ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۵۴ تا ۵۷ سورهٔ بقره
وإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (۵۴)
و آنهنگام که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، شما قطعاً با برگزیدن گوساله به خودتان ستم کردید، پس به درگاه آفریدگارتان توبه کنید و خودتان را بکشید که این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است.» پس او بر شما رو آورد که بهراستی او به گناهکاران بسیار بازگشتکننده و مهربان است.
مادهٔ «برأ» در اصل بهمعنای «دور شدن از عیب و نقص» است و شاید از این جهت برای «ایجاد کردن» که نوعی دور کردن از نیستی و ضعف است نیز بهکار میرود. ازآنجاکه در فارسی معادل دقیقی برای این مفهوم وجود ندارد، ناچاریم وقتی بهتنهایی بهکار میرود، آن را «آفریدگار» و در جایی چون «الخالق البارئ» با تعابیری چون «هستیبخش» ترجمه کنیم.
توضیح مربوط به معنای «توبهٔ خدا» در ترجمهٔ آیه ۳۷ این سوره گذشت.
برخلاف آنچه برخی از مترجمان گفتهاند، این آیه سخنی از عملی شدن کشتن خود نگفته و بلافاصله پس از فرمان به آن، از پذیرفته شدن توبهٔ آنها خبر داده است.
وإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (۵۵)
و آنگاه که گفتید: «ای موسی، تا خدا را آشکارا نبینیم هرگز به تو اعتماد نخواهیم کرد.» پس در حالی که مینگریستید، صاعقه شما را گرفت.
«لن» بهمعنی «نفی همیشگی موضوع فعل» است.
اغلب مترجمان «لن نؤمن لک» را «به تو ایمان نخواهیم آورد» ترجمه کردهاند؛ در حالی که این عبارت ترجمهٔ «لن نؤمن بک» است.
«گرفتن صاعقه» کنایه از فرود آمدن و برخورد آن است.
ثمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (۵۶)
سپس شما را پس از آنکه مُردید، بر انگیختیم؛ باشد که قدرشناسی کنید.
«موتکم» بهمعنی «مرگ شما» است، ولی با توجه به سیاق جمله باید «مُردن شما» یعنی «آنکه مردید» ترجمه شود.
«بعث» در لغت، معنایی مرکب شامل «برگزیدن و فرستادن در پی انجام وظیفهای مشخص» را بیان میکند که در فارسی به آن «بر انگیختن» گفته میشود.
وظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (۵۷)
و ابر سفید را سایهبان شما قرار دادیم و منّ و سلوی را بر شما فرو فرستادیم؛ از روزیهای پاکیزهای که به شما دادیم بخورید. و به ما ستم نکردند؛ ولی به خودشان ستم میکردند.
کتب لغت در توضیح «غمام» به سفیدی ابر نیز اشاره کردهاند.
از آنجا که «منّ» بهمعنی «نوعی صمغ شیرین» و «سلوی» بهمعنی «نوعی پرنده شبیه بلدرچین» نامهای خاصی است که معادل مشخص در فارسی ندارد، بهتر است ترجمه نشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (۵۴)
و آنهنگام که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، شما قطعاً با برگزیدن گوساله به خودتان ستم کردید، پس به درگاه آفریدگارتان توبه کنید و خودتان را بکشید که این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است.» پس او بر شما رو آورد که بهراستی او به گناهکاران بسیار بازگشتکننده و مهربان است.
مادهٔ «برأ» در اصل بهمعنای «دور شدن از عیب و نقص» است و شاید از این جهت برای «ایجاد کردن» که نوعی دور کردن از نیستی و ضعف است نیز بهکار میرود. ازآنجاکه در فارسی معادل دقیقی برای این مفهوم وجود ندارد، ناچاریم وقتی بهتنهایی بهکار میرود، آن را «آفریدگار» و در جایی چون «الخالق البارئ» با تعابیری چون «هستیبخش» ترجمه کنیم.
توضیح مربوط به معنای «توبهٔ خدا» در ترجمهٔ آیه ۳۷ این سوره گذشت.
برخلاف آنچه برخی از مترجمان گفتهاند، این آیه سخنی از عملی شدن کشتن خود نگفته و بلافاصله پس از فرمان به آن، از پذیرفته شدن توبهٔ آنها خبر داده است.
وإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (۵۵)
و آنگاه که گفتید: «ای موسی، تا خدا را آشکارا نبینیم هرگز به تو اعتماد نخواهیم کرد.» پس در حالی که مینگریستید، صاعقه شما را گرفت.
«لن» بهمعنی «نفی همیشگی موضوع فعل» است.
اغلب مترجمان «لن نؤمن لک» را «به تو ایمان نخواهیم آورد» ترجمه کردهاند؛ در حالی که این عبارت ترجمهٔ «لن نؤمن بک» است.
«گرفتن صاعقه» کنایه از فرود آمدن و برخورد آن است.
ثمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (۵۶)
سپس شما را پس از آنکه مُردید، بر انگیختیم؛ باشد که قدرشناسی کنید.
«موتکم» بهمعنی «مرگ شما» است، ولی با توجه به سیاق جمله باید «مُردن شما» یعنی «آنکه مردید» ترجمه شود.
«بعث» در لغت، معنایی مرکب شامل «برگزیدن و فرستادن در پی انجام وظیفهای مشخص» را بیان میکند که در فارسی به آن «بر انگیختن» گفته میشود.
وظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (۵۷)
و ابر سفید را سایهبان شما قرار دادیم و منّ و سلوی را بر شما فرو فرستادیم؛ از روزیهای پاکیزهای که به شما دادیم بخورید. و به ما ستم نکردند؛ ولی به خودشان ستم میکردند.
کتب لغت در توضیح «غمام» به سفیدی ابر نیز اشاره کردهاند.
از آنجا که «منّ» بهمعنی «نوعی صمغ شیرین» و «سلوی» بهمعنی «نوعی پرنده شبیه بلدرچین» نامهای خاصی است که معادل مشخص در فارسی ندارد، بهتر است ترجمه نشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini