معنای «اضربوهنّ» کتک زدن نیست
بخش نخست
آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء یکی از چالشیترین فرازهای قرآن است. اغلب مفسران و مترجمان، واژهٔ «اضربوهن» در این آیه را فرمان یا توصیهای دربارهٔ «کتک زدن زنان ناشزه» دانستهاند. این موضوع از دیرباز پرسشها و بحثهای فراوانی را پدید آورده و در دوران جدید به مستندی برای غیراخلاقی نشان دادن قرآن تبدیل شده است.
بسیاری از پیروان و مخالفان قرآن بر این باورند که منظور آیه همان است که عموم مفسران و مترجمان گفتهاند و بیان هر معنای متفاوتی را نشانهٔ سستی ایمان و نداشتن تعبد یا توجیهی برای مخفی کردن حقایق میدانند، ولی عقل و تجربه حکم میکند نظر مشهور را مبنای حقیقت ندانیم و همواره تابع استدلال باشیم.
برای رسیدن به مقصود آیه لازم است معنای واژههایی چون «نشوز» و «ضرب» را با دقت بررسی کنیم؛ ولی از آن مهمتر این است به پیام آیه در بافتار آیات مرتبط و جهتگیری سوره توجه داشته باشیم؛ سورهای که از ابتدا تا پایانش به دفاع از حق و کرامت زنان میپردازد و بر راهکارهای حفظ و استحکام خانواده تأکید میکند.
این آیه پس از آیاتی که از بیربط بودن انسانیت به جنسیت سخن میگوید و بر حقوق متقابل زن و مرد تأکید میکند، به مصداقی از این حقوق پرداخته و با توجه به توانایی طبیعی مردان و تعهدشان نسبت به تأمین مالی خانواده، ادارهٔ امور زن را وظیفهٔ مرد و اطاعت از این مدیریت توافقی را وظیفهٔ زن اعلام کرده است.
هر توافقی تا وقتی برقرار است که طرفین به آن پایبند باشند؛ لذا بهمحض تخلف و بدعهدی یک طرف میتوان آن را منتفی دانست و پایان رابطه را اعلام کرد؛ ولی از آنجا که قرآن خانواده را رکن اصلی اجتماع و مهمترین زمینهساز رشد فرد میداند، تلاش میکند تا جایی که ممکن است این پیوند گسسته نشود. لذا نه فقط در برابر اقدامات ویرانگر، بلکه به آنچه پایههای بنای خانواده را متزلزل سازد نیز حساسیت نشان میدهد تا در حد امکان از رسیدن کار به نقطهای برگشتناپذیر جلوگیری کند. مطرح شدن «خوف نشوز زن» در این آیه و «خوف نشوز مرد» در آیهٔ ۱۲۸ دقیقاً بر همین اساس و با هدف جلوگیری از جدایی است.
«نشوز» در لغت بهمعنی «بالا آمدن و بلند شدن» و در جایی چون روابط زوجین بهمفهوم «گردنفرازی و ناسازگاری» است. راز استفاده از چنین تعبیری برای بیان مفهوم پایبند نبودن به تعهدات زناشویی را میتوان در تقابل آن با «قنوت و خضوع در برابر خدا» و «فروتنی در برابر قول و قرارهای انسانی» جستجو کرد.
راه حلی که قرآن برای رفع نگرانی از نشوز زن ارائه میدهد، ابتدا موعظه و سپس ترک بستر و نهایتاً «ضرب» است؛ اما وقتی به نگرانی از نشوز مرد میپردازد، روشی متفاوت را پیش میگیرد و اولاً نگرانی از «اعراض» را نیز در کنارش مطرح میکند و ثانیاً بهجای راه حل، از بلامانع بودن توافقی جدید سخن میگوید.
تنها دلیلی که برای تفاوت نگرانی زنان و مردان و برخورد متفاوت قرآن با آن به ذهن میرسد این است که معمولاً (بهویژه در جامعهای چون محیط نزول قرآن) زنان به حمایت و پشتیبانی بیشتری نیاز دارند؛ لذا وقتی زنی حقوق همسرش را رعایت نمیکند، شاید بتوان از طریق کاهش تدریجی حمایتها او را اصلاح کرد.
بر همین اساس در این آیه پس از بیان وظیفهٔ حمایتی مردان در قبال زنان، به آنان توصیه میشود بهمحض مشاهدهٔ علائم ناسازگاری از سوی همسرشان، حمایتهای خود را قطع نکنند؛ بلکه ابتدا از در پند و موعظه وارد شوند و سپس حمایتهای عاطفی را محدود سازند و اگر نتیجه نگرفتند به سراغ «ضرب» بروند.
اما از آنجا که مردان معمولاً نقش حمایتکننده دارند، در کنار نگرانی از نشوز، نگرانی از اعراض آنها نیز مطرح میشود. زیرا با بیتوجهی مرد، احتمال بدون حامی ماندن زن جدی است. لذا قرآن به زن حق میدهد یا جدا شود، یا با کوتاه آمدن از انتظارات قبلی، توافقی جدید را بپذیرد تا حمایت مرد را از دست ندهد.
ادامه در بخش دوم
@hamidhossaini
بخش نخست
آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء یکی از چالشیترین فرازهای قرآن است. اغلب مفسران و مترجمان، واژهٔ «اضربوهن» در این آیه را فرمان یا توصیهای دربارهٔ «کتک زدن زنان ناشزه» دانستهاند. این موضوع از دیرباز پرسشها و بحثهای فراوانی را پدید آورده و در دوران جدید به مستندی برای غیراخلاقی نشان دادن قرآن تبدیل شده است.
بسیاری از پیروان و مخالفان قرآن بر این باورند که منظور آیه همان است که عموم مفسران و مترجمان گفتهاند و بیان هر معنای متفاوتی را نشانهٔ سستی ایمان و نداشتن تعبد یا توجیهی برای مخفی کردن حقایق میدانند، ولی عقل و تجربه حکم میکند نظر مشهور را مبنای حقیقت ندانیم و همواره تابع استدلال باشیم.
برای رسیدن به مقصود آیه لازم است معنای واژههایی چون «نشوز» و «ضرب» را با دقت بررسی کنیم؛ ولی از آن مهمتر این است به پیام آیه در بافتار آیات مرتبط و جهتگیری سوره توجه داشته باشیم؛ سورهای که از ابتدا تا پایانش به دفاع از حق و کرامت زنان میپردازد و بر راهکارهای حفظ و استحکام خانواده تأکید میکند.
این آیه پس از آیاتی که از بیربط بودن انسانیت به جنسیت سخن میگوید و بر حقوق متقابل زن و مرد تأکید میکند، به مصداقی از این حقوق پرداخته و با توجه به توانایی طبیعی مردان و تعهدشان نسبت به تأمین مالی خانواده، ادارهٔ امور زن را وظیفهٔ مرد و اطاعت از این مدیریت توافقی را وظیفهٔ زن اعلام کرده است.
هر توافقی تا وقتی برقرار است که طرفین به آن پایبند باشند؛ لذا بهمحض تخلف و بدعهدی یک طرف میتوان آن را منتفی دانست و پایان رابطه را اعلام کرد؛ ولی از آنجا که قرآن خانواده را رکن اصلی اجتماع و مهمترین زمینهساز رشد فرد میداند، تلاش میکند تا جایی که ممکن است این پیوند گسسته نشود. لذا نه فقط در برابر اقدامات ویرانگر، بلکه به آنچه پایههای بنای خانواده را متزلزل سازد نیز حساسیت نشان میدهد تا در حد امکان از رسیدن کار به نقطهای برگشتناپذیر جلوگیری کند. مطرح شدن «خوف نشوز زن» در این آیه و «خوف نشوز مرد» در آیهٔ ۱۲۸ دقیقاً بر همین اساس و با هدف جلوگیری از جدایی است.
«نشوز» در لغت بهمعنی «بالا آمدن و بلند شدن» و در جایی چون روابط زوجین بهمفهوم «گردنفرازی و ناسازگاری» است. راز استفاده از چنین تعبیری برای بیان مفهوم پایبند نبودن به تعهدات زناشویی را میتوان در تقابل آن با «قنوت و خضوع در برابر خدا» و «فروتنی در برابر قول و قرارهای انسانی» جستجو کرد.
راه حلی که قرآن برای رفع نگرانی از نشوز زن ارائه میدهد، ابتدا موعظه و سپس ترک بستر و نهایتاً «ضرب» است؛ اما وقتی به نگرانی از نشوز مرد میپردازد، روشی متفاوت را پیش میگیرد و اولاً نگرانی از «اعراض» را نیز در کنارش مطرح میکند و ثانیاً بهجای راه حل، از بلامانع بودن توافقی جدید سخن میگوید.
تنها دلیلی که برای تفاوت نگرانی زنان و مردان و برخورد متفاوت قرآن با آن به ذهن میرسد این است که معمولاً (بهویژه در جامعهای چون محیط نزول قرآن) زنان به حمایت و پشتیبانی بیشتری نیاز دارند؛ لذا وقتی زنی حقوق همسرش را رعایت نمیکند، شاید بتوان از طریق کاهش تدریجی حمایتها او را اصلاح کرد.
بر همین اساس در این آیه پس از بیان وظیفهٔ حمایتی مردان در قبال زنان، به آنان توصیه میشود بهمحض مشاهدهٔ علائم ناسازگاری از سوی همسرشان، حمایتهای خود را قطع نکنند؛ بلکه ابتدا از در پند و موعظه وارد شوند و سپس حمایتهای عاطفی را محدود سازند و اگر نتیجه نگرفتند به سراغ «ضرب» بروند.
اما از آنجا که مردان معمولاً نقش حمایتکننده دارند، در کنار نگرانی از نشوز، نگرانی از اعراض آنها نیز مطرح میشود. زیرا با بیتوجهی مرد، احتمال بدون حامی ماندن زن جدی است. لذا قرآن به زن حق میدهد یا جدا شود، یا با کوتاه آمدن از انتظارات قبلی، توافقی جدید را بپذیرد تا حمایت مرد را از دست ندهد.
ادامه در بخش دوم
@hamidhossaini