مکتوب هفته
مدیران، مسئولان!
ما و شما در برابر همهی فجایع فرهنگی مسئولیم.
دکتر محمدعلی فیاضبخش
روزنامه اطلاعات
شماره 27790
پنجشنبه ۱۴ اسفندماه ۱۳۹۹
اخیراً یکی از مدیران جوان،خوشذوق و خوشنام شبکهی کودک سیما در نوشتهای با عنوان «پدر،مادر،نهادهای مسئول!ما همه در برابر این فاجعه مسئولیم.»، زنگ خطری را به صدا درآورده از ترغیب کودکان و نوجوانان به تماشای هرزهنگاری (پورنوگرافی)و دردمندانه فریاد کرده که از داخل و خارج ایران،اقدامی در جهت مقابله با شخصی موسوم به«ساسی»صورت گیرد و وی را بر جایش نشانند و حتی با استناد به کنوانسیون حقوق کودک،از ایرانیان علاقمند در خارج از وطن و حتی مراجع قانونی خواسته تا علیه وی واکنشی آورند.
اولاً خوشحال شدم که لااقل دراینجا،هم کنوانسیونی بینالمللی،دراصل و ذاتش متهم به خیانت وتوطئه نشد؛نیز قاطبهی هموطنان خارج ازکشور به درد بیدردی نواخته نشدند وحتی مراجع قانونی جهانی در این استمدادِ دادخواست تا حدودی به رسمیت شناخته شدند.
ثانیاً کمی تا قسمتی کیف کردم که این ندای هشدار و استمداد را از زبان کسی شنیدم که سالهای دورودیر بینمان رابطهی معلم-شاگردی بود.تجدید خاطراتی ازآن دوران،همچنان مرا به ادامهی کار معلّمی(لااقل درنام،اگرچه نه درمرام)دلگرم کرد؛زین روی به خود اجازه میدهم تابه محضر عزیزش چندسؤال آورم:
1 «ساسی»ها برآمدهی کدام «سیاست»های شتابزده یا تغافلهای خوشدلانه هستند؟وقتی همواره معضلات فرهنگی و بروز و ظهور ناهنجاریها،اول انکار میشود،سپس دستپخت توطئهی جهانی برای «خاص مردم ایران» معرفی میگردد و دست آخر با فرمان فیلترِ معبرها حل و فصل میشود،آیا میتوان دست به دامن اینترپل شد؟!
2 «ساسی»ها چه دارند که دیگران ندارند؟«تتو»کاران چه در چنته آوردهاند که دیگران از آن بیبهرهاند؟ «ساشا»ها چه در دماغ دارند که دیگران فاقد آنند؟در جواب میگویم:
به قول علما! آلموست ناثینگ! تقریباً هیچ!
اما این «هیچ»،چرا با همهی پوچیاش اینهمه پژواک دارد و ارتعاش میآفریند؟
شاید سهلترین پاسخ بزرگواران این باشد که:
خب،طبیعی است؛ کودک و نوجوان،به اقتضای کنجکاوی و تحریک غریزی،به این امور،اقبال بیشتری نشان میدهد.
گیرم این درستترین پاسخ باشد؛سلّمنا! آیا«ترس و فرار همیشگی»از آموزش کودکان و نوجوانان در مورد این هرزبینیها و«محرومداشتن»خود و والدینشان برای تربیت غریزه و«ایجاد راهبندان»در هر امری -که از آن بوی جنسیت میآید- راه حل ماجراست؟ پس چرا با اِعمال همهی آن«سه»که گفتم و یکدوجین که ناگفته گذاردم،امروز این نداهای«واکودکا،وانوجوانا» بپاست و «یاللمسلمین»مان حتی به کنوانسیون حقوق کودک ژنو بلند شده است؟
3 فیلترگذاری و فیلتربرداری،امری است در صلاحیت قانونگذار و نیز قانونگزار.من در «صورت» ماجرا ورود(!)نمیکنم. قانون،خوبیابد،وقتی قانون میشود،لازمالاجرا و لازمالاتباع است؛درست؟!
...اماسخن من ریشهایتر از«صورت قانون»است.«سیرت قانون»را باید کسانی خبره و آگاه و زمانشناس و دنیاآشنا و «کودکونوجوانشناس» پختوپز کنند و سپس درصحن رأی،به جامهی تصویب بیارایند. قانون،لباس رویی و آشکار جامعه است، اما این لباس باید به تن جامعه قواره شود تا بر اندامش زار نزند. آیا قوانین انسداد و فیلترگذاریها،بازدارندهی کودک و نوجوان بوده است یا سوقدهنده؟آمارها که پیش خودتان است!
