انحصارطلبی در توحید
قرآن کریم توحید را حقیقتی آشکار میداند که هر کس در هر مقام و جایگاهی که باشد، نمیتواند در آن تردید کند. از نگاه این کتاب آسمانی، معرفت خدا در نهاد همهٔ انسانها بهودیعت گذاشته شده و حتی مشرکان و کافران نیز در موقعیتهای خطر و اضطرار، وجود خدا را درک و از درگاه او طلب یاری میکنند.
البته این حقیقت متعالی مراتبی دارد که در دسترس همگان نیست و مصادیق و جزئیاتش نیز در معرض تحریف و بدفهمی قرار میگیرد. قرآن مأموریت پیامبران را بیان روش رسیدن به درجات بالای بندگی خدا و دوری از انحراف در این مسیر اعلام میکند و از ما میخواهد توصیف توحید را فقط از بندگان برگزیدهٔ خدا بخواهیم.
پس باید میان اصل توحید و درجات آن و میان ایمان به خدا و توصیف او فرق گذاشت. در صدها تأکید قرآن بر ضرورت بندگی خدا حتی یک بار اصل توحید به چیزی مشروط نشده، ولی همواره از کسانی که به خدا ایمان آوردهاند خواسته میشود ثمرات توحید را در سایهٔ ولایت و اطاعت از اولیای الهی بهدست آورند.
برخی با پیشفرضی انحصارطلبانه دچار مغالطه و توهم مالکیت توحید میشوند و توصیف خدا را بهجای ایمان به او میگذارند و با توهین به همهٔ خداپرستان دگراندیش، فقط خودشان را موحد بهشمار میآورند؛ در حالی که اگر ملاک توحید، توصیف دقیق خدا باشد، آنها نیز از شناختی که اولیای الهی داشتند، محروماند.
آری برای دور شدن از خطا در توحید باید با پناه بردن به آستان مخلَصان، توصیف خدا را از آنان جویا شد، ولی این بدان معنا نیست که هر کس خود را پیرو آن بزرگواران دانست، از خطا در فهم جزئیات و مراتب توحید مصون میماند و کسانی که به هر دلیل از هدایت این پیشوایان محروم باشند، لزوماً در اساس توحید به خطا و توهم دچار میشوند.
اختلاف فراوان عالمان شیعه در خداشناسی که گاهی تا تکفیر یکدیگر پیش رفتهاند از یکسو و تأیید و تجلیل قرآن از توحید کسانی که حتی حقانیت پیامبر را نشناختهاند از سویی دیگر، نشان میدهد ما انسانهای عادی نه میتوانیم خود را با اولیای الهی قیاس کنیم و نه حق داریم دیگرانی را که مثل ما نمیاندیشند، یکسره باطل و بیبهره از حقیقت بدانیم.
سید حمید حسینی ـ ۹۹/۲/۲۱
#باورها
@hamidhossaini
قرآن کریم توحید را حقیقتی آشکار میداند که هر کس در هر مقام و جایگاهی که باشد، نمیتواند در آن تردید کند. از نگاه این کتاب آسمانی، معرفت خدا در نهاد همهٔ انسانها بهودیعت گذاشته شده و حتی مشرکان و کافران نیز در موقعیتهای خطر و اضطرار، وجود خدا را درک و از درگاه او طلب یاری میکنند.
البته این حقیقت متعالی مراتبی دارد که در دسترس همگان نیست و مصادیق و جزئیاتش نیز در معرض تحریف و بدفهمی قرار میگیرد. قرآن مأموریت پیامبران را بیان روش رسیدن به درجات بالای بندگی خدا و دوری از انحراف در این مسیر اعلام میکند و از ما میخواهد توصیف توحید را فقط از بندگان برگزیدهٔ خدا بخواهیم.
پس باید میان اصل توحید و درجات آن و میان ایمان به خدا و توصیف او فرق گذاشت. در صدها تأکید قرآن بر ضرورت بندگی خدا حتی یک بار اصل توحید به چیزی مشروط نشده، ولی همواره از کسانی که به خدا ایمان آوردهاند خواسته میشود ثمرات توحید را در سایهٔ ولایت و اطاعت از اولیای الهی بهدست آورند.
برخی با پیشفرضی انحصارطلبانه دچار مغالطه و توهم مالکیت توحید میشوند و توصیف خدا را بهجای ایمان به او میگذارند و با توهین به همهٔ خداپرستان دگراندیش، فقط خودشان را موحد بهشمار میآورند؛ در حالی که اگر ملاک توحید، توصیف دقیق خدا باشد، آنها نیز از شناختی که اولیای الهی داشتند، محروماند.
آری برای دور شدن از خطا در توحید باید با پناه بردن به آستان مخلَصان، توصیف خدا را از آنان جویا شد، ولی این بدان معنا نیست که هر کس خود را پیرو آن بزرگواران دانست، از خطا در فهم جزئیات و مراتب توحید مصون میماند و کسانی که به هر دلیل از هدایت این پیشوایان محروم باشند، لزوماً در اساس توحید به خطا و توهم دچار میشوند.
اختلاف فراوان عالمان شیعه در خداشناسی که گاهی تا تکفیر یکدیگر پیش رفتهاند از یکسو و تأیید و تجلیل قرآن از توحید کسانی که حتی حقانیت پیامبر را نشناختهاند از سویی دیگر، نشان میدهد ما انسانهای عادی نه میتوانیم خود را با اولیای الهی قیاس کنیم و نه حق داریم دیگرانی را که مثل ما نمیاندیشند، یکسره باطل و بیبهره از حقیقت بدانیم.
سید حمید حسینی ـ ۹۹/۲/۲۱
#باورها
@hamidhossaini