یادداشت‌ها#۲۶۳۶

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۸۴ تا ۸۷ سورهٔ نساء

فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا ﴿۸۴﴾
پس در راه خدا پیکار کن که جز دربارهٔ خودت تکلیفی نداری و مؤمنان را یک‌دله کن! چه‌بسا خدا ناملایمات کسانی را که حق‌پوشی کردند از شما باز دارد. و خدا در پدید آوردن ناملایمات، قوی‌تر و در ایجاد تنگنا و منع، توانمندتر است.

مادهٔ «حرض» به‌معنی «جدا شدن از همهٔ افکار و تعلقات و دل سپردن تنها به یک موضوع» است و وقتی به باب تفعیل می‌رود، بیانگر قرار دادن دیگران در آن حالت است؛ لذا ترجمهٔ مشهور آن به «تشویق و ترغیب» چندان دقیق نیست و پیام آیه را دربارهٔ ضرورت آماده‌سازی روحی مؤمنان برای دل دادن به جهاد، منتقل نمی‌کند.
معنای «بأس» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره بیان شد.
مادهٔ «نکل» در اصل به‌معنی «ایجاد منع و تنگنا» است، ولی مجازاً برای مفاهیمی چون «خودداری یا ناتوانی» نیز به‌کار می‌رود؛ لذا به «انجام ندادن تعهدات» «نکول» گفته می‌شود. «تنکیل» به‌معنی «در تنگنا و منع قرار دادن» و نوعی تأکید بر همان مفهوم اصلی «نکل» است. این تنگنا و منع می‌تواند با سلب رحمت و خیر از دیگری پدید آید، یا با مجازات متخلف و عبرت قرار دادن او، موجب منع دیگران از ارتکاب رفتار مشابه شود.

مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا ﴿۸۵﴾
هر کس اعمال نفوذ نیکویی انجام دهد، بهره‌ای از آن خواهد داشت و هر کس اعمال نفوذ بدی انجام دهد، سهم معینی از آن خواهد داشت. و خدا همواره بر هر چیزی توانبخشی دارد.

توضیح معنای «شفاعت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ سورهٔ بقزه بیان شد.
«کفل» صفت از مادهٔ «کفالت» است که در اصل مفهوم «تعهد در قبال هزینه یا بدهی فردی دیگر» را بیان می‌کند و از آنجا که این تعهد باید دقیقاً به‌اندازهٔ آن بدهی باشد، از این صفت برای بیان هر نوع «سهم معین» نیز استفاده می‌شود. چنین تعین و دقتی در «نصیب» وجود ندارد؛ لذا در این آیه برای شفاعت نیکو از «نصیب» و برای شفاعت بد از «کفل» استفاده شده است.
مادهٔ «قوت» به‌معنی «ما یحتاج ضروری برای بقا» است و با «رزق» به‌معنی «روزی» تفاوت دارد. «مقیت» اسم فاعل و به‌معنی «کسی که نیاز ضروری دیگری برای بقا را تأمین می‌کند» است. از آنجا که برای این مفهوم معادل دقیقی در فارسی سراغ نداریم ناچاریم از تعبیر «توانبخشی» در ترجمه استفاده کنیم.

وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا ﴿۸۶﴾
و هر گاه با درودی به شما سلام گفته شد، شما با نیکوتر از آن درود گویید یا همان را برگردانید. به‌راستی خدا همواره حسابرس همه چیز است.

«تحیت» از ریشهٔ «حیات» اصطلاحی است که برای انواع «دعا و آرزوی سلامتی» در فرهنگ‌های گوناگون به‌کار می‌رود. نزدیک‌ترین معادل برای این مفهوم «درود و سلام» است.

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا ﴿۸۷﴾
خدا که معبودی جز او نیست، حتماً حتماً شما را به‌‌سوی روز رستاخیز گرد خواهد آورد که تردیدی در آن نیست. و چه کسی در سخن از خدا راستگوتر است؟

با توجه به آمدن «الی» بعد از «لیجمعنّکم» ترجمهٔ آن به «گرد آوردن در» ترجمهٔ دقیقی نیست.
به‌منظور نشان دادن دو بار تأکیدی که با لام تأکید و نون تأکید ثقیله در «لیجمعنّکم» ابراز شده است، از تعبیر «حتماً حتماً» استفاده شد.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۴:۸۴–۸۷

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».