ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۸۶ تا ۱۹۰ سورهٔ اعراف
مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٨٦﴾
کسی را که خدا گمراه سازد، هیچ راهبری نخواهد داشت؛ و آنان را در حالی که سرگرداناند، در گردنکشی خود وا مینهد.
«في طغیانهم» متعلق به «نذرهم» و «یعمهون» حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٨٧﴾
از تو دربارهٔ آن زمان خاص میپرسند که: «هنگام تحققش چه زمانی است؟» بگو: «علمش تنها نزد خداوندگار من است؛ جز او آن را به وقتش آشکار نمیسازد؛ در آسمانها و زمین سنگینی میکند؛ بهسراغتان نمیآید مگر بهصورت ناگهانی.» از تو میپرسند، گویا تو از آن برکناری؛ بگو: «علمش تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمیدانند.»
معنای «الساعة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۱ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
«ارساء» بهمعنی «ثبات و استقرار یافتن چیزی بزرگ» است. «مُرسی» به قرینهٔ «أیان» اسم زمان است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
«حفي» بهمعنای «جدا شدن از وابستگی و نداشتن قید و بند» است. برخلاف برداشت اغلب مترجمان، این ماده وقتی با «عن» بهکار میرود، مفهوم «جدا و برکنار بودن» را بیان میکند و وقتی مانند تعبیر «إنّه کان بي حفیّاً» در سورهٔ مریم با «بـ» بهکار میرود، بهمعنی «دوستی بیواسطه و بدون قید و بند» است. بر این اساس باید معنایی را که معمولاً برای «کأنّک حفي عنها» ذکر کردهاند، عکس معنای دقیق آن دانست. زیرا منظور آیه این است که آنان از تو دربارهٔ قیامت میپرسند با این تصور که تو هیچ انس و ارتباطی با آن نداری تا یا مسخرهات کنند یا به جهلت اعتراف کنی. ولی خدا بار دیگر به آن حضرت فرمان میدهد همان پاسخ اول را تکرار کند و بگوید: «علم به قیامت تنها نزد خداست.» تا هم بر انحصار علم به این موضوع در خدا تأکید کند و هم تلویحاً انس و ارتباط معنوی آن حضرت نسبت به ماوراء و جهان آخرت را بیان نماید.
قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيرِ وَما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِن أنَا إِلّا نَذِيرٌ وَبَشيرٌ لِّقَومٍ يُؤمِنُونَ ﴿١٨٨﴾
بگو: «برای خودم اختیار هیچ سودی و زیانی را ندارم، مگر آنچه خدا بخواهد؛ و اگر غیب میدانستم، قطعاً در پی بهدست آوردن خیر بیشتری بودم و بدی به من نمیرسید؛ من جز هشداردهنده و بشارتدهندهای برای گروهی که ایمان میآورند نیستم.»
توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۰ سورهٔ انعام بیان شد.
معنای «استکثار» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۸ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿١٨٩﴾
او کسی است که شما را از یک حقیقت و گوهر انسانی آفرید و همسر آن را از همان حقیقت قرار داد تا با روی آوردن به او آرامش پیدا کند؛ پس هنگامی که مرد او را در پوشش خود گرفت، زن به باری سبک باردار شد و از آن مراقبت کرد؛ پس آنگاه که سنگینش ساخت، هر دو خداوندگارشان را خواندند که: «اگر به ما شایستهای عطا کنی، حتماً حتماً از قدرشناسان خواهیم بود.»
توضیح مفهوم «نفس واحدة» در ترجمهٔ آیهٔ نخست سورهٔ نساء بیان شد.
ترجمهای که اغلب مترجمان از «لیسکن الیها» ارائه دادهاند، ترجمهٔ «لیسکن بها» است. بهنظر میرسد استفاده از این تعبیر در آیه برای تأکید بر ضرورت روی آوردن همسران به یکدیگر است.
با توجه به مذکر و مؤنث نبودن ضمائر در فارسی از «مرد» و «زن» استفاده شد.
«مرور بـ» بهمعنی «گذشتن و عبور کردن همراه با» است که برای بیان مفهوم «مراقبت و همراهی» بهکار میرود.
اغلب مترجمان «أثقلت» را «سنگین شد» ترجمه کردهاند که ترجمهٔ «ثقلت» است. «اثقال» بهمعنی «سنگین ساختن» است و منظور آیه این است که با مراقبت، او را رشد داد و سنگین کرد.
فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٩٠﴾
ولی وقتی به ایشان شایستهای عطا کرد، در آنچه به آنها داده بود شریکهایی برایش قرار دادند؛ اما خدا از آنچه شریک قرار میدهند برتر است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٨٦﴾
کسی را که خدا گمراه سازد، هیچ راهبری نخواهد داشت؛ و آنان را در حالی که سرگرداناند، در گردنکشی خود وا مینهد.
«في طغیانهم» متعلق به «نذرهم» و «یعمهون» حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٨٧﴾
از تو دربارهٔ آن زمان خاص میپرسند که: «هنگام تحققش چه زمانی است؟» بگو: «علمش تنها نزد خداوندگار من است؛ جز او آن را به وقتش آشکار نمیسازد؛ در آسمانها و زمین سنگینی میکند؛ بهسراغتان نمیآید مگر بهصورت ناگهانی.» از تو میپرسند، گویا تو از آن برکناری؛ بگو: «علمش تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمیدانند.»
معنای «الساعة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۱ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
«ارساء» بهمعنی «ثبات و استقرار یافتن چیزی بزرگ» است. «مُرسی» به قرینهٔ «أیان» اسم زمان است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
«حفي» بهمعنای «جدا شدن از وابستگی و نداشتن قید و بند» است. برخلاف برداشت اغلب مترجمان، این ماده وقتی با «عن» بهکار میرود، مفهوم «جدا و برکنار بودن» را بیان میکند و وقتی مانند تعبیر «إنّه کان بي حفیّاً» در سورهٔ مریم با «بـ» بهکار میرود، بهمعنی «دوستی بیواسطه و بدون قید و بند» است. بر این اساس باید معنایی را که معمولاً برای «کأنّک حفي عنها» ذکر کردهاند، عکس معنای دقیق آن دانست. زیرا منظور آیه این است که آنان از تو دربارهٔ قیامت میپرسند با این تصور که تو هیچ انس و ارتباطی با آن نداری تا یا مسخرهات کنند یا به جهلت اعتراف کنی. ولی خدا بار دیگر به آن حضرت فرمان میدهد همان پاسخ اول را تکرار کند و بگوید: «علم به قیامت تنها نزد خداست.» تا هم بر انحصار علم به این موضوع در خدا تأکید کند و هم تلویحاً انس و ارتباط معنوی آن حضرت نسبت به ماوراء و جهان آخرت را بیان نماید.
قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيرِ وَما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِن أنَا إِلّا نَذِيرٌ وَبَشيرٌ لِّقَومٍ يُؤمِنُونَ ﴿١٨٨﴾
بگو: «برای خودم اختیار هیچ سودی و زیانی را ندارم، مگر آنچه خدا بخواهد؛ و اگر غیب میدانستم، قطعاً در پی بهدست آوردن خیر بیشتری بودم و بدی به من نمیرسید؛ من جز هشداردهنده و بشارتدهندهای برای گروهی که ایمان میآورند نیستم.»
توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۰ سورهٔ انعام بیان شد.
معنای «استکثار» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۸ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿١٨٩﴾
او کسی است که شما را از یک حقیقت و گوهر انسانی آفرید و همسر آن را از همان حقیقت قرار داد تا با روی آوردن به او آرامش پیدا کند؛ پس هنگامی که مرد او را در پوشش خود گرفت، زن به باری سبک باردار شد و از آن مراقبت کرد؛ پس آنگاه که سنگینش ساخت، هر دو خداوندگارشان را خواندند که: «اگر به ما شایستهای عطا کنی، حتماً حتماً از قدرشناسان خواهیم بود.»
توضیح مفهوم «نفس واحدة» در ترجمهٔ آیهٔ نخست سورهٔ نساء بیان شد.
ترجمهای که اغلب مترجمان از «لیسکن الیها» ارائه دادهاند، ترجمهٔ «لیسکن بها» است. بهنظر میرسد استفاده از این تعبیر در آیه برای تأکید بر ضرورت روی آوردن همسران به یکدیگر است.
با توجه به مذکر و مؤنث نبودن ضمائر در فارسی از «مرد» و «زن» استفاده شد.
«مرور بـ» بهمعنی «گذشتن و عبور کردن همراه با» است که برای بیان مفهوم «مراقبت و همراهی» بهکار میرود.
اغلب مترجمان «أثقلت» را «سنگین شد» ترجمه کردهاند که ترجمهٔ «ثقلت» است. «اثقال» بهمعنی «سنگین ساختن» است و منظور آیه این است که با مراقبت، او را رشد داد و سنگین کرد.
فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٩٠﴾
ولی وقتی به ایشان شایستهای عطا کرد، در آنچه به آنها داده بود شریکهایی برایش قرار دادند؛ اما خدا از آنچه شریک قرار میدهند برتر است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini