یادداشت‌ها#۲۳۳۲

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۲۵۹ تا ۲۶۱ سورهٔ بقره

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۵۹﴾
یا همچون کسی که گذرش بر یک آبادی افتاد در حالی که سقف‌هایش کاملاً فرو ریخته بود؛ گفت: «خدا چگونه اینها را پس از مرگشان زنده می‌کند؟» پس خدا او را صد سال میراند و سپس وی را بر انگیخت. گفت: «چه مدت در این حالت ماندی؟» گفت: «به‌ مدت یک روز یا بخشی از یک روز در این حال ماندم.» گفت: «نه، به اندازهٔ صد سال در این وضعیت مانده بودی! پس به غذا و نوشیدنی‌ات بنگر که هیچ تغییری نکرده است و به الاغت بنگر (تا حقیقت را درک کنی) و تا تو را نشانه‌ای برای مردم قرار دهیم. و بنگر به استخوان‌ها که چگونه آنها را بالا می‌آوریم و سپس آنها را با گوشت می‌پوشانیم! پس چون برایش روشن شد گفت: «می‌دانم که به‌راستی خدا بر هر کاری تواناست.»

معنای «قریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ این سوره بیان شد.
اسم اشارهٔ «هذه» و ضمیر «ها» هم می‌تواند به مفرد مؤنث باز گردد و هم به جمع مؤنث و هم به جمع مذکری که به‌صورت مکسّر بیان شده باشد و با توجه به سیاق و مفهوم «زنده کردن» و «مردن»، بهتر است اشاره و ضمیر در «یحیي هذه الله بعد موتها» را جمع معنی کنیم و به مرجعی مقدّر مثل «مردگان» باز گردانیم.
«خوي» به‌معنی «فرو ریختن چیزی که قبلاً سر پا بوده» است.
«عرش» به‌معنی «چیزی که بالای سر پهن شده باشد» است و به‌عنوان کنایه از «سقف» به‌کار می‌رود.
تعبیر «خاویة علی عروشها» همان مفهوم «فرو ریختن سقف‌هایش» را با شدت بیشتری بیان می‌کند؛ همان‌گونه که تعبیر «سقط علی وجهه» شدت بیشتر «زمین خوردن و افتادن» را با استفاده از ترکیب «به رو افتادن» نشان می‌دهد.
مادهٔ «سنه» به‌معنی «تغییر و تحول» است و به سال چون تحولاتی که در آن رخ می‌دهد «سنة» می‌گویند.
«لبث» به‌معنی «درنگ کردن قهری» است که برای مشخص شدن تفاوتش با «درنگ کردن ارادی» از تعبیر «ماندن در یک حالت» استفاده شد.
مادهٔ «نشز» در اصل به‌معنی «حرکت به بالا» است و «نشوز» نیز به‌خاطر در بر داشتن نوعی برتری‌طلبی برای مفهوم «سرپیچی» به‌کار می‌رود.

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۲۶۰﴾
و آن‌گاه که ابراهیم گفت: «ای خداوندگار من، نشانم بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی.» گفت: «مگر ایمان نیاوردی؟» گفت: «آری، ولی برای اینکه دلم آرام شود.» گفت: «پس چهار عدد از پرندگان را بگیر و آنها را به خودت متمایل کن، سپس روی هر کوهی پاره‌ای از آنها را قرار بده، سپس آنها را فرا بخوان که با شتاب به‌سویت می‌آیند و بدان که به‌راستی خدا عزتمند و حکیم است.»

«صرهنّ» از مادهٔ‌ «صور» و برخلاف آنچه بسیاری از مترجمان گفته‌اند، به‌معنی «متمایل کردن و به حالتی در آوردن» است و مقصود از آن این است که پرندگان را ابتدا اهلی و به خودت متمایل کن تا پس از زنده شدن، وقتی صدایشان کردی به‌سویت بیایند.

مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۶۱﴾
داستان کسانی که دارایی‌های خود را در راه خدا هزینه می‌کنند همچون جریان دانه‌ای است که هفت خوشه‌ را رویانده که در هر خوشه‌ صد دانه است. و خدا برای هر کس بخواهد چند برابر می‌کند و خدا در بر گیرنده و داناست.

تعبیر رایجی که در فارسی برای «مَثَل» به‌کار می‌رود «داستان» و «جریان» است.
توضیح مفهوم «واسع» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۵ این سوره گذشت.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۲:۲۵۹–۲۶۱

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».