تأملی در معنای محکم و متشابه
بخش ۲ و پایانی
با دقت به این نکات در مییابیم «کتاب خدا» حقیقتی متعالی و معادل علم او به همهٔ جزئیات هستی است. حقیقتی که پیش از تنزل، هیچ تردید و کژتابی و ابهامی در آن راه ندارد و همان کتابی است که قرآن برای اشاره به آن از الفاظی چون «ذلک» و «تلک» که مربوط به دور است استفاده میکند:
ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ ﴿البقرة: ۲﴾
آن کتاب تردیدی در آن نیست.
کتابی که پیش از «نازل» شدن و «تفصیل» یافتن، همهٔ اجزای آن «محکم» است:
كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿هود: ١﴾
کتابی که نشانههایش قطعیت دارد و سپس از جانب حکیمی آگاه تفصیل یافته است.
ولی همین کتاب وقتی به درجهٔ الفاظ و جهان زبان انسانی فرو فرستاده میشود، پیچیدگی و ابهامهایی پیدا میکند که میتواند زمینهساز تردید، بدفهمی و سوء استفاده باشد. اینجاست که مفهوم «متشابه» بودن به قرآن راه مییابد و نه فقط بخشی از آیات آن، بلکه تمامی این کتاب با چنین تعبیری توصیف میشود:
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ ﴿الزمر: ٢٣﴾
خدا نیکوترین سخن را بهصورت کتابی دارای ابهام و انعطاف فرو فرستاد.
با دقت به آنچه گذشت به این نتیجه میرسیم که بهجای جستجوی محکم و متشابه در بخشهایی از قرآن، باید آن را در سطوح مختلف این کتاب بجوییم و تقسیم شدنش به این دو عنوان را نه در دستهبندی آياتی خاص، بلکه در مقدار دسترسی افراد به اصل و اساس مستحکم این کتاب طبقهبندی نماییم.
زیرا «کتاب مکنون» که جایگاه اصلی قرآن و حاوی آیات «محکم» این حقیقت ماورائی است در دسترس همگان قرار ندارد و تنها پاکان به آن بار مییابند:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿الواقعة: ۷۷ تا ۸۰﴾
بهراستی آن قطعاً قرآنی ارزشمند است در کتابی پوشیده و حفاظتشده که جز پاکان به آن دسترسی ندارند؛ فرو فرستادهای است از جانب خداوندگار جهانیان.
این همان نکتهای است که آيهٔ هفتم سورهٔ آلعمران درصدد بیانش است و با عبارت «مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ» بر یکی بودن آيات محکم با «ام الکتاب» تأکید میورزد و در ادامه، انحراف در دل را ـ که تعبیر دیگری از ناپاکی است ـ عامل فتنهجویی و برداشتهای مغایر با اساس محکم این کتاب معرفی میکند.
پس هر آیهای از قرآن اگر بدون توجه به اساس و مقاصد متعالی آن در نظر گرفته شود، «متشابه» و زمینهساز فتنه و گمراهی بیشتر است؛ اما آنان که حقطلبی و اخلاقمداری چشم و گوش دلشان را بر پشت پردهٔ هستی و حقایق «محکم» و متعالی باز کرده باشد، بدون هیچ ابهامی آن را در سینههایشان مییابند:
بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ﴿العنکبوت: ۴۹﴾
بلکه آن نشانههایی آشکار در سینههای کسانی است که به آنها دانش داده شده است.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
بخش ۲ و پایانی
با دقت به این نکات در مییابیم «کتاب خدا» حقیقتی متعالی و معادل علم او به همهٔ جزئیات هستی است. حقیقتی که پیش از تنزل، هیچ تردید و کژتابی و ابهامی در آن راه ندارد و همان کتابی است که قرآن برای اشاره به آن از الفاظی چون «ذلک» و «تلک» که مربوط به دور است استفاده میکند:
ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ ﴿البقرة: ۲﴾
آن کتاب تردیدی در آن نیست.
کتابی که پیش از «نازل» شدن و «تفصیل» یافتن، همهٔ اجزای آن «محکم» است:
كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿هود: ١﴾
کتابی که نشانههایش قطعیت دارد و سپس از جانب حکیمی آگاه تفصیل یافته است.
ولی همین کتاب وقتی به درجهٔ الفاظ و جهان زبان انسانی فرو فرستاده میشود، پیچیدگی و ابهامهایی پیدا میکند که میتواند زمینهساز تردید، بدفهمی و سوء استفاده باشد. اینجاست که مفهوم «متشابه» بودن به قرآن راه مییابد و نه فقط بخشی از آیات آن، بلکه تمامی این کتاب با چنین تعبیری توصیف میشود:
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ ﴿الزمر: ٢٣﴾
خدا نیکوترین سخن را بهصورت کتابی دارای ابهام و انعطاف فرو فرستاد.
با دقت به آنچه گذشت به این نتیجه میرسیم که بهجای جستجوی محکم و متشابه در بخشهایی از قرآن، باید آن را در سطوح مختلف این کتاب بجوییم و تقسیم شدنش به این دو عنوان را نه در دستهبندی آياتی خاص، بلکه در مقدار دسترسی افراد به اصل و اساس مستحکم این کتاب طبقهبندی نماییم.
زیرا «کتاب مکنون» که جایگاه اصلی قرآن و حاوی آیات «محکم» این حقیقت ماورائی است در دسترس همگان قرار ندارد و تنها پاکان به آن بار مییابند:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿الواقعة: ۷۷ تا ۸۰﴾
بهراستی آن قطعاً قرآنی ارزشمند است در کتابی پوشیده و حفاظتشده که جز پاکان به آن دسترسی ندارند؛ فرو فرستادهای است از جانب خداوندگار جهانیان.
این همان نکتهای است که آيهٔ هفتم سورهٔ آلعمران درصدد بیانش است و با عبارت «مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ» بر یکی بودن آيات محکم با «ام الکتاب» تأکید میورزد و در ادامه، انحراف در دل را ـ که تعبیر دیگری از ناپاکی است ـ عامل فتنهجویی و برداشتهای مغایر با اساس محکم این کتاب معرفی میکند.
پس هر آیهای از قرآن اگر بدون توجه به اساس و مقاصد متعالی آن در نظر گرفته شود، «متشابه» و زمینهساز فتنه و گمراهی بیشتر است؛ اما آنان که حقطلبی و اخلاقمداری چشم و گوش دلشان را بر پشت پردهٔ هستی و حقایق «محکم» و متعالی باز کرده باشد، بدون هیچ ابهامی آن را در سینههایشان مییابند:
بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ﴿العنکبوت: ۴۹﴾
بلکه آن نشانههایی آشکار در سینههای کسانی است که به آنها دانش داده شده است.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini