ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۷ تا ۲۳ سورهٔ توبه
مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَىٰ أَنفُسِهِم بِالْكُفْرِ أُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿١٧﴾
مشرکان که به حقپوشی خود گواهاند، شایستگی آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ آنان اعمالشان از اعتبار افتاده و همایشان در آتش جاوداناند.
«حبط» بهمعنی «سقوط و محو شدن» است.
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨﴾
مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز واپسین ایمان آورده، نماز را برپا دارند، زکات را بپردازند و جز از خدا نهراسند؛ که چهبسا آنان از راهیافتگان باشند.
«عسی» را در همهٔ کاربردهای قرآنی «چهبسا» ترجمه کردهایم و اینجا نیز باید همانگونه ترجمه کنیم.
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾
آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجدالحرام را همچون کسی قرار دادهاید که به خدا و روز واپسین ایمان آورَد و در راه خدا جهاد کند؟ نزد خدا برابر نیستند؛ و خدا گروه ستمکاران را راهبری نمیکند.
«هدایت» در اغلب کاربردهای قرآنی بهمعنی «راهبری» است و نه «راهنمایی».
الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿٢٠﴾
آنان که ایمان آورند و هجرت کنند و با داراییها و جانهایشان در راه خدا به جهاد بپردازند، از نظر رتبه نزد خدا بزرگترند؛ و همایشاناند که رستگارند.
اگرچه برای نشان دادن تفاوت «عظیم» با «کبیر» آن را همهجا «سترگ» ترجمه کردهایم، ولی با توجه به مأنوس نبودن تعبیر «سترگتر» در اینجا از «بزرگتر» استفاده شد.
«درجة» در این عبارت «تمییز» است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ ﴿٢١﴾
خداوندگارشان آنها را به رحمتی از جانب خویش و خشنودی فراوان و باغهایی که در آن نعمتی پایدار خواهند داشت، مژده میدهد.
مصدر بر وزن فعلان بر فراوانی دلالت دارد و لذا «رضوان» از مادهٔ «رضي» بیانگر «خشنودی فراوان و توافق شدید» است.
اگرچه «مقیم» بهمعنی «بر پا کننده» است و در قرآن بارها برای بر پا داشتن نماز بهکار رفته، ولی وقتی بدون مفعول بیاید، بیانگر مفهوم «پایداری و دوام» است.
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿٢٢﴾
که در آنها جاودان خواهند بود؛ بیتردید، خداست که پاداشی سترگ نزد اوست.
آمدن «که» در ابتدای جمله برای نشان دادن ارتباط با آیهٔ قبلی است.
با توجه به بازگشت ضمیر «ها» به «جنات» لازم است آن را بهصورت جمع ترجمه کنیم.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٣﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید، پدران و برادرانتان را در صورتی که به حقپوشی بیش از ایمان علاقه داشتند، بهعنوان گردانندهٔ امور برنگزینید؛ و هر کس از شما آنان را گردانندهٔ امور خود قرار دهد، پس همایشاناند که ستمکارند.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۵ سورهٔ بقره بیان شد، معنای «تولّی» در اصل، «رویگردان شدن» و در برخی عبارات با توجه به سیاق، «رویگردان شدن برای در دست گرفتن و گرداندن امور» است و مادهٔ «ولي» برای مفهوم «سرپرستی» و «گرداندن امور» استفاده میشود.
«استحباب» در اصل بهمعنی «درخواست دوستی» است و وقتی با «علی» بهکار میرود، مفهوم «علاقهٔ بیشتری که موجب ترجیح یک چیز بر چیزی دیگر میشود» را بیان میکند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِينَ عَلَىٰ أَنفُسِهِم بِالْكُفْرِ أُولَٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿١٧﴾
مشرکان که به حقپوشی خود گواهاند، شایستگی آباد کردن مساجد خدا را ندارند؛ آنان اعمالشان از اعتبار افتاده و همایشان در آتش جاوداناند.
«حبط» بهمعنی «سقوط و محو شدن» است.
إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨﴾
مساجد خدا را تنها کسانی آباد میکنند که به خدا و روز واپسین ایمان آورده، نماز را برپا دارند، زکات را بپردازند و جز از خدا نهراسند؛ که چهبسا آنان از راهیافتگان باشند.
«عسی» را در همهٔ کاربردهای قرآنی «چهبسا» ترجمه کردهایم و اینجا نیز باید همانگونه ترجمه کنیم.
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾
آیا آب دادن به حاجیان و آبادسازی مسجدالحرام را همچون کسی قرار دادهاید که به خدا و روز واپسین ایمان آورَد و در راه خدا جهاد کند؟ نزد خدا برابر نیستند؛ و خدا گروه ستمکاران را راهبری نمیکند.
«هدایت» در اغلب کاربردهای قرآنی بهمعنی «راهبری» است و نه «راهنمایی».
الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿٢٠﴾
آنان که ایمان آورند و هجرت کنند و با داراییها و جانهایشان در راه خدا به جهاد بپردازند، از نظر رتبه نزد خدا بزرگترند؛ و همایشاناند که رستگارند.
اگرچه برای نشان دادن تفاوت «عظیم» با «کبیر» آن را همهجا «سترگ» ترجمه کردهایم، ولی با توجه به مأنوس نبودن تعبیر «سترگتر» در اینجا از «بزرگتر» استفاده شد.
«درجة» در این عبارت «تمییز» است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ ﴿٢١﴾
خداوندگارشان آنها را به رحمتی از جانب خویش و خشنودی فراوان و باغهایی که در آن نعمتی پایدار خواهند داشت، مژده میدهد.
مصدر بر وزن فعلان بر فراوانی دلالت دارد و لذا «رضوان» از مادهٔ «رضي» بیانگر «خشنودی فراوان و توافق شدید» است.
اگرچه «مقیم» بهمعنی «بر پا کننده» است و در قرآن بارها برای بر پا داشتن نماز بهکار رفته، ولی وقتی بدون مفعول بیاید، بیانگر مفهوم «پایداری و دوام» است.
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿٢٢﴾
که در آنها جاودان خواهند بود؛ بیتردید، خداست که پاداشی سترگ نزد اوست.
آمدن «که» در ابتدای جمله برای نشان دادن ارتباط با آیهٔ قبلی است.
با توجه به بازگشت ضمیر «ها» به «جنات» لازم است آن را بهصورت جمع ترجمه کنیم.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٣﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید، پدران و برادرانتان را در صورتی که به حقپوشی بیش از ایمان علاقه داشتند، بهعنوان گردانندهٔ امور برنگزینید؛ و هر کس از شما آنان را گردانندهٔ امور خود قرار دهد، پس همایشاناند که ستمکارند.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۵ سورهٔ بقره بیان شد، معنای «تولّی» در اصل، «رویگردان شدن» و در برخی عبارات با توجه به سیاق، «رویگردان شدن برای در دست گرفتن و گرداندن امور» است و مادهٔ «ولي» برای مفهوم «سرپرستی» و «گرداندن امور» استفاده میشود.
«استحباب» در اصل بهمعنی «درخواست دوستی» است و وقتی با «علی» بهکار میرود، مفهوم «علاقهٔ بیشتری که موجب ترجیح یک چیز بر چیزی دیگر میشود» را بیان میکند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini