ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۵ تا ۴۸ سورهٔ بقره
واسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ (۴۵)
و از شکیبایی و نماز یاری بجویید که البته آن، جز برای افتادهحالان، سنگین و دشوار است.
یکی از معانی بیانشده برای «کبیر» «بزرگ بودن کار بهگونهای که انجامش دشوار باشد» است.
«خشوع» در لغت بهمعنی «خضوع و فروتنی در بدن و بهویژه چشم، همراه با ترس در دل» است؛ لذا در ترجمهٔ آن از تعبیر «افتادهحالی» استفاده شد تا تفاوتش با معنای کلی فروتنی مشخص باشد.
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (۴۶)
آنان که فکر میکنند به دیدار خداوندگارشان میروند و در حال بازگشت بهسوی اویند.
اگرچه در کتب لغت و برخی احادیث برای ماده «ظن» دو معنی ذکر شده و گفتهاند این واژه گاهی بهمعنی گمان و گاهی بهمعنای یقین است، اما با توجه به اینکه اصل در هر واژه و کاربردش در یک کتاب این است که معنایی واحد داشته باشد، بهنظر میرسد «ظن» در همهجای قرآن بهمعنای «چیزی که به ذهن یا فکر میرسد» باشد که معمولاً معادل «گمان» و گاهی معادل «یقین» است.
يا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ (۴۷)
ای بنیاسرائیل، به یاد آورید آن نعمتم را که بر شما بخشیدم و بر جهانیان برتریتان دادم.
توضیحات مربوط به «بنیاسرائیل» و «أنعمت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۰ گذشت.
واتَّقُوا يَوْمًا لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ (۴۸)
و پروای روزی را داشته باشید که کسی چیزی را بهجای کسی ادا نمیکند و از او اِعمالِ نفوذی نپذیرند و تاوانی از او گرفته نمیشود و حمایت نخواهند شد.
تعبیر «تجزی عن» بهمعنای «جزا دیدن» یا «دفع کردن» و سایر معانی رایج در ترجمهها نیست؛ بلکه بهمعنی «پرداختن دیون کسی از طرف او» است.
یکی از معانی واژهٔ «عدل» غرامتی است که معادل جرم از مجرم گرفته میشود. یعنی تاوانی که پرداخت میکند و از مجازات رها میشود.
مادهٔ «شفع» بهمعنی «کنار هم قرار گرفتن برای تقویت و رسیدن به نتیجهٔ مطلوبتر» است؛ لذا به «قرار گرفتن در کنار شخص برای تقویت او و پیشبرد اهدافش» «شفاعت» گفته میشود. دقت به این ریشهٔ لغوی نشان میدهد ترجمهٔ مشهور آن به «وساطت» یا «میانجی شدن» چندان دقیق نیست؛ زیرا این تعابیر معمولاً برای ایجاد صلح و آشتی بهکار میرود، نه تقویت و پیشبرد کار. نزدیکترین تعبیر رایج برای مفهوم «شفاعت» که منطبق با معنای لغوی آن باشد، «اعمال نفوذ» است.
مادهٔ «نصر» بهمعنی «یاری کردن در برابر کسی» است و با مادهٔ «عون» که مفهوم «یاری کردنِ بدون در نظر گرفتنِ طرف مقابل» را بیان میکند، تفاوت دارد. در فارسی برای کمک به یکی از طرفین نزاع معمولاً از تعبیر «حمایت کردن» استفاده میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
واسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ (۴۵)
و از شکیبایی و نماز یاری بجویید که البته آن، جز برای افتادهحالان، سنگین و دشوار است.
یکی از معانی بیانشده برای «کبیر» «بزرگ بودن کار بهگونهای که انجامش دشوار باشد» است.
«خشوع» در لغت بهمعنی «خضوع و فروتنی در بدن و بهویژه چشم، همراه با ترس در دل» است؛ لذا در ترجمهٔ آن از تعبیر «افتادهحالی» استفاده شد تا تفاوتش با معنای کلی فروتنی مشخص باشد.
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (۴۶)
آنان که فکر میکنند به دیدار خداوندگارشان میروند و در حال بازگشت بهسوی اویند.
اگرچه در کتب لغت و برخی احادیث برای ماده «ظن» دو معنی ذکر شده و گفتهاند این واژه گاهی بهمعنی گمان و گاهی بهمعنای یقین است، اما با توجه به اینکه اصل در هر واژه و کاربردش در یک کتاب این است که معنایی واحد داشته باشد، بهنظر میرسد «ظن» در همهجای قرآن بهمعنای «چیزی که به ذهن یا فکر میرسد» باشد که معمولاً معادل «گمان» و گاهی معادل «یقین» است.
يا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ (۴۷)
ای بنیاسرائیل، به یاد آورید آن نعمتم را که بر شما بخشیدم و بر جهانیان برتریتان دادم.
توضیحات مربوط به «بنیاسرائیل» و «أنعمت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۰ گذشت.
واتَّقُوا يَوْمًا لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ (۴۸)
و پروای روزی را داشته باشید که کسی چیزی را بهجای کسی ادا نمیکند و از او اِعمالِ نفوذی نپذیرند و تاوانی از او گرفته نمیشود و حمایت نخواهند شد.
تعبیر «تجزی عن» بهمعنای «جزا دیدن» یا «دفع کردن» و سایر معانی رایج در ترجمهها نیست؛ بلکه بهمعنی «پرداختن دیون کسی از طرف او» است.
یکی از معانی واژهٔ «عدل» غرامتی است که معادل جرم از مجرم گرفته میشود. یعنی تاوانی که پرداخت میکند و از مجازات رها میشود.
مادهٔ «شفع» بهمعنی «کنار هم قرار گرفتن برای تقویت و رسیدن به نتیجهٔ مطلوبتر» است؛ لذا به «قرار گرفتن در کنار شخص برای تقویت او و پیشبرد اهدافش» «شفاعت» گفته میشود. دقت به این ریشهٔ لغوی نشان میدهد ترجمهٔ مشهور آن به «وساطت» یا «میانجی شدن» چندان دقیق نیست؛ زیرا این تعابیر معمولاً برای ایجاد صلح و آشتی بهکار میرود، نه تقویت و پیشبرد کار. نزدیکترین تعبیر رایج برای مفهوم «شفاعت» که منطبق با معنای لغوی آن باشد، «اعمال نفوذ» است.
مادهٔ «نصر» بهمعنی «یاری کردن در برابر کسی» است و با مادهٔ «عون» که مفهوم «یاری کردنِ بدون در نظر گرفتنِ طرف مقابل» را بیان میکند، تفاوت دارد. در فارسی برای کمک به یکی از طرفین نزاع معمولاً از تعبیر «حمایت کردن» استفاده میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini