نماز از زاویهای دیگر
نه نماز خواندن کسی لزوماً بهمعنی وارستگی و سعادتمندی اوست و نه بینماز بودنش نشانهای قطعی برای پلیدی و سرنوشت شومش بهشمار میآید. چه بسیار نمازخوانهایی که زشتترین جنایتها را مرتکب شدند و بسا بینمازانی که آزارشان به مورچه هم نرسید و شرافتمندانه زندگی کردند. اما آیا این واقعیت میتواند توجیه خوبی برای بینمازی باشد؟
برای پاسخ به این پرسش و آگاهی از راز اصرار قرآن به بر پا داشتن نماز، باید از همان چشماندازی به جهان بنگریم که کتاب خدا در برابر ما میگشاید. در این منظره آنچه دیده میشود، رحمتی است بیکران که همه جا را فرا گرفته و کائنات را بهسوی مهربانی مطلق حرکت میدهد. جزئیات این صحنه نیز سرشار از مهرورزی است و از باد و باران و شب و روز تا مرگ و زندگی، همه و همه بر مدار محبت تنظیم شده است.
قرآن فیضبخشی خدا را به آبی فرو آمده از آسمان تشبیه میکند که سیلآسا به جریان افتاده و هر ظرفی بسته به گنجایش محدودش از آن بهره میبرد؛ ولی در این میان، ظرفی متفاوت به نام انسان وجود دارد که میتواند همپای بیکرانگی دریای رحمت، در ابعادی نامحدود رشد کند و جانشین و پذیرای مهر بیپایان او باشد؛ تا جایی که گنجاترین آوندها در برابرش سر به سجده بگذارند.
توصیفی که قرآن از این صحنهٔ شکوهمند ارائه میدهد، حمد و تسبیح همهٔ ذرات جهان و پشتیبانی آنها از رشد بیشتر انسان است. در این نظرگاه، هر پدیدهای همچون ظرفی لبریز از رحمت، نشاندهندهٔ بینقص بودن پدیدآورندهای است که مسیر همه چیز را از قبل مشخص کرده و موجوداتی را که با این جریان همراه باشند، در حال نماز توصیف میکند؛ اما از انسان میخواهد نمازی متفاوت را بر پا دارد.
سرّ تفاوت انسان با دیگر موجودات در برخورداری از ارادهای است که باری سنگینتر از تابآوری آسمان و زمین و کوهها را بر دوشش میگذارد و فرصت بینظیر انتخاب عاشقانه را برایش فراهم میآورد. زیرا فقط اوست که میتواند در شرایطی که راه فساد و جنایت در برابرش باز است، مهربانی و صداقت را برگزیند و با تسلیم در برابر حقیقت، از ظرفیت و رشدی بیپایان برخوردار شود.
اکنون اگر از این زاویه به انسانیت بنگریم، آن را حمد و تسبیحی بهمراتب ارزشمندتر از ستایش و تقدیس دیگر موجودات مییابیم و بهجرأت میتوانیم ادعا کنیم نماز واقعی چیزی جز زندگی پاک و شرافتمندانه نیست. لذا قرآن کسی را که صادقانه در برابر تشخیص وجدانش تسلیم باشد، اهل نجات و شایستهٔ بهشت امن و رحمت گستردهٔ خدا میداند.
این آموزهٔ قرآنی نهتنها توجیهی برای ترک نماز به دست نمیدهد، بلکه حقطلبان را در پایبندی به عبادت مصممتر میکند. زیرا وقتی با تأثیر یاد خدا در سلامت روان و ضمانتبخشی نماز برای انسانیت آشنا شوند، با همهٔ وجود آن را بهجا میآورند؛ و بر فرض اگر نسبت به آن کمتوجه باشند، خود را با نماز ظاهری دلخوش و با نماز ریاکارانه از انسانیت دور نمیکنند.
برای مشاهدهٔ مستندات قرآنی، روی متون آبیرنگ کلیک کنید.