4 من نیز مثل شماعزیز-که نگران سه فررند نازنینتان هستید-نگران چهار نوهام در سنین کودکیشان هستم و همچو شمایان، مضطرب و هراسان؛هان!روشنم کنید:
اگر ممیزی کتاب،در ابیات خسرووشیرین نظامی دست ببرد و انواع کارگروهها عزای روزانه در ناله و نفرین فضای مجازی سرگیرند و با انسداد همهی روزنهها (اعم از آموزش در مدارس یا دیگر مراکز فرهنگی) از کودک و نوجوانِ ما ماهی آکواریوم بسازند،آنگاه پژواک ساسیها خاموش خواهد شد؟ آیا با محبوس کردن نوادههایم در خانه میتوانم از سلامتشان مطمئن باشم؟بسیار خوب!بعدش را چه کنم؟قد و وزنشان که همراه سنشان زیاد میشود،آنگاه چهجور همهشان را در یک یا دو اتاق آپارتمان کوچکم جای دهم؟!
5 فیلترشکن را چه کسانی به دست فرزندان ما دادند؟آن کس که حکم به فیلتر کرد -و خود بعد از مدتی در فیلتر قانون افتاد!- آیاامروز حاضرست بخشی از نگرانیهای شما نازنین راجواب دهد؟...و آن کسانی که پشت قلمهای پیدای ِامضای فیلترینگها، قلمِ نامرئی میچرخانند،آیاامروز مسئولیت دادخواهی شما راگردن میگیرند؟
6 ...و البته اگر کمی،خیلی کمی از بودجهی فرهنگی همان دستگاهِ شما را سال آینده در ردیف اسم من بنویسند،شخصاً قول میدهم نوادگان خود وحتی فررندان چند همسایهی چپوراست خانهمان را از شر انواع حشراتالارض،اعم از ساس و سوسک و سن در امان نگاه دارم.
ای نامه که میروی به سویش...
#مکتوب_هفته
#اسفند
#سال1399
@Maktoob_Hafte
مدیران، مسئولان!
ما و شما در برابر همهی فجایع فرهنگی مسئولیم.
دکتر محمدعلی فیاضبخش
روزنامه اطلاعات
شماره 27790
پنجشنبه ۱۴ اسفندماه ۱۳۹۹
اخیراً یکی از مدیران جوان،خوشذوق و خوشنام شبکهی کودک سیما در نوشتهای با عنوان «پدر،مادر،نهادهای مسئول!ما همه در برابر این فاجعه مسئولیم.»، زنگ خطری را به صدا درآورده از ترغیب کودکان و نوجوانان به تماشای هرزهنگاری (پورنوگرافی)و دردمندانه فریاد کرده که از داخل و خارج ایران،اقدامی در جهت مقابله با شخصی موسوم به«ساسی»صورت گیرد و وی را بر جایش نشانند و حتی با استناد به کنوانسیون حقوق کودک،از ایرانیان علاقمند در خارج از وطن و حتی مراجع قانونی خواسته تا علیه وی واکنشی آورند.
اولاً خوشحال شدم که لااقل دراینجا،هم کنوانسیونی بینالمللی،دراصل و ذاتش متهم به خیانت وتوطئه نشد؛نیز قاطبهی هموطنان خارج ازکشور به درد بیدردی نواخته نشدند وحتی مراجع قانونی جهانی در این استمدادِ دادخواست تا حدودی به رسمیت شناخته شدند.
ثانیاً کمی تا قسمتی کیف کردم که این ندای هشدار و استمداد را از زبان کسی شنیدم که سالهای دورودیر بینمان رابطهی معلم-شاگردی بود.تجدید خاطراتی ازآن دوران،همچنان مرا به ادامهی کار معلّمی(لااقل درنام،اگرچه نه درمرام)دلگرم کرد؛زین روی به خود اجازه میدهم تابه محضر عزیزش چندسؤال آورم:
1 «ساسی»ها برآمدهی کدام «سیاست»های شتابزده یا تغافلهای خوشدلانه هستند؟وقتی همواره معضلات فرهنگی و بروز و ظهور ناهنجاریها،اول انکار میشود،سپس دستپخت توطئهی جهانی برای «خاص مردم ایران» معرفی میگردد و دست آخر با فرمان فیلترِ معبرها حل و فصل میشود،آیا میتوان دست به دامن اینترپل شد؟!
2 «ساسی»ها چه دارند که دیگران ندارند؟«تتو»کاران چه در چنته آوردهاند که دیگران از آن بیبهرهاند؟ «ساشا»ها چه در دماغ دارند که دیگران فاقد آنند؟در جواب میگویم:
به قول علما! آلموست ناثینگ! تقریباً هیچ!
اما این «هیچ»،چرا با همهی پوچیاش اینهمه پژواک دارد و ارتعاش میآفریند؟
شاید سهلترین پاسخ بزرگواران این باشد که:
خب،طبیعی است؛ کودک و نوجوان،به اقتضای کنجکاوی و تحریک غریزی،به این امور،اقبال بیشتری نشان میدهد.
گیرم این درستترین پاسخ باشد؛سلّمنا! آیا«ترس و فرار همیشگی»از آموزش کودکان و نوجوانان در مورد این هرزبینیها و«محرومداشتن»خود و والدینشان برای تربیت غریزه و«ایجاد راهبندان»در هر امری -که از آن بوی جنسیت میآید- راه حل ماجراست؟ پس چرا با اِعمال همهی آن«سه»که گفتم و یکدوجین که ناگفته گذاردم،امروز این نداهای«واکودکا،وانوجوانا» بپاست و «یاللمسلمین»مان حتی به کنوانسیون حقوق کودک ژنو بلند شده است؟
3 فیلترگذاری و فیلتربرداری،امری است در صلاحیت قانونگذار و نیز قانونگزار.من در «صورت» ماجرا ورود(!)نمیکنم. قانون،خوبیابد،وقتی قانون میشود،لازمالاجرا و لازمالاتباع است؛درست؟!
...اماسخن من ریشهایتر از«صورت قانون»است.«سیرت قانون»را باید کسانی خبره و آگاه و زمانشناس و دنیاآشنا و «کودکونوجوانشناس» پختوپز کنند و سپس درصحن رأی،به جامهی تصویب بیارایند. قانون،لباس رویی و آشکار جامعه است، اما این لباس باید به تن جامعه قواره شود تا بر اندامش زار نزند. آیا قوانین انسداد و فیلترگذاریها،بازدارندهی کودک و نوجوان بوده است یا سوقدهنده؟آمارها که پیش خودتان است!
4 من نیز مثل شماعزیز-که نگران سه فررند نازنینتان هستید-نگران چهار نوهام در سنین کودکیشان هستم و همچو شمایان، مضطرب و هراسان؛هان!روشنم کنید:
اگر ممیزی کتاب،در ابیات خسرووشیرین نظامی دست ببرد و انواع کارگروهها عزای روزانه در ناله و نفرین فضای مجازی سرگیرند و با انسداد همهی روزنهها (اعم از آموزش در مدارس یا دیگر مراکز فرهنگی) از کودک و نوجوانِ ما ماهی آکواریوم بسازند،آنگاه پژواک ساسیها خاموش خواهد شد؟ آیا با محبوس کردن نوادههایم در خانه میتوانم از سلامتشان مطمئن باشم؟بسیار خوب!بعدش را چه کنم؟قد و وزنشان که همراه سنشان زیاد میشود،آنگاه چهجور همهشان را در یک یا دو اتاق آپارتمان کوچکم جای دهم؟!
5 فیلترشکن را چه کسانی به دست فرزندان ما دادند؟آن کس که حکم به فیلتر کرد -و خود بعد از مدتی در فیلتر قانون افتاد!- آیاامروز حاضرست بخشی از نگرانیهای شما نازنین راجواب دهد؟...و آن کسانی که پشت قلمهای پیدای ِامضای فیلترینگها، قلمِ نامرئی میچرخانند،آیاامروز مسئولیت دادخواهی شما راگردن میگیرند؟
6 ...و البته اگر کمی،خیلی کمی از بودجهی فرهنگی همان دستگاهِ شما را سال آینده در ردیف اسم من بنویسند،شخصاً قول میدهم نوادگان خود وحتی فررندان چند همسایهی چپوراست خانهمان را از شر انواع حشراتالارض،اعم از ساس و سوسک و سن در امان نگاه دارم.
ای نامه که میروی به سویش...
#مکتوب_هفته
#اسفند
#سال1399
@Maktoob_Hafte