باز هم دربارهٔ آزادی بیان
پیش از این، مجموعهای از نقدهای مطرحشده دربارهٔ دلالت آیهٔ «فبشر عباد» بر ضرورت آزادی بیان را همراه با پاسخی اجمالی تقدیم کردم. خوشحالم که هنوز گفتگوهای علمی در این زمینه ادامه دارد و مطالبی که در کانال ارائه میشود، زمینهٔ تفکر و مطالعهٔ بیشتر را برای خودم و خوانندگان گرامی فراهم میآورد.
بهمنظور تکمیل سوابق بحث و روشنتر شدن موضوع، نقدهای دیگری را که در این مدت ارسال شد، همراه با پاسخ اجمالی تقدیم میکنم:
برخی دوستان نوشتند: الف و لام در «القول» نمیتواند برای استغراق باشد؛ چون در این صورت برای عمل به آیه باید در هر موضوع، دیدگاه هزاران مذهب و فرقه و شخصیت را شنید و بررسی کرد. روشن است که چنین کاری شدنی و قابل توصیه نیست.
این در حالی است که معنی استغراق بهتناسب شرایط و موضوعش مشخص میشود. مثلاً وقتی میگویند برای مصرف دارو نظر «همهٔ» پزشکان را در نظر بگیرید، قطعاً منظورشان این نیست که باید نظر میلیونها پزشک را بررسی کنیم. بلکه معنایش این است که نباید بدون توجه به نظر متخصصانی که با آنها مواجهه و ارتباط داریم، دلخواه خودمان یا یکی از نظرات را مبنا قرار دهیم.
نظر برخی از دوستان این بود که مفرد بودن «قول» و ضمیر «أحسنه» نشان میدهد در اینجا یک قول خاص مطرح است؛ بهویژه آنکه از تعبیر «یستمعون» بهمعنی گوش جان سپردن و پذیرفتن استفاده شده و نه «یسمعون» بهمعنی شنیدن برای بررسی.
گمان میکنم برای کسی که با ادبیات عرب آشنا باشد روشن است که الف و لام استغراق به واژهٔ مفرد نیز عمومیت میبخشد و مفرد بودن ضمیر بهاعتبار لفظ «قول» است و نه عمومیت معنای آن.
آنچه دربارهٔ معنی سمع و استماع گفتهاند نیز صحیح نیست. وقتی این دو ترکیب با هم مقایسه میشود، سمع بهمعنی برخورد صدا با گوش و استماع بهمعنی شنیدن همراه با توجه به معنی است. طبعاً برای مقایسه میان چند سخن باید آنها را استماع کنیم.
نقد دیگری که در اینباره مطرح شد این بود که عقل حکم میکند قول احسن در حوزهٔ دین، چیزی جز قول خدا نیست. پس اگر کسی بخواهد دین را با شنیدن اقوال بشری بیابد، رفتارش احمقانه است.
در پاسخ به این دیدگاه باید گفت: مگر ما میتوانیم مستقیماً با خدا و سخن او ارتباط داشته باشیم؟ واقعیت این است که ما فقط با اقوال بشری سر و کار داریم. البته برخی از این انسانها ادعا میکنند پیامآور سخن خدایند و این ماییم که باید این سخنان را نیز بشنویم و بررسی کنیم تا مدعیان راستگو را از دروغگویان و متوهمان تشخیص دهیم.
پس از ایمان به پیامآوران حقیقی سخن خدا نیز برای فهم بهتر این سخن، چارهای جز شنیدن سخنان گوناگون و انتخاب احسن آنها نداریم. حتی اگر معتقد باشیم جانشینان پیامبر خدا منظور سخن الهی را تبیین کردهاند، باز برای فهم این تبیینها به شنیدن برداشتهای گوناگون و انتخاب بهترین آنها نیاز داریم.
از آنجا که در پاسخ برخی نقدها بر ضرورت توجه به جایگاه فرادینی این موضوع تأکید کرده بودم، برخی بزرگواران، استناد به آیهٔ قرآن را نشانهٔ دروندینی بودن بحث دانسته و نگاه بروندینی به آن را کاری عبث بهشمار آوردهاند.
این عزیزان توجه ندارند که وقتی کتاب یا مکتبی میخواهد با همهٔ انسانها سخن بگوید و آنها را به تبعیت از سخنانش دعوت کند، باید منطقی فرادینی و انسانی را مبنا قرار دهد.
افراد هوشمند نهتنها از کسی که میگوید فقط حرف مرا گوش کنید و به سخنان دیگران توجه نکنید، تبعیت نمیکنند، بلکه به او بدگمان میشوند. اما کسی که میگوید حرفهای مرا در کنار دیگر سخنان بشنوید و هر کدام را بهتر یافتید تبعیت کنید، مستحکم بودن مبنا و منطقش را بهنمایش میگذارد.
#باورها
t.me/hamidhossaini
پیش از این، مجموعهای از نقدهای مطرحشده دربارهٔ دلالت آیهٔ «فبشر عباد» بر ضرورت آزادی بیان را همراه با پاسخی اجمالی تقدیم کردم. خوشحالم که هنوز گفتگوهای علمی در این زمینه ادامه دارد و مطالبی که در کانال ارائه میشود، زمینهٔ تفکر و مطالعهٔ بیشتر را برای خودم و خوانندگان گرامی فراهم میآورد.
بهمنظور تکمیل سوابق بحث و روشنتر شدن موضوع، نقدهای دیگری را که در این مدت ارسال شد، همراه با پاسخ اجمالی تقدیم میکنم:
برخی دوستان نوشتند: الف و لام در «القول» نمیتواند برای استغراق باشد؛ چون در این صورت برای عمل به آیه باید در هر موضوع، دیدگاه هزاران مذهب و فرقه و شخصیت را شنید و بررسی کرد. روشن است که چنین کاری شدنی و قابل توصیه نیست.
این در حالی است که معنی استغراق بهتناسب شرایط و موضوعش مشخص میشود. مثلاً وقتی میگویند برای مصرف دارو نظر «همهٔ» پزشکان را در نظر بگیرید، قطعاً منظورشان این نیست که باید نظر میلیونها پزشک را بررسی کنیم. بلکه معنایش این است که نباید بدون توجه به نظر متخصصانی که با آنها مواجهه و ارتباط داریم، دلخواه خودمان یا یکی از نظرات را مبنا قرار دهیم.
نظر برخی از دوستان این بود که مفرد بودن «قول» و ضمیر «أحسنه» نشان میدهد در اینجا یک قول خاص مطرح است؛ بهویژه آنکه از تعبیر «یستمعون» بهمعنی گوش جان سپردن و پذیرفتن استفاده شده و نه «یسمعون» بهمعنی شنیدن برای بررسی.
گمان میکنم برای کسی که با ادبیات عرب آشنا باشد روشن است که الف و لام استغراق به واژهٔ مفرد نیز عمومیت میبخشد و مفرد بودن ضمیر بهاعتبار لفظ «قول» است و نه عمومیت معنای آن.
آنچه دربارهٔ معنی سمع و استماع گفتهاند نیز صحیح نیست. وقتی این دو ترکیب با هم مقایسه میشود، سمع بهمعنی برخورد صدا با گوش و استماع بهمعنی شنیدن همراه با توجه به معنی است. طبعاً برای مقایسه میان چند سخن باید آنها را استماع کنیم.
نقد دیگری که در اینباره مطرح شد این بود که عقل حکم میکند قول احسن در حوزهٔ دین، چیزی جز قول خدا نیست. پس اگر کسی بخواهد دین را با شنیدن اقوال بشری بیابد، رفتارش احمقانه است.
در پاسخ به این دیدگاه باید گفت: مگر ما میتوانیم مستقیماً با خدا و سخن او ارتباط داشته باشیم؟ واقعیت این است که ما فقط با اقوال بشری سر و کار داریم. البته برخی از این انسانها ادعا میکنند پیامآور سخن خدایند و این ماییم که باید این سخنان را نیز بشنویم و بررسی کنیم تا مدعیان راستگو را از دروغگویان و متوهمان تشخیص دهیم.
پس از ایمان به پیامآوران حقیقی سخن خدا نیز برای فهم بهتر این سخن، چارهای جز شنیدن سخنان گوناگون و انتخاب احسن آنها نداریم. حتی اگر معتقد باشیم جانشینان پیامبر خدا منظور سخن الهی را تبیین کردهاند، باز برای فهم این تبیینها به شنیدن برداشتهای گوناگون و انتخاب بهترین آنها نیاز داریم.
از آنجا که در پاسخ برخی نقدها بر ضرورت توجه به جایگاه فرادینی این موضوع تأکید کرده بودم، برخی بزرگواران، استناد به آیهٔ قرآن را نشانهٔ دروندینی بودن بحث دانسته و نگاه بروندینی به آن را کاری عبث بهشمار آوردهاند.
این عزیزان توجه ندارند که وقتی کتاب یا مکتبی میخواهد با همهٔ انسانها سخن بگوید و آنها را به تبعیت از سخنانش دعوت کند، باید منطقی فرادینی و انسانی را مبنا قرار دهد.
افراد هوشمند نهتنها از کسی که میگوید فقط حرف مرا گوش کنید و به سخنان دیگران توجه نکنید، تبعیت نمیکنند، بلکه به او بدگمان میشوند. اما کسی که میگوید حرفهای مرا در کنار دیگر سخنان بشنوید و هر کدام را بهتر یافتید تبعیت کنید، مستحکم بودن مبنا و منطقش را بهنمایش میگذارد.
#باورها
t.me/hamidhossaini