چه شد که آن بیانیه را امضا کردم؟
دکتر مصطفی آذرخشی
در میانهی التهابات پاییز ۱۴۰۱ در دانشگاه شهید بهشتی، خبر رسید که جمعی از دانشجویان معترض، بازداشت شدهاند؛ پیگیریهای مختلف بینتیجه ماند و برخی از اساتید دانشگاه تصمیم گرفتند بیانیهای را در حمایت از اعتراضات مسالمتآمیز دانشجویی و نیز در جهت آزادی دانشجویان تهیه کنند؛ این بیانیه با امضاء یکصد نفر از اساتید (از میان دو هزار عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی) همراه شد که اولین پیامدش تغییر ناگهانی رئیس دانشگاه بود.
از دانشکده الهیات و ادیان دو نفر در شمار امضاکنندگان بودند؛ خانم دکتر ذیلابی که ترم گذشته از ادامه فعالیت منع شد و بنده که نامه قطع همکاریم اینک ابلاغ شده است.
چگونه می توانستم درخواست دانشجویان را برای حمایت از آزادی بازداشتشدگان نادیده بگیرم بعد باز هم در کلاس نهجالبلاغه از آزادی بیان و عدالت برای دانشجویان بگویم؟!!
همان ایام، رئیس قبل و رئیس فعلی دانشکده الهیات با بنده تماس گرفتند که امضا را پس بگیرم؛ من اما به آنها گفتم: از کسی که جان پیامبر اسلام است، آموختهام که: “هیچ جامعهای پاکیزه نخواهد شد مگر زمانی که مردم میخواهند حق خود را از حاکمیت مطالبه کنند حتی به لکنت زبان هم دچار نشوند” (نامه ۵۳ نهج البلاغه)
وقتی مردم عادی میخواهند در سطح خیابانها اعتراضی به شرایط موجود داشته باشند، با اراده حاکمان یا غیر آنها، این اعتراضات به اغتشاش بدل میشود. در این شرایط، امنترین مکان برای شنیدن صدای جامعه، دانشگاه است؛ بنابراین هر کسی ارادهی پاکیزگی جامعه را دارد، باید به زدودن ترسها برای برخاستن اعتراضات کمک کند و ما هم چنین کردیم. البته قید شد که از دانشجویی که فحاشی یا تخریب اموال عمومی کرده باشد، حمایت نمیکنیم.
اینک آقایان می گویند قرارداد شما تمام شده و رابطه استخدامی شما با دانشگاه پایان یافته، عرض کردیم ملالی نیست اما در همین وضعیت هم میتوانم به صورت حقالتدریس در کلاس درس حضور یابم.
گفتند: خیر!
حقِ تدریس هم نخواهی داشت!
گفتم: پس نمیتوانید بگویید ممانعت از فعالیت من، جهات سیاسی نداشته است.
تلویحاً تایید کردند که همینطور است (یعنی جهات سیاسی مطرح هست)
باز گفتم: پس شما را به خیر و ما را به سلامت
اما پس از این خجالت بکشید که خود را به هر شکلی به مکتب علی ع منتسب سازید.
چرا که علی ع خطاب به خوارج گفت برای شما سه حق قائلم:
۱. از حضور شما در مساجد منع نمی کنم ( مسجد در آن روزگار، محل بروز جریانات فکری بوده)
۲. حقوق شما را از بیت المال قطع نمیکنم.
۳. متعهدم تا وقتی شروع به جنگ مسلحانه نکردهاید با شما نجنگم.
(تاریخ طبری ج ۵ ص۷۳ انساب الاشراف ج۲ ص ۳۵۹)
او برای خوارج که امام را تکفیر میکردند و مهدورالدم میدانستند چنین حقوقی را قائل بود؛ با این وصف آیا شما میتوانید نام خود را شیعه علی ع بگذارید؟!
@hamidhossaini
دکتر مصطفی آذرخشی
در میانهی التهابات پاییز ۱۴۰۱ در دانشگاه شهید بهشتی، خبر رسید که جمعی از دانشجویان معترض، بازداشت شدهاند؛ پیگیریهای مختلف بینتیجه ماند و برخی از اساتید دانشگاه تصمیم گرفتند بیانیهای را در حمایت از اعتراضات مسالمتآمیز دانشجویی و نیز در جهت آزادی دانشجویان تهیه کنند؛ این بیانیه با امضاء یکصد نفر از اساتید (از میان دو هزار عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی) همراه شد که اولین پیامدش تغییر ناگهانی رئیس دانشگاه بود.
از دانشکده الهیات و ادیان دو نفر در شمار امضاکنندگان بودند؛ خانم دکتر ذیلابی که ترم گذشته از ادامه فعالیت منع شد و بنده که نامه قطع همکاریم اینک ابلاغ شده است.
چگونه می توانستم درخواست دانشجویان را برای حمایت از آزادی بازداشتشدگان نادیده بگیرم بعد باز هم در کلاس نهجالبلاغه از آزادی بیان و عدالت برای دانشجویان بگویم؟!!
همان ایام، رئیس قبل و رئیس فعلی دانشکده الهیات با بنده تماس گرفتند که امضا را پس بگیرم؛ من اما به آنها گفتم: از کسی که جان پیامبر اسلام است، آموختهام که: “هیچ جامعهای پاکیزه نخواهد شد مگر زمانی که مردم میخواهند حق خود را از حاکمیت مطالبه کنند حتی به لکنت زبان هم دچار نشوند” (نامه ۵۳ نهج البلاغه)
وقتی مردم عادی میخواهند در سطح خیابانها اعتراضی به شرایط موجود داشته باشند، با اراده حاکمان یا غیر آنها، این اعتراضات به اغتشاش بدل میشود. در این شرایط، امنترین مکان برای شنیدن صدای جامعه، دانشگاه است؛ بنابراین هر کسی ارادهی پاکیزگی جامعه را دارد، باید به زدودن ترسها برای برخاستن اعتراضات کمک کند و ما هم چنین کردیم. البته قید شد که از دانشجویی که فحاشی یا تخریب اموال عمومی کرده باشد، حمایت نمیکنیم.
اینک آقایان می گویند قرارداد شما تمام شده و رابطه استخدامی شما با دانشگاه پایان یافته، عرض کردیم ملالی نیست اما در همین وضعیت هم میتوانم به صورت حقالتدریس در کلاس درس حضور یابم.
گفتند: خیر!
حقِ تدریس هم نخواهی داشت!
گفتم: پس نمیتوانید بگویید ممانعت از فعالیت من، جهات سیاسی نداشته است.
تلویحاً تایید کردند که همینطور است (یعنی جهات سیاسی مطرح هست)
باز گفتم: پس شما را به خیر و ما را به سلامت
اما پس از این خجالت بکشید که خود را به هر شکلی به مکتب علی ع منتسب سازید.
چرا که علی ع خطاب به خوارج گفت برای شما سه حق قائلم:
۱. از حضور شما در مساجد منع نمی کنم ( مسجد در آن روزگار، محل بروز جریانات فکری بوده)
۲. حقوق شما را از بیت المال قطع نمیکنم.
۳. متعهدم تا وقتی شروع به جنگ مسلحانه نکردهاید با شما نجنگم.
(تاریخ طبری ج ۵ ص۷۳ انساب الاشراف ج۲ ص ۳۵۹)
او برای خوارج که امام را تکفیر میکردند و مهدورالدم میدانستند چنین حقوقی را قائل بود؛ با این وصف آیا شما میتوانید نام خود را شیعه علی ع بگذارید؟!
@hamidhossaini