یادداشت‌ها#۸۳۶

۲٫۶ هزار بازدید اخلاق
پاسخ جناب بابایی - بخش اول

پس از نقد یادداشت جناب رضا بابایی این پاسخ را از ایشان دریافت کردم:

متاسفانه در نقد شما ميان مدعا و دليل، تناسب نمي‌بينم. مثلا مي‌گوييد «کفر و ایمان، بیش از آنکه جنبۀ اعتقادی داشته باشد، مسئله‌ای اخلاقی است» اما مثالي كه مي‌زنيد(حديث اول باب شرك) از جنس اعتقادات است.
مي‌فرماييد: «وقتی چنین روحیه‌ای در انسان شکل گرفت، همان‌گونه که با آگاهی از حقانیت باورهایی دربارۀ مسائل و شخصیت‌های دینی مقاومتی در پذیرش نخواهد داشت، با درک ضرورت خیرخواهی و خوش‌خلقی نیز در این زمینه کوتاهی نمی‌کند.» بله انسان سعادت‌مند در برابر هيچ حقيقتي، آگاهانه مقاومت نمي‌كند، اما آن حقيقت را من و شما و فلان حديث و فلان تفسير و مذهب تعيين نمي‌كنند كه اگر آن را نپذيرفت، دوزخي شود. شما ايمان و اخلاق را ملاك مي‌دانيد اما به دليل دلدادگي به برخي شخصيت‌هاي تاريخي مي‌خواهيد به نحوي اعتقاد به آنها را هم داخل مسئلۀ ايمان و اخلاق كنيد. با اين استدلال شما پيروان هر مذهبي مي‌توانند ريزترين اعتقاداتشان را وارد اخلاق و ايمان كنند.
مي‌فرماييد: «هیچ منافاتی میان دلایلی که بی‌اعتقادی به خدا یا بی‌نمازی را عامل جهنمی شدن می‌داند با آنچه بداخلاقی حتی نسبت به حیوانات را موجب ورود به آتش اعلام می‌کند، وجود ندارد.» اما استدلالي كه مي‌كنيد، وافي به مقصود شما نيست. مي‌گوييد چون «کفر و ایمان، بیش از آنکه جنبهٔ اعتقادی داشته باشد، مسئله‌ای اخلاقی است.» اگر كفر و ايمان بيشتر جنبۀ اخلاقي دارد، چرا بايد نخواندن نماز كسي را جهنمي كند؟ حقيقتا بنده عاجزم از اينكه ميان آن مدعا و اين دليل ارتباطي ببينم.
با سپاس و ارادت

در پاسخ نوشتم:

گمان می‌کنم بیان و توضیحات فشردهٔ بنده گویایی لازم را نداشته و تصور منطبق نبودن مدعا و دلیل را پدید آورده است؛ اگر نه عرضم این نبود که عقاید و احکام را از جنس اخلاق می‌دانم تا جنابعالی در نقد آن، اعتقادی بودن موضوع حدیث اول باب شرک را به‌عنوان مثال نقض مطرح فرمایید.
مدعا این است که در آموزه‌های پیشوایان اسلام، کفر و ایمان یا به‌عبارتی شقاوت و سعادت در گرو اخلاق است و نه مرزهای اعتقادی یا ظواهر شرعی و دقت به این نکته، تناقضی را که مطرح کرده بودید برطرف می‌کند. زیرا وقتی کسی خود را موظف به تسلیم در برابر آگاهی‌هایش بداند و وجداناً برای شناخت حقیقت تلاش کند، حتی اگر به عقاید و احکام واقعی نرسد، همان رفتار و منش اخلاقی، او را نجات می‌دهد.
دلایلی که بر این ادعا تقدیم کردم، متون روشنی به‌نقل از همان پیشوایان بود که دقیقاً این ادعا را تأیید و تأکید می‌کرد. در اینجا اساساً بحث دلدادگی به افراد یا حق و باطل بودن اعتقادی خاص مطرح نیست. سخن در این است که وقتی پیشوایان یک مکتب، ملاک بهشتی بودن را تسلیم در برابر برداشت از حقیقت بدانند، اگر در جایی پذیرش خرمنی از باورها را شرط نجات اعلام کنند و در جایی دیگر، حق‌گویی دربارهٔ یک هستهٔ خرما را نجات‌بخش بخوانند، دچار تناقض نشده‌اند. زیرا در هر دو جا ملاک یکسانی را حاکم کرده‌اند.
با این توضیح، راز نجات‌بخش بودن التزام به ریزترین عقاید مذهبی که هر فرد در تلاشی منطقی به حقانیتش پی می‌برد روشن می‌شود؛ همان‌گونه که وجه جهنمی شدن کسی که وجداناً می‌فهمد باید نماز بخواند ولی از سر بی‌اخلاقی آن را ترک می‌کند، آشکار می‌گردد. چرا که در هر دو، فارغ از جنس موضوع، وظیفه‌ای اخلاقی وجود دارد که نادیده گرفتن آن، پایمال کردن انسانیت است.

t.me/hamidhossaini/833
#اخلاق_دین
@hamidhossaini
Telegram کانال سید حمید حسینی 💢 از خرمن باورها تا هستهٔ خرما 💢❇️ جناب رضا بابایی در یادداشتی با عنوان «از خرمای ایمان تا خرمن باورها» بخشی از روایات اخلاقی را با گروهی از احادیث بیان‌کنندهٔ جایگاه عقاید یا…
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».