یادداشت‌ها#۳۲۶۳

۷۸۳ بازدید
گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی

بخش پایانی

ادامهٔ پاسخ به نقد ویدیوی «آیا اسلام شرط نجات است؟»

۵) دربارهٔ واگذاریِ تشخیصِ حق به افراد
فرمودید نباید تشخیصِ حق را به خودِ افراد واگذاشت. این سخن خیلی عجیب است. به‌راستی اگر به خودِ افراد سپرده نشود، به که باید سپرد؟ آیا کسانی باید برای دیگران تشخیص دهند و دیگران موظف باشند همان را که آنان تشخیص می‌دهند بپذیرند؟ آیا همه وظیفه دارند آنچه را ما حق می‌دانیم حق بدانند؟ آیا این همان شیوه‌ای نیست که قرآن از مستکبران و دشمنانِ پیامبران خدا نقل می‌کند و برای مبارزه با آن تلاش می‌کند؟ تشخیصِ حق، سلیقه نیست؛ وظیفه‌ای است که خداوند بر عهدهٔ عقل و وجدانِ هر انسانی نهاده است و جالب آنکه همان آیهٔ «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» که بدان استناد فرمودید، گواهِ همین نکته است: هر کس در برابرِ گوش و چشم و دلِ خودش مسئول است، یعنی تشخیص، بر عهدهٔ خودِ اوست. آیهٔ قصص (۴۹ و ۵۰) نیز تأییدی بر همین سخن است و کسی را نکوهش می‌کند که با وجودِ هدایتِ برترِ برهان‌آور، از هوی پیروی می‌کند، و پیداست که تشخیصِ آن هدایتِ برتر نیز جز با برهان و بر عهدهٔ خودِ شخص نیست. هرکس را با شرایط و وسع و وجدان خودش خواهند سنجید و باید پاسخگویی چیزی باشد که می‌فهمیده و به آن اعتنا نکرده است.

۶) دربارهٔ بیمِ سوءاستفاده از این گفتمان
مطمئن باشید دعوتِ مردم به حق‌طلبی، به شنیدنِ سخنِ مخالف، و به تسلیم‌بودن در برابرِ منطق و استدلال، به دستِ هیچ‌کس بهانه‌ای برای بی‌مسئولیتی و بی‌خیالی نمی‌دهد؛ چراکه این راه، خود اصلاح‌گرِ خویش است و همه را به فکر و منطق و تسلیم بودن در برابر حقیقت دعوت می‌کند. برعکس، این انحصارطلبیِ دینی است که همواره بدترین بهانه‌ها را به دستِ مستکبران و مستبدانِ دینی داده، و بیشترین جنایاتِ تاریخ را همان کسانی رقم زده‌اند که خود را حقِ مطلق پنداشته و مدعیِ مالکیتِ انحصاریِ حقیقت بوده‌اند. پس اگر بناست از سوءاستفاده بیمناک باشیم، سرچشمهٔ آن نه احترام به تکثر باورها، بلکه همین انحصارطلبی است.

۷) دربارهٔ فضائل و تمایزِ اهدافِ عالیهٔ اسلام
اینجا نیز، به گمانم، همان برداشتِ نخست تکرار شده است. فرمودید کسانی که با فضیلت و برتریِ اسلام آشنا شده‌اند نباید آن را انکار کنند. اما مگر من گفته بودم چنین انکاری رواست؟ سخنِ من این بود که کسی که به حق‌بودنِ اسلام پی برده، اما دلیلی بر برتریِ آن نسبت به دینِ حقِ خود نیافته، به ترجیحِ آن مکلف نیست. حکمت و هدفمندیِ احکامِ اسلام، همان‌گونه که در خطبهٔ عمیق و زیبای فدکیه آمده، در جای خود پذیرفته و محترم است؛ اما این، به‌خودیِ‌خود و برای هر فردی در جایی که حجت بر او تمام نشده باشد، چیزی را ثابت نمی‌کند و الزام‌آور نیست.
بارِ دیگر از این نقدِ دلسوزانه و برادرانهٔ حضرتعالی سپاسگزارم و توفیق و سربلندیِ شما را از خدای مهربان خواستارم.

@hamidhossaini
Telegram کلام | سید حمید حسینی 💢 مسلمان بودن، شرط نجات است؟ 💢پیش از این دانستیم کسانی که در معرض انتخاب اسلام یا اظهار نظر دربارهٔ آن نباشند، وظیفه‌ای برای بررسی این دین ندارند. اکنون این سؤال را مطرح می‌کنیم…
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».