یادداشت‌ها#۳۲۶۰

گفتگویی درباره انحصار یا کثرت‌گرایی دینی

بخش یک از چهار

پس از انتشار قسمت ۵۶ مجموعهٔ «اسلام، چرا و چگونه؟» با عنوان «آیا اسلام شرط نجات است؟» یکی از دوستان نقدی بر آن نوشت و من نیز به آن پاسخ دادم. ازآنجاکه این گفتگو می‌تواند برای علاقه‌مندان به این مباحث مفید باشد، ابتدا متن کامل نقد ایشان و سپس در ادامه پاسخ خود را در معرض قضاوت خوانندگان گرامی قرار می‌دهم:

۱. نقد دیدگاه: «کسی که دلیلی برای بررسی دین نمی‌بیند، وظیفه‌ای ندارد» (دقیقه ۳:۳۰)
جنابعالی فرمودید اگر کسی دلیلی برای بررسی دین اسلام نبیند، وظیفه‌ای در این زمینه ندارد.
به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین دلیل بر ضرورت بررسی ادعای اسلام، خودِ عقل است. ازاین‌رو، اگر کسی در معرض این دعوت قرار گیرد و بدون بررسی و صرفاً از سرِ بی‌تفاوتی از کنار آن بگذرد، در برابر این کوتاهی مسئول باشد:
«إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا (اسراء، ۳۶)
۲. نقد دیدگاه: توجیه عدم تغییر دین به‌سبب آرامش، محیط و شرایط خانواده‌گی(دقیقه ۵:۵۶)
فرمودید ممکن است کسی برای حفظ آرامش، یا به دلیل شرایط محیطی و خانوادگی، دین خود را تغییر ندهد. در حالی که اگر این عوامل در برابر دلیل و برهان قرار گیرند، قرآن کریم چنین ترجیحی را مردود می‌شمارد و پیروی از سنت نیاکان را، در صورت ناسازگاری با حق، مورد نقد قرار می‌دهد:
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ (بقره، ۱۷۰)»
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ (مائده، ۱۰۴)»
«وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ (لقمان، ۲۱)»
ضمن اینکه پذیرش حق منافاتی با این مسئله ندارد و در طول تاریخ مومنانی بوده اند که حق را پذیرفته ولی برای حفظ جان و ... ایمان خود را کتمان می کرده اند مانند مومن آل فرعون یا آسیه
۳. نقد دیدگاه: «قرآن مطلقا با انحصارطلبی مبارزه کرده است» (دقیقه ۶:۵۰)
به نظر می‌رسد آنچه قرآن با آن مبارزه کرده، ادعای انحصار حق بدون دلیل و مبتنی بر آرزو و تعصب است، نه انحصارگراییِ مبتنی بر برهان. چون بلافاصله در همان آیه مورد استناد جنابعالی می فرماید:«قل هاتوا برهانکم» ازاین‌رو، به نظر نمی‌رسد بتوان از آیات مربوط، این نتیجه را گرفت که قرآن هرگونه انحصار طلبی حتی اگر به حق باشد را نفی کرده است. حق، به اقتضای حقیقتش، انحصارپذیر است و قرآن نیز خود را بیانگر حق معرفی می‌کند؛ بنابراین، پذیرش حقانیت قرآن، به‌طور طبیعی مستلزم پذیرش انحصار حق در آن است.
۴. نقد دیدگاه: «ملاک تسلیم‌بودن، زاویه دید هرکس است» (دقیقه ۷:۳۰)
اگر ملاک، صرفاً زاویه دید افراد باشد، این پرسش پیش می‌آید که آیا زاویه دید انسان منشأ ایجاد حقانیت است؟ به نظر می‌رسد حق، امری ثابت و مستقل از ادراک ماست و عقل وظیفه جعل و وضع حقیقت را ندارد، بلکه کاشف آن است:
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (بقره، ۱۴۷)»
۵. ناسازگاری میان اصل «حق‌طلبی و تسلیم » با واگذاری داوری میان ادیان به فرد
اگر حق‌طلبی یا تسلیم در برابر حق، ملاک باشد و در عین حال حقانیت قرآن نیز پذیرفته شود، واگذار کردن تشخیص این‌که «کدام دین بهتر یا مفیدتر است» به سلیقه و داوری شخصی افراد، با همان اصل حق‌طلبی و تسلیم، چندان سازگار به نظر نمی‌رسد.
قُلْ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّـهِ هُوَ أَهْدى‏ مِنْهُما أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ. فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. (قصص ۴٩/۵٠)»
۶. نگرانی از سوءاستفاده احتمالی از این گفتمان
امید است این گفتمان، ناخواسته دستاویزی برای کسانی نشود که بخواهند با استناد به آن، گرایش‌های برخاسته از هواهای نفسانی یا منافع شخصی را توجیه کنند؛ همان کسانی که قرآن کریم از آنان با چنین ویژگی‌هایی یاد کرده است.

ادامه در پست بعد

@hamidhossaini
Telegram کلام | سید حمید حسینی 💢 مسلمان بودن، شرط نجات است؟ 💢پیش از این دانستیم کسانی که در معرض انتخاب اسلام یا اظهار نظر دربارهٔ آن نباشند، وظیفه‌ای برای بررسی این دین ندارند. اکنون این سؤال را مطرح می‌کنیم…
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».