یادداشت‌ها#۳۱۱۶

۸۹۴ بازدید باورها

بازارسال از کلام | سید حمید حسینی

اصول دین چند تاست؟

اغلب افراد بدون بررسی و آگاهی، همان سخن مشهور را دربارهٔ اصول دین تکرار می‌کنند. البته آنچه از کودکی در این‌ باره به ما یاد داده‌اند، اعتقاداتی درست است؛ ولی اگر نباید در اصول دین مقلد بود، چرا حاضر نیستیم حتی دربارهٔ عناوینش تحقیق کنیم و مبنا و دلیل این شمارش و دسته‌بندی را جویا شویم؟

قرآن کریم یکی از مهم‌ترین موانع موفقیت و رستگاری انسان را تقلید کورکورانه می‌داند و از ما می‌خواهد با تفکر و تکیه بر یافته‌های وجدانی، راه خود را بیابیم و همین تلاش برای زندگی درست، آگاهانه و انسانی را دین حق ‌می‌نامد و فرقه‌سازی‌ها و دسته‌بندی‌های مرسوم پیروان ادیان گوناگون را محکوم ‌می‌کند.

اگر این تعریف را بپذیریم باید اصول دین را در شرایطی که به حقانیت فرستاده‌ٔ خدا پی برده‌ایم با شرایط قبل از این آگاهی متفاوت بدانیم. زیرا در جایی که دستورالعملی جز فرمان عقل نداریم، فقط در این حد می‌فهمیم که خالق و صاحب‌اختیار هستی، ما را برای هدفی برتر از جهان محدود مادی آفریده و روش درست زندگی، اخلاقی زیستن برای رسیدن به معنا و مقصودی بزرگ است.

پس اصول این دین عقلانی و انسانی عبارت است از:

۱ـ ایمان به خدای یگانه و نفی سرسپردگی به دیگران؛
۲. ایمان به جهانی برتر به‌عنوان معنا و هدف حکیمانهٔ زندگی؛
۳. پایبندی به اخلاق و رفتارهای نیک.

این سه اصل تقریباً در همهٔ مکاتب مبتنی بر وجدان انسانی مشترک است و قرآن کریم نیز بارها آن را به‌عنوان شرط نجات و آرامش ابدی بر می‌شمرد.

اما در مرحله‌ای بالاتر وقتی می‌فهمیم خداوند علاوه بر عقل، از طریق فرستادگانی مرتبط با آسمان نیز با ما سخن گفته و شریعت‌هایی متفاوت را برای شکوفایی بیشتر در اختیار ما گذاشته است، به حکم وجدان اخلاقی باید به فرستادهٔ خدا ایمان آوریم. اکنون اگر از اصول دین سخن می‌گوییم، منظورمان مهم‌ترین دستورالعمل‌هایی است که از آسمان دریافت و به ما توصیه شده است.

با دقت به این نکته متوجه می‌شویم که چرا پیشوایان ما هر جا دربارهٔ پایه‌های اسلام سخن گفته‌اند، موضوعاتی را به‌عنوان اصول دین برشمرده‌اند که در برداشت مشهور، اشتباهاً در فهرست فروع دین جای می‌گیرد.

اصول پنج‌گانهٔ دین در روایات متعدد و از جمله در حدیث معتبر امام باقر علیه‌السلام (کافی، ج ۲، ص ۱۸) عبارت است از:
۱ـ ولایت: به‌معنی اطاعت از بیان‌کنندگان معصوم حقیقت که مستلزم دلدادگی به آنها و برائت از دشمنانشان است؛
۲ـ نماز: به‌عنوان رشتهٔ پیوند معنوی انسان با خدا برای زنده نگه داشتن یاد او در زندگی؛
۳ـ روزه: به‌عنوان تمرینی مؤثر برای اخلاص، تقویت اراده و خویشتن‌داری؛
۴ـ زکات: به‌عنوان نماد خدمت به خلق و احساس مسئولیت در برابر اجتماع؛
۵ـ حج: به‌عنوان عبادتی تحول‌آفرین و نمادی هویت‌بخش برای امت اسلامی.

در این زمینه توجه به چند نکته ضروری است:

بر این مبنا دیگر توحید و معاد و اخلاق به‌عنوان اصول این دین یا شریعت خاص مطرح نمی‌شود، زیرا جایگاهشان مهم‌تر و قبل از شرایع گوناگون است.
نبوت به‌معنی پذیرش حقانیت و تبعیت از رسول خدا در ضمن اصل ولایت قرار می‌گیرد و نباید جداگانه ذکر شود.
تفکیک مذهب از دین صحیح نیست و اصول مذهب همان اصول اسلام حقیقی است که مکاتب گوناگونی در برداشت از آنها وجود دارد.
عدل یکی از صفات خدا و از فروع مهم اصل توحید است که بحث‌های کلامی در دوره‌ای از تاریخ، آن را برجسته‌ کرده است.
این تصور که اصول دین، اعتقادی و فروع آن، عملی است، دلیل و مبنای درستی ندارد.
فروع دین امری نسبی است که بر همهٔ عقاید، مقررات و آموزه‌های شرعی که ذیل مسائلی مهم‌تر قرار می‌گیرد صدق می‌کند.
اصول دین، موضوعی متفاوت با مرزهای اسلام و کفر است؛ زیرا در اصطلاح فقهی و حقوقی، شهادتین ملاک اسلام قرار می‌گیرد و در نگاهی گسترده‌تر، تسلیم در برابر همهٔ حقایق، ایمان و ستیز با هر حقیقتی کفر نامیده می‌شود.

سید حمید حسینی ـ ۹۹/۲/۱۳

#باورها
@hamidhossaini
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».