نماز، تکلیف یا توصیه؟
رابطه با خدا و ارتقای معنوی موضوعی درونی است که از مسیر انتخاب و اشتیاق قلبی میگذرد؛ لذا هیچ اجباری در آن راه ندارد. الزام در جایی بهکار میآید که حقوق دیگران مطرح باشد و جز با اعمال قانون نتوان در برابر زیادهخواهیها ایستاد. اما وقتی سر و کار با دل است، هر گونه فشار، نتیجه را وارونه میکند.
شاید به نظر برسد گاهی ناچاریم در مسائل شخصی نیز اجبار را بپذیریم یا چیزی را بر خود تحمیل کنیم. مثلاً وقتی بیماریم اگر داروی تلخ را با اکراه هم بخوریم بهسود ماست و درمان میشویم. پس در دینداری نیز خوب است تلخی عبادت و سنگینی اجبار را تحمل کنیم تا به درمان بیماریهای باطنی و تعالی روحی برسیم.
اما این برداشت درست نیست و نباید امور معنوی که به شوق و ارادهٔ انسان وابستگی دارد را با فرایندهای مادی قیاس کرد. از نگاه قرآن، ذرهای ناخالصی در نیت و اندکی احساس ناخشنودی در رابطه با خدا عبادت را بیخاصیت و نابود میکند و نمازی که با تلخکامی خوانده شود نهتنها سودبخش نیست، بلکه به معنویت آسیب میزند.
قرآن بهجای اصرار بر الزامی بودن نماز یا تعیین مجازات برای بینمازی، همواره از فوائد یاد خدا سخن میگوید و با بیان نشانهها و نعمتهای او، در پی ایجاد رابطهای محبتآمیز است تا لطفش را شامل کسانی کند که این دعوت کریمانه را میپذیرند و با اشتیاق، ظرفیت خود را برای بهرهمندی بیشتر از رحمتی بیپایان افزایش میدهند.
اگر اندکی با گستردگی رحمت خدا آشنا باشیم، متوجه میشویم که همهٔ آنچه دربارهٔ عذابهایی سخت بیان کرده، هشدارهایی از سر مهربانی است برای مراقبت از کسانی که دوستشان دارد و میخواهد با توصیفی ملموس، واقعیت وحشتناک دور شدن از هدف حقیقی زندگی را به آنها گوشزد کند تا از این مقصد مهم، غافل و محروم نشوند.
فرمان محافظت از نمازها نیز تکلیفی نیست که از موضع قدرت بر عهدهٔ بندگان گذاشته شده باشد. خدایی که کار خود و فرستادگانش را برداشتن بار از دوش انسان و سبکبال کردن او برای پرواز میداند، راضی به زحمت کسی نیست، ولی چون میداند جز با برنامهای دائمی نمیتوان به چنین هدفی رسید، پایبندی همیشگی به آن را توصیه میکند.
تفاوت تکلیف یا توصیه دانستن نماز را نباید در اصطلاحاتی چون واجب یا مستحب فقهی جستجو کرد. زیرا هیچ عاقلی در انجام سفارش خدایی مهربان و دوستداشتنی تردید و کوتاهی نمیکند. نکتهٔ اصلی در پرهیز از نگاهی است که خدایی زورگو را در انتظار اطاعت شدن و تملق شنیدن معرفی میکند و شرایطی را پدید میآورد که نماز، با کسالت و بیمیلی خوانده شود.
برای مشاهدهٔ مستندات قرآنی، روی متون آبیرنگ کلیک کنید.
#نماز ۲
@hamidhossaini
رابطه با خدا و ارتقای معنوی موضوعی درونی است که از مسیر انتخاب و اشتیاق قلبی میگذرد؛ لذا هیچ اجباری در آن راه ندارد. الزام در جایی بهکار میآید که حقوق دیگران مطرح باشد و جز با اعمال قانون نتوان در برابر زیادهخواهیها ایستاد. اما وقتی سر و کار با دل است، هر گونه فشار، نتیجه را وارونه میکند.
شاید به نظر برسد گاهی ناچاریم در مسائل شخصی نیز اجبار را بپذیریم یا چیزی را بر خود تحمیل کنیم. مثلاً وقتی بیماریم اگر داروی تلخ را با اکراه هم بخوریم بهسود ماست و درمان میشویم. پس در دینداری نیز خوب است تلخی عبادت و سنگینی اجبار را تحمل کنیم تا به درمان بیماریهای باطنی و تعالی روحی برسیم.
اما این برداشت درست نیست و نباید امور معنوی که به شوق و ارادهٔ انسان وابستگی دارد را با فرایندهای مادی قیاس کرد. از نگاه قرآن، ذرهای ناخالصی در نیت و اندکی احساس ناخشنودی در رابطه با خدا عبادت را بیخاصیت و نابود میکند و نمازی که با تلخکامی خوانده شود نهتنها سودبخش نیست، بلکه به معنویت آسیب میزند.
قرآن بهجای اصرار بر الزامی بودن نماز یا تعیین مجازات برای بینمازی، همواره از فوائد یاد خدا سخن میگوید و با بیان نشانهها و نعمتهای او، در پی ایجاد رابطهای محبتآمیز است تا لطفش را شامل کسانی کند که این دعوت کریمانه را میپذیرند و با اشتیاق، ظرفیت خود را برای بهرهمندی بیشتر از رحمتی بیپایان افزایش میدهند.
اگر اندکی با گستردگی رحمت خدا آشنا باشیم، متوجه میشویم که همهٔ آنچه دربارهٔ عذابهایی سخت بیان کرده، هشدارهایی از سر مهربانی است برای مراقبت از کسانی که دوستشان دارد و میخواهد با توصیفی ملموس، واقعیت وحشتناک دور شدن از هدف حقیقی زندگی را به آنها گوشزد کند تا از این مقصد مهم، غافل و محروم نشوند.
فرمان محافظت از نمازها نیز تکلیفی نیست که از موضع قدرت بر عهدهٔ بندگان گذاشته شده باشد. خدایی که کار خود و فرستادگانش را برداشتن بار از دوش انسان و سبکبال کردن او برای پرواز میداند، راضی به زحمت کسی نیست، ولی چون میداند جز با برنامهای دائمی نمیتوان به چنین هدفی رسید، پایبندی همیشگی به آن را توصیه میکند.
تفاوت تکلیف یا توصیه دانستن نماز را نباید در اصطلاحاتی چون واجب یا مستحب فقهی جستجو کرد. زیرا هیچ عاقلی در انجام سفارش خدایی مهربان و دوستداشتنی تردید و کوتاهی نمیکند. نکتهٔ اصلی در پرهیز از نگاهی است که خدایی زورگو را در انتظار اطاعت شدن و تملق شنیدن معرفی میکند و شرایطی را پدید میآورد که نماز، با کسالت و بیمیلی خوانده شود.
برای مشاهدهٔ مستندات قرآنی، روی متون آبیرنگ کلیک کنید.
#نماز ۲
@hamidhossaini