چرا باید نماز بخوانیم؟
ادامه از پست قبل
[کمی جلوتر با یکی از دوستان امین به نام سامی مواجه میشوند]
امین (با خنده و محبت): عه دوست هممدرسهایم! ... سلام سامی!
سامی: سلام! خوبی؟ کجا میری؟
امین: ممنون خدا رو شکر. داریم با امیر میریم مسجد. قراره امروز نماز خوندنو بهش یاد بدم.
امیر: سلام
سامی: سلام کوچولو خوبی؟
امیر: خیلی ممنون
سامی: نماز؟! من که نماز نمیخونم!
امین: تو شاید هنوز به این تصمیم نرسیده باشی، ولی امیر خودش خواسته و دوست داره نماز بخونه.
امیر: آره! من میخوام با خدا حرف بزنم و به خاطر نعمتاش ازش تشکر کنم.
سامی: خدا که به تشکر ما نیازی نداره. خیلیم مهربونه و دوست نداره ما سختی بکشیم؛ پس برا چی باید نماز بخونیم؟ مخصوصا صُبای زود چرا با زحمت از خواب ناز بلند شیم برا نماز؟
امین: سامی! تو هنوز باشگاه میری؟
سامی: آره من ورزشکارم؛ ولی چه ربطی داره؟
امین: این همه میری باشگاه تمرین میکنی، اونجا به ورزش تو نیازی دارن؟
سامی: نه، من نیاز دارم ورزش کنم! اونا که نیازی ندارن.
امین: مربی باشگات که تمرینای سنگین بهت میده آدم بدیه؟
سامی: نه بابا! خیلیم مهربون و خوبه. بهم گفته اگه همینطور تمرین کنم میتونم تو مسابقات بعدی رتبه بیارم.
امین: خوب خدا هم به نماز ما نیازی نداره و نمیخواد به ما سختی بده. این ماییم که به نماز نیاز داریم. خدا میخواد با این تمرین ساده تو امتحانای زندگی برنده شیم و جاییزههای بزرگتری نصیبمون شه.
سامی: ولی به نظر من همین که به یاد خدا باشیم و سعی کنیم کارای خوب انجام بدیم و کسی رو اذیت نکنیم کافیه.
امین: آره کار خوب کردن و مردمآزار نبودن که خیلی مهمه. یکی از فایدههای اصلی نماز خوندنم اینه که آدمو از کارای بد دور میکنه.
سامی: پس چرا بعضی از اونایی که نماز میخونن ِانقَد کارای بد میکنن؟ خودنمایی میکنن و حق مردمو میخورن؟
امین: بذا برات یه مثال بزنم. ببین اگه یه کسی بیاد باشگاه و بهجای تمرین و ورزش همش به فکر سلفی گرفتن و کارای نمایشی باشه بدنش قوی میشه؟ قهرمان میشه؟!
سامی: معلومه که نه. اتفاقاً تو باشگاه مام هستن از این جور آدما.
امین: به نظرت این تقصیر باشگاهه؟ این دلیل میشه دیگه باشگا نری؟
سامی: نه، من استفاده خودمو میکنم و به اونا کاری ندارم.
امین: آدمایی که کارای بد میکنن واقعاً اهل نماز نیستن و خودشون و دیگرانو گول میزنن و به خودشون و بقیه آسیب میرسونن. همون جور که بعضیا از وسائل باشگا درست استفاده نمیکنن.
سامی (در حالی که به فکر فرو رفته): راستش ... چی بگم ...
امین: من میدونم تو خیلی پسر خوب و بامعرفتی هستی و همیشه دوست داری کارای خوب انجام بدی، ولی به نظرت اگه این کارا رو زیر نظر مربی انجام بدیم بهتر نیس؟
سامی: معلومه مربی خیلی مهمه.
امین: خوب خدا بهترین مربی دنیاس و برا موفقیت و خوشبختی ما بهترین برنامه رو بهمون پیشنهاد داده. حیف نیس ازش استفاده نکنیم؟
سامی: خوب ... ممم ... باید بیشتر فکر کنم.
امین: آره حتما. اگه دوست داشتی بازم با هم حرف میزنیم. خیلی خوشحال شدم دیدمت.
سامی: منم همین طور. آره حتما، بازم صحبت میکنیم. فعلا خدا نگهدار.
امین و امیر: خدا حافظ!
امیر: داداش! چه خوب جوابشو دادی.
امین: نه، این فقط یه گفتگوی دوستانه بود. سامی پسر خوبیه و مطمئنم اگه جور دیگهای به نماز فکر کنه نظرش عوض میشه و میتونه تو این موضوعم موفق بشه.
امیر: من که خیلی چیزا از صحبتاتون یاد گرفتم. چه خوب شد قبل از اینکه نماز خوندنو یاد بگیرم فهمیدم برا چی باید نماز بخونیم.
امین: خدا رو شکر. پس بزن بریم.
ادامه دارد ...
