آیا امام زمان (عج) زنده است؟
پذیرش یا ردّ هر باوری اگر بر اساس دلایل و شواهد معتبر نباشد، اشتباهی بزرگ است که از تعصّب، تقلید یا لجاجت و مانند آن سرچشمه میگیرد. باور به تولّد و زنده بودن امام غائب نیز از این اصل مستثنی نیست. لذا یا نباید در اینباره اظهار نظر و موضع داشت یا باید همهٔ دلایل و مستندات را بررسی کرد و با آگاهی سخن گفت.
کسی که با قرآن و سنت آشنا باشد میداند اصل باور به ظهور موعودی که از میان مسلمانان بر خواهد خاست و نیکو بودن انتظار آمدن او برای تحقق بخشیدن به وعدههایی چون برپایی عدالت و فراهم ساختن امنیت و شرایط اجرای کامل دین خدا، از آموزههایی است که تقریباً هیچ ابهام و تردیدی در آن راه ندارد.
اما آیا این موعود که بر اساس احادیث شیعه و اهل سنت، از نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خواهد بود و مهدی نامیده میشود، اکنون زنده است؟ پاسخ این پرسش چندان روشن نیست؛ لذا یا باید دربارهٔ آن سکوت کرد، یا پس از بررسی دقیق علمی موضعگیری کرد؛ اما پذیرش از سر تعصب و تعلق فرقهای یا رد کردن بر مبنای سطحینگری و بیاطلاعی، خطایی بزرگ است.
اگرچه احادیث و گزارشهایی تاریخی دربارهٔ تولد فرزند امام حسن عسکری بهعنوان دوازدهمین امام از نسل رسول خدا (صلوات الله علیهم) بهدست ما رسیده که با روایات مذاهب مختلف دربارهٔ قریشی بودن دوازده خلیفه، هماهنگ است؛ ولی اولاً استحکام اغلب اسناد تاریخی در حدّ پایهگذاری اعتقادات نیست و ثانیاً با این مقدار نمیتوان احتمال زنده نبودن چنین شخصیتی را رد کرد.
اما اگر مبنای دینشناسی خود را بهجای حدیث، قرآن قرار دهیم، به آموزههایی دست مییابیم که تردیدی در اصالتشان نداریم. قرآن در آیهٔ ۷۳ سورهٔ انبیاء و آیهٔ ۲۴ سورهٔ سجده مقام امامت را جایگاهی معنوی و هدایتی از طریق «امر الهی» معرفی میکند و در دو آیهٔ پایانی سورهٔ یس آنچه مربوط به عالم «امر» باشد را موضوعی ملکوتی و فراتر از اسباب و عوامل عالم مادی میداند.
از سوی دیگر در آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره به استمرار مقام امامت در نسل حضرت ابراهیم (علیهالسلام) اشاره میشود و آیهٔ ۲۸ سورهٔ زخرف از باقی بودن جایگاه هدایت در این نسل خبر میدهد. وقتی این نکات را در کنار آیاتی چون آیهٔ ۷ سورهٔ رعد که این لطف را شامل همهٔ امتها میداند بگذاریم به این نتیجه میرسیم که قرآن از استمرار هدایت باطنی در همهٔ دورهها خبر میدهد.
اکنون باید به این پرسش پاسخ دهیم که پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چه کسانی عهدهدار این مقام باطنی بودهاند؟ با بررسی پاسخ مکاتب گوناگون به این پرسش، تنها راه حل هماهنگ با آموزههای قرآن را دیدگاهی مییابیم که سلسلهٔ امامت را در اهل بیت آن حضرت باقی و مستمر میداند و با اذعان به ابهام در ولادت و طول عمر آخرین امام، زنده بودن او را میپذیرد.
در این نگاه بهجای مبنا قرار دادن گزارشهای خدشهپذیر حدیثی یا تاریخی، قرآن را بهعنوان سند معتبر و قطعی دین، محور میدانیم و بدون اینکه بخواهیم دربارهٔ جزئیات آنچه در روایات آمده است قضاوتی داشته باشیم، از رهیافتهای ارزشمند آن برای فهم بهتر آموزههای قرآنی بهره میگیریم و به احادیث هماهنگ با کتاب خدا اعتبار میبخشیم.
#باورها
@hamidhossaini
پذیرش یا ردّ هر باوری اگر بر اساس دلایل و شواهد معتبر نباشد، اشتباهی بزرگ است که از تعصّب، تقلید یا لجاجت و مانند آن سرچشمه میگیرد. باور به تولّد و زنده بودن امام غائب نیز از این اصل مستثنی نیست. لذا یا نباید در اینباره اظهار نظر و موضع داشت یا باید همهٔ دلایل و مستندات را بررسی کرد و با آگاهی سخن گفت.
کسی که با قرآن و سنت آشنا باشد میداند اصل باور به ظهور موعودی که از میان مسلمانان بر خواهد خاست و نیکو بودن انتظار آمدن او برای تحقق بخشیدن به وعدههایی چون برپایی عدالت و فراهم ساختن امنیت و شرایط اجرای کامل دین خدا، از آموزههایی است که تقریباً هیچ ابهام و تردیدی در آن راه ندارد.
اما آیا این موعود که بر اساس احادیث شیعه و اهل سنت، از نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خواهد بود و مهدی نامیده میشود، اکنون زنده است؟ پاسخ این پرسش چندان روشن نیست؛ لذا یا باید دربارهٔ آن سکوت کرد، یا پس از بررسی دقیق علمی موضعگیری کرد؛ اما پذیرش از سر تعصب و تعلق فرقهای یا رد کردن بر مبنای سطحینگری و بیاطلاعی، خطایی بزرگ است.
اگرچه احادیث و گزارشهایی تاریخی دربارهٔ تولد فرزند امام حسن عسکری بهعنوان دوازدهمین امام از نسل رسول خدا (صلوات الله علیهم) بهدست ما رسیده که با روایات مذاهب مختلف دربارهٔ قریشی بودن دوازده خلیفه، هماهنگ است؛ ولی اولاً استحکام اغلب اسناد تاریخی در حدّ پایهگذاری اعتقادات نیست و ثانیاً با این مقدار نمیتوان احتمال زنده نبودن چنین شخصیتی را رد کرد.
اما اگر مبنای دینشناسی خود را بهجای حدیث، قرآن قرار دهیم، به آموزههایی دست مییابیم که تردیدی در اصالتشان نداریم. قرآن در آیهٔ ۷۳ سورهٔ انبیاء و آیهٔ ۲۴ سورهٔ سجده مقام امامت را جایگاهی معنوی و هدایتی از طریق «امر الهی» معرفی میکند و در دو آیهٔ پایانی سورهٔ یس آنچه مربوط به عالم «امر» باشد را موضوعی ملکوتی و فراتر از اسباب و عوامل عالم مادی میداند.
از سوی دیگر در آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره به استمرار مقام امامت در نسل حضرت ابراهیم (علیهالسلام) اشاره میشود و آیهٔ ۲۸ سورهٔ زخرف از باقی بودن جایگاه هدایت در این نسل خبر میدهد. وقتی این نکات را در کنار آیاتی چون آیهٔ ۷ سورهٔ رعد که این لطف را شامل همهٔ امتها میداند بگذاریم به این نتیجه میرسیم که قرآن از استمرار هدایت باطنی در همهٔ دورهها خبر میدهد.
اکنون باید به این پرسش پاسخ دهیم که پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چه کسانی عهدهدار این مقام باطنی بودهاند؟ با بررسی پاسخ مکاتب گوناگون به این پرسش، تنها راه حل هماهنگ با آموزههای قرآن را دیدگاهی مییابیم که سلسلهٔ امامت را در اهل بیت آن حضرت باقی و مستمر میداند و با اذعان به ابهام در ولادت و طول عمر آخرین امام، زنده بودن او را میپذیرد.
در این نگاه بهجای مبنا قرار دادن گزارشهای خدشهپذیر حدیثی یا تاریخی، قرآن را بهعنوان سند معتبر و قطعی دین، محور میدانیم و بدون اینکه بخواهیم دربارهٔ جزئیات آنچه در روایات آمده است قضاوتی داشته باشیم، از رهیافتهای ارزشمند آن برای فهم بهتر آموزههای قرآنی بهره میگیریم و به احادیث هماهنگ با کتاب خدا اعتبار میبخشیم.
#باورها
@hamidhossaini