بهشت فقط برای مذهبیهاست؟
موضوع پاداش ناباورمندان نیکوکار از گذشتههای دور در مباحث کلامی مطرح بوده است. ولی در دوران جدید که رفتارهای اخلاقی غیر متدینان بیشتر دیده میشود، این مسئله نیز توجه بیشتری را به خود جلب میکند و به بررسی و تحلیل دقیقتری نیاز دارد.
پاسخی که معمولاً به این پرسش داده شده، نفی سعادت اخروی و محروم بودن این افراد از بهشت برین است. مستند این دیدگاه مشهور، آیات و روایاتی است که بهصراحت از حبط و رد شدن اعمال نیک کسانی که ایمان و تقوا ندارند سخن میگوید و تأثیر کار خیر آنها را در حد برخورداری دنیایی یا نهایتاً تخفیف در عذاب اخروی میداند.
اما بهنظر میرسد این دیدگاه با منطق قرآن منطبق نیست و با نگاه این کتاب به مفاهیمی چون «ایمان» و «تقوا» هماهنگی ندارد. زیرا همانگونه که بارها و از جمله اینجا + و اینجا + و اینجا + توضیح داده شد، این واژهها در قرآن و حدیث به حقایقی فراتر از چارچوبهای مذهبی نظر دارد و گوهر اصلی ایمان را حقطلبی و پایبندی به انسانیت و معنای تقوا را پرواداری و اخلاقمداری میداند.
بر این اساس نباید پاداش اخروی را در دایرهٔ باورمندان به گزارههایی خاص محدود ساخت و اغلب انسانها را بهخاطر وسع و شرایط متفاوت، یا به جرم ناآگاهی نسبت به حقایقی که بسیاری از باورمندان نیز در آن اختلاف نظر و ابهام دارند، از رحمت گستردهٔ خدا محروم دانست.
البته اغلب مخاطبان متون دینی را کسانی تشکیل میدادند که از اموری چون توحید، نبوت و امامت اطلاع پیدا کرده بودند؛ لذا تسلیم نبودن آنها در برابر دلایل روشنی که در اختیار داشتند، نشانهٔ عناد و خروج از دایرهٔ ایمان و تقوا بهشمار میآمد؛ ولی چنین شرایطی برای بسیاری وجود ندارد و سنجش حقطلبی افراد، تنها و تنها در محدودهٔ علم و اختیار خداست و ما نمیتوانیم همفکران خود را اهل بهشت و دگراندیشان را محروم از آن اعلام نماییم.
پس بهتر است در پاسخ به این پرسش بگوییم: کسانی که با نیت خیر و حقطلبانه اهل احسان و نیکی باشند، بهتناسب نیتشان از پاداش الهی بهرهمند خواهند شد و این قاعده به باور یا فرقهای خاص وابسته نیست. چهبسا دگراندیشانی که بهخاطر حقطلبی بیشتر، به درجات بالاتری در آخرت دست پیدا کنند و چهبسا باورمندانی که بهسبب کوتاهی در بهرهگیری از وسع خود، پاداشی کمتر داشته باشند.
اهمیت و ابعاد این مطلب با دقت به مفهوم «استضعاف فکری» در قرآن و روایات بیشتر روشن میشود. بهویژه با توجه به این نکته که قصور در درک حقیقت، امری نسبی است و در تمامی درجات ایمان و تقوا مصداق پیدا میکند. زیرا هر کس در هر درجهای، نسبت به درجهٔ بالاتر از خود، مستضعف شمرده میشود و ما نیز به اعتباری در همین مجموعه قرار گرفتهایم.
خدای مهربانی که خود را کریم، آمرزنده و قدردان معرفی کرده، تکلیف مستضعفان را نیز بهصورت سربسته به رحمت و مغفرت گستردهاش موکول ساخته و اجازهٔ قضاوت در این زمینه را به دیگران نداده است. لذا اهل بیت (علیهمالسلام) به پیروان خود سفارش میکردند در چنین موضوعی که خدا پروندهاش را مبهم و باز گذاشته، دخالت و اظهار نظر نکنند.
