ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹ سورهٔ مائده
فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۰۷﴾
اما اگر یکباره مشخص شد که آندو سزاوار عنوان کوتاهی کردن شدهاند، پس دو فرد دیگر، از میان کسانی که آن دو نفر اول، استحقاق چنان عنوانی را علیه آنها پیدا کرده بودند، بهجای آنان قرار میگیرند؛ آنگاه به خدا سوگند میخورند که: «گواهی ما قطعاً از گواهی آندو درستتر است و از حق تجاوز نکردهایم، که در این صورت، بهراستی از ستمگران خواهیم بود.»
مادهٔ «عثر» بهمعنی «سقوط و وقوع یکباره و بدون مقدمه» است که در موضوعات گوناگونی همچون افتادن بر زمین یا آگاهی یافتن بهکار میرود.
«استحقاق» در اصل بهمعنی «طلب ثبوت و تحقق» است و معمولاً در جایی بهکار میرود که کسی یا چیزی «سزاوار ویژگی یا عنوانی خاص» باشد. بنا بر این ترجمهٔ آن به «ارتکاب» توسط اغلب مترجمان، ترجمهٔ دقیقی بهنظر نمیرسد.
«الأولیان» در روایتهای دیگر بهصورت «الأوّلان»، «الأوّلَینِ» و «الأوّلِینَ» نیز خوانده شده؛ همانگونه که «استَحَقَّ علیهم» را بهصورت مجهول «استُحُقَّ علیهم» نیز خواندهاند که در نظر گرفتن این احتمالات، معانی گوناگون و پیچیدهای را برای این آیه ایجاد میکند. دربارهٔ نقش «الأولیان» که در قرائت مشهور حفص آمده نیز احتمالات گوناگونی وجود دارد که این آیه را به یکی از دشوارترین آیات قرآن تبدیل میکند. در مجموع بهنظر میرسد سرراستترین معنا را در حالتی میتوان بهدست آورد که این واژه را «الأوّلان» بخوانیم یا معنا کنیم و آن را فاعل «استَحَقَّ علیهم» در نظر بگیریم؛ یعنی دو فرد جایگزین، از میان کسانی باشند که آن دو شاهد نخست دربارهٔ آنها کوتاهی و ستم کردهاند و مستحق چنین عنوانی شناخته شدهاند.
ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿۱۰۸﴾
آن برای اینکه گواهی را بهصورت درستش ادا کنند یا بیم داشته باشند که پس از سوگندهایشان سوگندهایی باز گردانده شود، مناسبتر است. و از خدا پروا کنید و بشنوید؛ و خدا گروه نابهکاران را راهبری نمیکند.
«أدنی» در لغت بهمعنی «نزدیکتر و پایینتر» است، ولی در کاربردهای قرآنی بسته به محتوای جمله، مفاهیم مختلفی چون «نزدیکتر، پایینتر، پستتر، بهتر، مناسبتر و کمتر» را بیان میکند.
معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد بیان شد.
معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۱۰۹﴾
روزی که خدا فرستادگان را گرد میآورد و میگوید: «چه پاسخی به شما داده شد؟» گویند: «ما اطلاعی نداریم؛ بهراستی این تویی که به همهٔ امور پنهانی بسیار دانایی.»
«لا علم لنا» بهمعنی «ما هیچ علمی نداریم» است، ولی در فارسی روزمره برای بیان این مفهوم از تعبیر «اطلاعی نداریم» استفاده میشود.
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِنْ شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۰۷﴾
اما اگر یکباره مشخص شد که آندو سزاوار عنوان کوتاهی کردن شدهاند، پس دو فرد دیگر، از میان کسانی که آن دو نفر اول، استحقاق چنان عنوانی را علیه آنها پیدا کرده بودند، بهجای آنان قرار میگیرند؛ آنگاه به خدا سوگند میخورند که: «گواهی ما قطعاً از گواهی آندو درستتر است و از حق تجاوز نکردهایم، که در این صورت، بهراستی از ستمگران خواهیم بود.»
مادهٔ «عثر» بهمعنی «سقوط و وقوع یکباره و بدون مقدمه» است که در موضوعات گوناگونی همچون افتادن بر زمین یا آگاهی یافتن بهکار میرود.
«استحقاق» در اصل بهمعنی «طلب ثبوت و تحقق» است و معمولاً در جایی بهکار میرود که کسی یا چیزی «سزاوار ویژگی یا عنوانی خاص» باشد. بنا بر این ترجمهٔ آن به «ارتکاب» توسط اغلب مترجمان، ترجمهٔ دقیقی بهنظر نمیرسد.
«الأولیان» در روایتهای دیگر بهصورت «الأوّلان»، «الأوّلَینِ» و «الأوّلِینَ» نیز خوانده شده؛ همانگونه که «استَحَقَّ علیهم» را بهصورت مجهول «استُحُقَّ علیهم» نیز خواندهاند که در نظر گرفتن این احتمالات، معانی گوناگون و پیچیدهای را برای این آیه ایجاد میکند. دربارهٔ نقش «الأولیان» که در قرائت مشهور حفص آمده نیز احتمالات گوناگونی وجود دارد که این آیه را به یکی از دشوارترین آیات قرآن تبدیل میکند. در مجموع بهنظر میرسد سرراستترین معنا را در حالتی میتوان بهدست آورد که این واژه را «الأوّلان» بخوانیم یا معنا کنیم و آن را فاعل «استَحَقَّ علیهم» در نظر بگیریم؛ یعنی دو فرد جایگزین، از میان کسانی باشند که آن دو شاهد نخست دربارهٔ آنها کوتاهی و ستم کردهاند و مستحق چنین عنوانی شناخته شدهاند.
ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿۱۰۸﴾
آن برای اینکه گواهی را بهصورت درستش ادا کنند یا بیم داشته باشند که پس از سوگندهایشان سوگندهایی باز گردانده شود، مناسبتر است. و از خدا پروا کنید و بشنوید؛ و خدا گروه نابهکاران را راهبری نمیکند.
«أدنی» در لغت بهمعنی «نزدیکتر و پایینتر» است، ولی در کاربردهای قرآنی بسته به محتوای جمله، مفاهیم مختلفی چون «نزدیکتر، پایینتر، پستتر، بهتر، مناسبتر و کمتر» را بیان میکند.
معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد بیان شد.
معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۱۰۹﴾
روزی که خدا فرستادگان را گرد میآورد و میگوید: «چه پاسخی به شما داده شد؟» گویند: «ما اطلاعی نداریم؛ بهراستی این تویی که به همهٔ امور پنهانی بسیار دانایی.»
«لا علم لنا» بهمعنی «ما هیچ علمی نداریم» است، ولی در فارسی روزمره برای بیان این مفهوم از تعبیر «اطلاعی نداریم» استفاده میشود.
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini