ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۳ تا ۳۶ سورهٔ آلعمران
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۳۳﴾
بهراستی خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را از میان جهانیان برگزید.
در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد که چرا وقتی «اصطفی علی» بر سر جمع بیاید باید آن را «برگزیدن از میان ...» ترجمه کرد.
ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۳۴﴾
دودمانی که اعضایش همچون یکدیگرند؛ و خدا شنوا و داناست.
توضیح معنای «ذرّیة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره گذشت.
تعبیر «بعضهم من بعض» و «بعضکم من بعض» و «بعضها من بعض» در قرآن برای بیان اشتراک و یکسان بودن ویژگیهای گروهی از افراد بهکار رفته است. لذا ترجمههای رایج مثل «بعضی از آنها از نسل بعضی دیگرند» صحیح نیست. در فارسی برای بیان چنین منظوری از تعابیری چون «از جنس هماند» یا «سر و ته یک کرباساند» نیز استفاده میشود.
إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۳۵﴾
آنگاه که زن عمران گفت: «ای خداوندگارم، من برایت نذر کردم آنچه در دلم است خادم مقیم معبد باشد؛ پس از من بپذیر که بهراستی تویی آن شنوای دانا.»
«بطن» به «چیزی که در درون و پنهان است» گفته میشود و معمولاً برای «شکم» و گاهی برای «رحم» بهکار میرود؛ اما در فارسی اغلب برای بیان هر دو معنا از «دل» استفاده میشود.
«محرَّر» در لغت بهمعنی «آزاد شده» است، ولی در فرهنگ آن دوران بنیاسرائیل، «کسی که از هر کار و تعلقی رها میشد تا در معبد بماند و آنجا خدمت و عبادت کند» را به این نام میشناختند و این واژه معنایی شبیه «معتکف» همراه با مفهوم «خادم مسجد» در فرهنگ اسلامی را در بر داشته است.
فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ﴿۳۶﴾
پس چون او را به دنیا آورد گفت: « ای خداوندگارم، من او را دختر به دنیا آوردم ــ و خدا بهتر میدانست چه به دنیا آورده بود و مذکر همچون مؤنث نیست ــ و من او را مریم نامیدم و او را و دودمانش را از شیطان راندهشده در پناه تو قرار میدهم.»
استفاده از «به دنیا آوردن» در ترجمهٔ «وضع حمل» و «پسر» بهعنوان معادل «ذکر» و «دختر» برای «أنثی» اگرچه دقیقاً مساوی معنای لغوی آنها نیست، ولی نزدیکترین معادل رایج این تعابیر در زبان فارسی است.
عبارت «ولیس الذکر کالأنثی» نیز سخن مادر مریم نیست و در ادامهٔ جملهٔ معترضهای آمده که خدا در این میان مطرح کرده است تا ضمناً به نوعی برتری یا آمادگی بیشتر معنوی زنان اشاره کند. این نکته از تعبیر «مذکر همچون مؤنث نیست» در جایی که انتظار میرفت عکس آن گفته شود بهدست میآید.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۳۳﴾
بهراستی خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را از میان جهانیان برگزید.
در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد که چرا وقتی «اصطفی علی» بر سر جمع بیاید باید آن را «برگزیدن از میان ...» ترجمه کرد.
ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۳۴﴾
دودمانی که اعضایش همچون یکدیگرند؛ و خدا شنوا و داناست.
توضیح معنای «ذرّیة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره گذشت.
تعبیر «بعضهم من بعض» و «بعضکم من بعض» و «بعضها من بعض» در قرآن برای بیان اشتراک و یکسان بودن ویژگیهای گروهی از افراد بهکار رفته است. لذا ترجمههای رایج مثل «بعضی از آنها از نسل بعضی دیگرند» صحیح نیست. در فارسی برای بیان چنین منظوری از تعابیری چون «از جنس هماند» یا «سر و ته یک کرباساند» نیز استفاده میشود.
إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۳۵﴾
آنگاه که زن عمران گفت: «ای خداوندگارم، من برایت نذر کردم آنچه در دلم است خادم مقیم معبد باشد؛ پس از من بپذیر که بهراستی تویی آن شنوای دانا.»
«بطن» به «چیزی که در درون و پنهان است» گفته میشود و معمولاً برای «شکم» و گاهی برای «رحم» بهکار میرود؛ اما در فارسی اغلب برای بیان هر دو معنا از «دل» استفاده میشود.
«محرَّر» در لغت بهمعنی «آزاد شده» است، ولی در فرهنگ آن دوران بنیاسرائیل، «کسی که از هر کار و تعلقی رها میشد تا در معبد بماند و آنجا خدمت و عبادت کند» را به این نام میشناختند و این واژه معنایی شبیه «معتکف» همراه با مفهوم «خادم مسجد» در فرهنگ اسلامی را در بر داشته است.
فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ﴿۳۶﴾
پس چون او را به دنیا آورد گفت: « ای خداوندگارم، من او را دختر به دنیا آوردم ــ و خدا بهتر میدانست چه به دنیا آورده بود و مذکر همچون مؤنث نیست ــ و من او را مریم نامیدم و او را و دودمانش را از شیطان راندهشده در پناه تو قرار میدهم.»
استفاده از «به دنیا آوردن» در ترجمهٔ «وضع حمل» و «پسر» بهعنوان معادل «ذکر» و «دختر» برای «أنثی» اگرچه دقیقاً مساوی معنای لغوی آنها نیست، ولی نزدیکترین معادل رایج این تعابیر در زبان فارسی است.
عبارت «ولیس الذکر کالأنثی» نیز سخن مادر مریم نیست و در ادامهٔ جملهٔ معترضهای آمده که خدا در این میان مطرح کرده است تا ضمناً به نوعی برتری یا آمادگی بیشتر معنوی زنان اشاره کند. این نکته از تعبیر «مذکر همچون مؤنث نیست» در جایی که انتظار میرفت عکس آن گفته شود بهدست میآید.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini