یادداشت‌ها#۲۸۱۳

۱٫۸ هزار بازدید
قرآن در شعر حافظ

حافظ به حق قرآن کز شید و زرق باز آی
باشد که گوی عیشی در این میان توان زد

گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا
حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری

ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با نکات قرآنی

عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

ای چنگ فرو برده به خون دل حافظ
شرمت مگر از غیرت قرآن خدا نیست

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم

@hamidhossaini
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».