کفر یعنی بیاخلاقی
معمولاً وقتی از ایمان و کفر سخن به میان میآید ذهنها بهسمت مسائل اعتقادی میرود و باور نداشتن به گزارههای ی دینی ملاک تکفیر افراد شمرده میشود. این در حالی است که پیشوایان اسلام چنین دیدگاهی نداشتند و در نگاه ایشان بیاخلاقی عامل و ملاک کفر شمرده میشد.
هر دینپژوهی باید احادیث زیبای «کتاب ایمان و کفر» در اصول کافی را مرور کند تا ضمن پی بردن به این نکتهٔ مهم دریابد چرا محدّث ورزیدهای چون مرحوم کلینی در تنظیم ابواب مهمترین و معتبرترین کتاب حدیثی شیعه چنین نامی را برای مجموعه احادیث اخلاقی انتخاب کرده است.
بهعنوان نمونه در حدیث اول باب الشرک این کتاب نقل شده که وقتی از امام باقر (علیهالسلام) دربارهٔ پایینترین مرتبهٔ شرک سؤال شد، ایشان بهجای مسائل اعتقادی، موضوعی اخلاقی را مطرح کردند: «اینکه کسی به ریگ بگوید هستهٔ خرما و به هستهٔ خرما بگوید ریگ و به آن ملتزم شود».
در احادیث باب «اصول و ارکان کفر» نیز بهجای بیان اصول اعتقادی، تنها سخن از بیاخلاقی بهمیان آمده و عناوینی چون حرص، حسد و استکبار، بهعنوان ریشه و رکن کفر اعلام میشود. لذا کفر منکران خدا و پیامبران، بیاخلاقی آنها در پذیرش این حقایق بزرگ و روشن است.
بر این اساس تنها در صورتی میتوان منکران باورهای اعتقادی را کافر نامید که حقانیت موضوعی را بفهمند و از سر خودخواهی و بیاخلاقی آن را انکار کنند و تنها کسی را میتوان مؤمن دانست که حقایق دینی را با انگیزههای اخلاقی پذیرفته و به آن پایبند باشد.
#اخلاق_دین
@hamidhossaini
معمولاً وقتی از ایمان و کفر سخن به میان میآید ذهنها بهسمت مسائل اعتقادی میرود و باور نداشتن به گزارههای ی دینی ملاک تکفیر افراد شمرده میشود. این در حالی است که پیشوایان اسلام چنین دیدگاهی نداشتند و در نگاه ایشان بیاخلاقی عامل و ملاک کفر شمرده میشد.
هر دینپژوهی باید احادیث زیبای «کتاب ایمان و کفر» در اصول کافی را مرور کند تا ضمن پی بردن به این نکتهٔ مهم دریابد چرا محدّث ورزیدهای چون مرحوم کلینی در تنظیم ابواب مهمترین و معتبرترین کتاب حدیثی شیعه چنین نامی را برای مجموعه احادیث اخلاقی انتخاب کرده است.
بهعنوان نمونه در حدیث اول باب الشرک این کتاب نقل شده که وقتی از امام باقر (علیهالسلام) دربارهٔ پایینترین مرتبهٔ شرک سؤال شد، ایشان بهجای مسائل اعتقادی، موضوعی اخلاقی را مطرح کردند: «اینکه کسی به ریگ بگوید هستهٔ خرما و به هستهٔ خرما بگوید ریگ و به آن ملتزم شود».
در احادیث باب «اصول و ارکان کفر» نیز بهجای بیان اصول اعتقادی، تنها سخن از بیاخلاقی بهمیان آمده و عناوینی چون حرص، حسد و استکبار، بهعنوان ریشه و رکن کفر اعلام میشود. لذا کفر منکران خدا و پیامبران، بیاخلاقی آنها در پذیرش این حقایق بزرگ و روشن است.
بر این اساس تنها در صورتی میتوان منکران باورهای اعتقادی را کافر نامید که حقانیت موضوعی را بفهمند و از سر خودخواهی و بیاخلاقی آن را انکار کنند و تنها کسی را میتوان مؤمن دانست که حقایق دینی را با انگیزههای اخلاقی پذیرفته و به آن پایبند باشد.
#اخلاق_دین
@hamidhossaini