#اخلاق_دین #باورها
@hamidhossaini
موضوع پاداش ناباورمندان نیکوکار از گذشتههای دور در مباحث کلامی مطرح بوده است. ولی در دوران جدید که رفتارهای اخلاقی غیر متدینان بیشتر دیده میشود، این مسئله نیز توجه بیشتری را به خود جلب میکند و به بررسی و تحلیل دقیقتری نیاز دارد.
پاسخی که معمولاً به این پرسش داده شده، نفی سعادت اخروی و محروم بودن این افراد از بهشت برین است. مستند این دیدگاه مشهور، آیات و روایاتی است که بهصراحت از حبط و رد شدن اعمال نیک کسانی که ایمان و تقوا ندارند سخن میگوید و تأثیر کار خیر آنها را در حد برخورداری دنیایی یا نهایتاً تخفیف در عذاب اخروی میداند.
اما بهنظر میرسد این دیدگاه با منطق قرآن منطبق نیست و با نگاه این کتاب به مفاهیمی چون «ایمان» و «تقوا» هماهنگی ندارد. زیرا همانگونه که بارها و از جمله اینجا + و اینجا + و اینجا + توضیح داده شد، این واژهها در قرآن و حدیث به حقایقی فراتر از چارچوبهای مذهبی نظر دارد و گوهر اصلی ایمان را حقطلبی و پایبندی به انسانیت و معنای تقوا را پرواداری و اخلاقمداری میداند.
بر این اساس نباید پاداش اخروی را در دایرهٔ باورمندان به گزارههایی خاص محدود ساخت و اغلب انسانها را بهخاطر وسع و شرایط متفاوت، یا به جرم ناآگاهی نسبت به حقایقی که بسیاری از باورمندان نیز در آن اختلاف نظر و ابهام دارند، از رحمت گستردهٔ خدا محروم دانست.
البته اغلب مخاطبان متون دینی را کسانی تشکیل میدادند که از اموری چون توحید، نبوت و امامت اطلاع پیدا کرده بودند؛ لذا تسلیم نبودن آنها در برابر دلایل روشنی که در اختیار داشتند، نشانهٔ عناد و خروج از دایرهٔ ایمان و تقوا بهشمار میآمد؛ ولی چنین شرایطی برای بسیاری وجود ندارد و سنجش حقطلبی افراد، تنها و تنها در محدودهٔ علم و اختیار خداست و ما نمیتوانیم همفکران خود را اهل بهشت و دگراندیشان را محروم از آن اعلام نماییم.
پس بهتر است در پاسخ به این پرسش بگوییم: کسانی که با نیت خیر و حقطلبانه اهل احسان و نیکی باشند، بهتناسب نیتشان از پاداش الهی بهرهمند خواهند شد و این قاعده به باور یا فرقهای خاص وابسته نیست. چهبسا دگراندیشانی که بهخاطر حقطلبی بیشتر، به درجات بالاتری در آخرت دست پیدا کنند و چهبسا باورمندانی که بهسبب کوتاهی در بهرهگیری از وسع خود، پاداشی کمتر داشته باشند.
اهمیت و ابعاد این مطلب با دقت به مفهوم «استضعاف فکری» در قرآن و روایات بیشتر روشن میشود. بهویژه با توجه به این نکته که قصور در درک حقیقت، امری نسبی است و در تمامی درجات ایمان و تقوا مصداق پیدا میکند. زیرا هر کس در هر درجهای، نسبت به درجهٔ بالاتر از خود، مستضعف شمرده میشود و ما نیز به اعتباری در همین مجموعه قرار گرفتهایم.
خدای مهربانی که خود را کریم، آمرزنده و قدردان معرفی کرده، تکلیف مستضعفان را نیز بهصورت سربسته به رحمت و مغفرت گستردهاش موکول ساخته و اجازهٔ قضاوت در این زمینه را به دیگران نداده است. لذا اهل بیت (علیهمالسلام) به پیروان خود سفارش میکردند در چنین موضوعی که خدا پروندهاش را مبهم و باز گذاشته، دخالت و اظهار نظر نکنند.
#اخلاق_دین #باورها
@hamidhossaini