ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۱۳ تا ۱۲۰ سورهٔ اعراف
وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۳﴾
و جادوگران نزد فرعون آمدند؛ گفتند: «اگر ما پیروز باشیم، بهراستی حتماً پاداشی خواهیم داشت؟»
خوب است در ترجمه به «انّ» و «لام تأکید» و استفاده از «کنّا» بهجای تعابیر دیگری که بهمعنی «پیروز شدن» است توجه شود.
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿١١٤﴾
گفت: «آری، و شما در آن صورت قطعاً از بار یافتگان خواهید بود».
«مقرّب» در لغت بهمعنی «نزدیکشده» است و اگر چه خودش در فارسی کاربرد دارد، اما در ادبیات فارسی معمولاً برای مفهوم خواصّ و نزدیکان پادشاهان از تعبیر «بار یافتن» استفاده شده است.
قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ ﴿۱۱۵﴾
گفتند: «ای موسی! تو میاندازی، یا ما کسانی باشیم که میاندازند؟».
با توجه به اینکه «أن» فعل بعد از خود را به تأویل مصدر میبرد، «أن تلقي» و «أن نکون» را نمیتوان در اینجا تحتاللفظی ترجمه کرد و باید مقصود کنایی آنها را در نظر گرفت.
قَالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ ﴿١١٦﴾
گفت: «بیندازید». پس همین که انداختند، چشمان مردم را جادو کردند و آنان را به هراس وا داشتند و جادویی بزرگ به میان آوردند.
«استرهبوهم» از مادهٔ «رهب» به معنای «ترس» است و با توجه به اینکه باب استفعال مفهوم طلب و پیگیری را میرساند، در ترجمهٔ آن از تعبیر «وا داشتن» استفاده شد.
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿١١٧﴾
و به موسی وحی کردیم: «عصای خود را بینداز»، پس ناگهان شروع کرد به بلعیدن آنچه وارونه مینمودند.
با توجه به مضارع بودن فعل «تلقف» و «یأفکون» در سیاق ماضی، بر خلاف ترجمهٔ اغلب مترجمان، باید آنها را به گونهای ترجمه کرد که بر شروع و استمرار نیز دلالت داشته باشند.
مادهٔ «لقف» که بهمعنی «فرو گرفتن سریع» و «محو یکباره» است، در منابع لغت برای «بلعیدن» نیز به کار رفته است.
اغلب مترجمان «یأفکون» را «بر بافتن» و «دروغ ساختن» و مانند آن ترجمه کردهاند؛ این در حالی است که اینها ترجمهٔ «یفترون» است. در ترجمهٔ آیهٔ ۷۵ سورهٔ مائده توضیح دادیم که «افک» بهمعنی «دگرگون ساختن و زیر و رو کردن» است.
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١١٨﴾
پس حق ثابت شد و آنچه انجام میدادند باطل گردید.
مادهٔ «وقع» بهمعنی «ثابت و مستقر شدن» نیز آمده است.
فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانقَلَبُوا صَاغِرِينَ ﴿١١٩﴾
پس آنجا بود که شکست خوردند و به حالتی خوارشده بازگشتند.
«صاغرین» حال است و «انقلاب» معنای «دگرگونی همراه با بازگشت» را بیان میکند.
وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿١٢٠﴾
و جادوگران بیاختیار به سجده افتادند.
تعبیر «بیاختیار» را میتوان از مجهول بودن «ألقی» و مشخص نبودن عامل سجدهٔ آنها بهدست آورد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَجَاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوا إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۳﴾
و جادوگران نزد فرعون آمدند؛ گفتند: «اگر ما پیروز باشیم، بهراستی حتماً پاداشی خواهیم داشت؟»
خوب است در ترجمه به «انّ» و «لام تأکید» و استفاده از «کنّا» بهجای تعابیر دیگری که بهمعنی «پیروز شدن» است توجه شود.
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿١١٤﴾
گفت: «آری، و شما در آن صورت قطعاً از بار یافتگان خواهید بود».
«مقرّب» در لغت بهمعنی «نزدیکشده» است و اگر چه خودش در فارسی کاربرد دارد، اما در ادبیات فارسی معمولاً برای مفهوم خواصّ و نزدیکان پادشاهان از تعبیر «بار یافتن» استفاده شده است.
قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ ﴿۱۱۵﴾
گفتند: «ای موسی! تو میاندازی، یا ما کسانی باشیم که میاندازند؟».
با توجه به اینکه «أن» فعل بعد از خود را به تأویل مصدر میبرد، «أن تلقي» و «أن نکون» را نمیتوان در اینجا تحتاللفظی ترجمه کرد و باید مقصود کنایی آنها را در نظر گرفت.
قَالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ ﴿١١٦﴾
گفت: «بیندازید». پس همین که انداختند، چشمان مردم را جادو کردند و آنان را به هراس وا داشتند و جادویی بزرگ به میان آوردند.
«استرهبوهم» از مادهٔ «رهب» به معنای «ترس» است و با توجه به اینکه باب استفعال مفهوم طلب و پیگیری را میرساند، در ترجمهٔ آن از تعبیر «وا داشتن» استفاده شد.
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿١١٧﴾
و به موسی وحی کردیم: «عصای خود را بینداز»، پس ناگهان شروع کرد به بلعیدن آنچه وارونه مینمودند.
با توجه به مضارع بودن فعل «تلقف» و «یأفکون» در سیاق ماضی، بر خلاف ترجمهٔ اغلب مترجمان، باید آنها را به گونهای ترجمه کرد که بر شروع و استمرار نیز دلالت داشته باشند.
مادهٔ «لقف» که بهمعنی «فرو گرفتن سریع» و «محو یکباره» است، در منابع لغت برای «بلعیدن» نیز به کار رفته است.
اغلب مترجمان «یأفکون» را «بر بافتن» و «دروغ ساختن» و مانند آن ترجمه کردهاند؛ این در حالی است که اینها ترجمهٔ «یفترون» است. در ترجمهٔ آیهٔ ۷۵ سورهٔ مائده توضیح دادیم که «افک» بهمعنی «دگرگون ساختن و زیر و رو کردن» است.
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١١٨﴾
پس حق ثابت شد و آنچه انجام میدادند باطل گردید.
مادهٔ «وقع» بهمعنی «ثابت و مستقر شدن» نیز آمده است.
فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانقَلَبُوا صَاغِرِينَ ﴿١١٩﴾
پس آنجا بود که شکست خوردند و به حالتی خوارشده بازگشتند.
«صاغرین» حال است و «انقلاب» معنای «دگرگونی همراه با بازگشت» را بیان میکند.
وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿١٢٠﴾
و جادوگران بیاختیار به سجده افتادند.
تعبیر «بیاختیار» را میتوان از مجهول بودن «ألقی» و مشخص نبودن عامل سجدهٔ آنها بهدست آورد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini