سر ميز ناهار چند روز پيش صحبت از كرايه دوچرخه به اين رسيد كه خانما تو عربستان رانندگي نميتونن بكنن. من با يك حسي كه مثلا ميخوام تاكيد كنم كه ما با عربستان فرق در يم خيلي گفتم كه بله ولي تو ايران ميتونن رانندگي بكنن و مثلا من خودم بيش از پنج ساله كه رانندگي ميكنم. دوست لهستاني گفت كه ولي من بلد نيستم رانندگي كنم!! گفت من فكر ميكنم ما براي توليد الودگي مسئوليم من سعي ميكنم حتي الامكان پياده يا با دوچرخه رفت و امد كنم و حتي از وسايل حمل و نقل عمومي هم خيلي استفاده نكنم. ميگفت گوشت نميخورم چون براي توليدش خيلي انرژي و اب مصرف ميشه و خيلي الودگي توليد ميشه!
ميگفت كه هواپيما هم خيليي الودگي توليد ميكنه و من سعي ميكنم سوار نشم. مثلا رو بليطم نوشته بود براي يك پرواز ٢ ساعت و خورده ايي از استانبول به زاگرب حدود ١٢٠ كيلو گرم گاز دي اكسيد كربن توليد ميشه!!!
بعد شنيدن اين ديدگاهش واقعا تحت تاثير قرار گرفتم و يك جورايي حتي خجالت كشيدم كه اول با افتخار گفتم كه من رانندگي ميكنم!
پرسيدم كه تو لهستان چقدر ادما مثل تو فكر ميكنن؟ گفت زياد نيستن ولي خوب داره همچين حركتي شكل ميگيره مثلا تو چند سال گذشته كلييي رستوران گياهي جديد و اين چيزا باز شده تو شهر من.
ميگفت كه هواپيما هم خيليي الودگي توليد ميكنه و من سعي ميكنم سوار نشم. مثلا رو بليطم نوشته بود براي يك پرواز ٢ ساعت و خورده ايي از استانبول به زاگرب حدود ١٢٠ كيلو گرم گاز دي اكسيد كربن توليد ميشه!!!
بعد شنيدن اين ديدگاهش واقعا تحت تاثير قرار گرفتم و يك جورايي حتي خجالت كشيدم كه اول با افتخار گفتم كه من رانندگي ميكنم!
پرسيدم كه تو لهستان چقدر ادما مثل تو فكر ميكنن؟ گفت زياد نيستن ولي خوب داره همچين حركتي شكل ميگيره مثلا تو چند سال گذشته كلييي رستوران گياهي جديد و اين چيزا باز شده تو شهر من.