالت، واجبتر و مهمتر از استقرار و حفظ حکومت اسلامی است. سال گذشته پس از بازنشر آن مطلب، برادر بزرگواری که این روزها در کنار سخنانی خوب و ارزشمند در رسانهٔ ملی، مطالبی نادرست و حاشیهساز مطرح میکند، در سخنرانی خود به نقد آن یادداشت پرداخت.
خلاصهٔ حرف وی این بود که در حکومت علوی نیز بهصورت ناخواسته بیعدالتیهایی رخ میداد و نمیتوان به این بهانه حکومت را تعطیل کرد. همان زمان در یادداشت «حفظ نظام یا عدالت» توضیح دادم وقوع ناخواستهٔ بیعدالتی با توجیه آن برای مصالح متفاوت است و ما حتی بهقیمت از دست رفتن نظام حق نداریم از ظلم بگذریم.
اکنون ایشان با استفاده از تریبونی رسمی پس از سخنانی غیر دقیق دربارهٔ توهم بودن توحید بیولایت، این بار اولویت ولایت را بالاتر از عدالت اعلام میکند و در توجیه آن میگوید: «گاهی انسان گمان میکند چیزی عدالت است در حالی که ظلمی بزرگ است. پس باید با تبعیت از ولایت، عدالت را تشخیص داد.»
این سخنان که یادآور مبانی اشاعره است و میتواند پشتوانهای ناخواسته برای توجیه بیعدالتیها باشد، با سیرهٔ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سازگاری ندارد. آن حضرت با آنکه تجسّم عدل بود، هرگز در برابر منتقدان، خود را ملاک عدالت معرفی نکرد و در مقام دفاع از عملکردش به همان چیزی که وجدان جمعی مردم بهعنوان حق و دادگری میفهمید استناد میفرمود.
تأکید امام بر اینکه «حق را بشناسید تا اهلش را تشخیص دهید» و اصرار ایشان بر بررسی سخن بهجای توجه به گوینده و تشویق آن حضرت برای جرأت بخشیدن به مردم در انتقاد آزادانه از بیعدالتیهایی که بهنظرشان میرسد، نشانگر برتر دانستن عدالت حتی از حکومت ولی مطلق خداست.
قبلاً توضیح دادهام راز تشویق به انتقاد از علی علیهالسلام چیست و در یادداشتی دیگر گفتهام انتقاد در حکومت معصوم چگونه با ضرورت تسلیم بودن مؤمنان در برابر ولی معصوم سازگاری دارد. همانگونه که در یادداشتی راه برونرفت از دوگانهٔ شیعهٔ تنوری یا شهروند منتقد را بیان کردم.
سید حمید حسینی ـ ۹۹/۲/۲۹
با کلیک بر بخشهای رنگی متن، مطالب مرتبط آن قابل مشاهده است.
#باورها
@hamidhossaini