#نماز
@hamidhossaini
ادامه از پست قبل
[کمی جلوتر با یکی از دوستان امین به نام سامی مواجه میشوند]
امین (با خنده و محبت): عه دوست هممدرسهایم! ... سلام سامی!
سامی: سلام! خوبی؟ کجا میری؟
امین: ممنون خدا رو شکر. داریم با امیر میریم مسجد. قراره امروز نماز خوندنو بهش یاد بدم.
امیر: سلام
سامی: سلام کوچولو خوبی؟
امیر: خیلی ممنون
سامی: نماز؟! من که نماز نمیخونم!
امین: تو شاید هنوز به این تصمیم نرسیده باشی، ولی امیر خودش خواسته و دوست داره نماز بخونه.
امیر: آره! من میخوام با خدا حرف بزنم و به خاطر نعمتاش ازش تشکر کنم.
سامی: خدا که به تشکر ما نیازی نداره. خیلیم مهربونه و دوست نداره ما سختی بکشیم؛ پس برا چی باید نماز بخونیم؟ مخصوصا صُبای زود چرا با زحمت از خواب ناز بلند شیم برا نماز؟
امین: سامی! تو هنوز باشگاه میری؟
سامی: آره من ورزشکارم؛ ولی چه ربطی داره؟
امین: این همه میری باشگاه تمرین میکنی، اونجا به ورزش تو نیازی دارن؟
سامی: نه، من نیاز دارم ورزش کنم! اونا که نیازی ندارن.
امین: مربی باشگات که تمرینای سنگین بهت میده آدم بدیه؟
سامی: نه بابا! خیلیم مهربون و خوبه. بهم گفته اگه همینطور تمرین کنم میتونم تو مسابقات بعدی رتبه بیارم.
امین: خوب خدا هم به نماز ما نیازی نداره و نمیخواد به ما سختی بده. این ماییم که به نماز نیاز داریم. خدا میخواد با این تمرین ساده تو امتحانای زندگی برنده شیم و جاییزههای بزرگتری نصیبمون شه.
سامی: ولی به نظر من همین که به یاد خدا باشیم و سعی کنیم کارای خوب انجام بدیم و کسی رو اذیت نکنیم کافیه.
امین: آره کار خوب کردن و مردمآزار نبودن که خیلی مهمه. یکی از فایدههای اصلی نماز خوندنم اینه که آدمو از کارای بد دور میکنه.
سامی: پس چرا بعضی از اونایی که نماز میخونن ِانقَد کارای بد میکنن؟ خودنمایی میکنن و حق مردمو میخورن؟
امین: بذا برات یه مثال بزنم. ببین اگه یه کسی بیاد باشگاه و بهجای تمرین و ورزش همش به فکر سلفی گرفتن و کارای نمایشی باشه بدنش قوی میشه؟ قهرمان میشه؟!
سامی: معلومه که نه. اتفاقاً تو باشگاه مام هستن از این جور آدما.
امین: به نظرت این تقصیر باشگاهه؟ این دلیل میشه دیگه باشگا نری؟
سامی: نه، من استفاده خودمو میکنم و به اونا کاری ندارم.
امین: آدمایی که کارای بد میکنن واقعاً اهل نماز نیستن و خودشون و دیگرانو گول میزنن و به خودشون و بقیه آسیب میرسونن. همون جور که بعضیا از وسائل باشگا درست استفاده نمیکنن.
سامی (در حالی که به فکر فرو رفته): راستش ... چی بگم ...
امین: من میدونم تو خیلی پسر خوب و بامعرفتی هستی و همیشه دوست داری کارای خوب انجام بدی، ولی به نظرت اگه این کارا رو زیر نظر مربی انجام بدیم بهتر نیس؟
سامی: معلومه مربی خیلی مهمه.
امین: خوب خدا بهترین مربی دنیاس و برا موفقیت و خوشبختی ما بهترین برنامه رو بهمون پیشنهاد داده. حیف نیس ازش استفاده نکنیم؟
سامی: خوب ... ممم ... باید بیشتر فکر کنم.
امین: آره حتما. اگه دوست داشتی بازم با هم حرف میزنیم. خیلی خوشحال شدم دیدمت.
سامی: منم همین طور. آره حتما، بازم صحبت میکنیم. فعلا خدا نگهدار.
امین و امیر: خدا حافظ!
امیر: داداش! چه خوب جوابشو دادی.
امین: نه، این فقط یه گفتگوی دوستانه بود. سامی پسر خوبیه و مطمئنم اگه جور دیگهای به نماز فکر کنه نظرش عوض میشه و میتونه تو این موضوعم موفق بشه.
امیر: من که خیلی چیزا از صحبتاتون یاد گرفتم. چه خوب شد قبل از اینکه نماز خوندنو یاد بگیرم فهمیدم برا چی باید نماز بخونیم.
امین: خدا رو شکر. پس بزن بریم.
ادامه دارد ...
#نماز
@hamidhossaini