#نماز ۳
@hamidhossaini
نه نماز خواندن کسی لزوماً بهمعنی وارستگی و سعادتمندی اوست و نه بینماز بودنش نشانهای قطعی برای پلیدی و سرنوشت شومش بهشمار میآید. چه بسیار نمازخوانهایی که زشتترین جنایتها را مرتکب شدند و بسا بینمازانی که آزارشان به مورچه هم نرسید و شرافتمندانه زندگی کردند. اما آیا این واقعیت میتواند توجیه خوبی برای بینمازی باشد؟
برای پاسخ به این پرسش و آگاهی از راز اصرار قرآن به بر پا داشتن نماز، باید از همان چشماندازی به جهان بنگریم که کتاب خدا در برابر ما میگشاید. در این منظره آنچه دیده میشود، رحمتی است بیکران که همه جا را فرا گرفته و کائنات را بهسوی مهربانی مطلق حرکت میدهد. جزئیات این صحنه نیز سرشار از مهرورزی است و از باد و باران و شب و روز تا مرگ و زندگی، همه و همه بر مدار محبت تنظیم شده است.
قرآن فیضبخشی خدا را به آبی فرو آمده از آسمان تشبیه میکند که سیلآسا به جریان افتاده و هر ظرفی بسته به گنجایش محدودش از آن بهره میبرد؛ ولی در این میان، ظرفی متفاوت به نام انسان وجود دارد که میتواند همپای بیکرانگی دریای رحمت، در ابعادی نامحدود رشد کند و جانشین و پذیرای مهر بیپایان او باشد؛ تا جایی که گنجاترین آوندها در برابرش سر به سجده بگذارند.
توصیفی که قرآن از این صحنهٔ شکوهمند ارائه میدهد، حمد و تسبیح همهٔ ذرات جهان و پشتیبانی آنها از رشد بیشتر انسان است. در این نظرگاه، هر پدیدهای همچون ظرفی لبریز از رحمت، نشاندهندهٔ بینقص بودن پدیدآورندهای است که مسیر همه چیز را از قبل مشخص کرده و موجوداتی را که با این جریان همراه باشند، در حال نماز توصیف میکند؛ اما از انسان میخواهد نمازی متفاوت را بر پا دارد.
سرّ تفاوت انسان با دیگر موجودات در برخورداری از ارادهای است که باری سنگینتر از تابآوری آسمان و زمین و کوهها را بر دوشش میگذارد و فرصت بینظیر انتخاب عاشقانه را برایش فراهم میآورد. زیرا فقط اوست که میتواند در شرایطی که راه فساد و جنایت در برابرش باز است، مهربانی و صداقت را برگزیند و با تسلیم در برابر حقیقت، از ظرفیت و رشدی بیپایان برخوردار شود.
اکنون اگر از این زاویه به انسانیت بنگریم، آن را حمد و تسبیحی بهمراتب ارزشمندتر از ستایش و تقدیس دیگر موجودات مییابیم و بهجرأت میتوانیم ادعا کنیم نماز واقعی چیزی جز زندگی پاک و شرافتمندانه نیست. لذا قرآن کسی را که صادقانه در برابر تشخیص وجدانش تسلیم باشد، اهل نجات و شایستهٔ بهشت امن و رحمت گستردهٔ خدا میداند.
این آموزهٔ قرآنی نهتنها توجیهی برای ترک نماز به دست نمیدهد، بلکه حقطلبان را در پایبندی به عبادت مصممتر میکند. زیرا وقتی با تأثیر یاد خدا در سلامت روان و ضمانتبخشی نماز برای انسانیت آشنا شوند، با همهٔ وجود آن را بهجا میآورند؛ و بر فرض اگر نسبت به آن کمتوجه باشند، خود را با نماز ظاهری دلخوش و با نماز ریاکارانه از انسانیت دور نمیکنند.
برای مشاهدهٔ مستندات قرآنی، روی متون آبیرنگ کلیک کنید.
#نماز ۳
@hamidhossaini