تأملی در معنای محکم و متشابه
بخش ۱ از ۲
هفتمین آیه از سورهٔ آلعمران، آیات قرآن را به دو بخشِ محکم و متشابه تقسیم میکند و پیگیری متشابهات را کار بیماردلان و ایمان به همهٔ آنها را روش استواران در دانش میداند. اما نه در این آیه و نه در دیگر آیات و احادیث، تعریف روشنی از محکم و متشابه و معیار بازشناسی آن ارائه نشده است.
بهترین راه برای نزدیک شدن به فهم مقصود این آیهٔ مهم، تأمل در واژههای کلیدی «کتاب»، «محکم»، «متشابه» و «امّ الکتاب» و بررسی کاربرد و معنای آنها در دیگر آیات قرآن است. بر این اساس رهیافتی پیشنهادی بهعنوان نتیجهٔ ابتدایی چنین تأملی در معرض نقد و نظر قرآنپژوهان قرار میگیرد:
با بررسی صدها بار بازگویی واژهٔ «کتاب» در قرآن که اغلب آنها دربارهٔ سخنان نازلشده بر پیامبران الهی و همچنین لوحی حاوی همهٔ جزئیات موجودات و حوادث هستی است، بر خلاف مشهور که این دو معنا را متفاوت و مستقل از هم میدانند، میتوانیم به مفهوم و حتی مصداقی یگانه برای این کتابها پی ببریم.
قرآن از یک سو به «امّ الکتاب» اشاره میکند و آن را جایگاهی برتر از لوح محو و اثبات میداند:
يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ﴿الرعد: ٣٩﴾
خدا هر چه را بخواهد محو میکند و نگه میدارد و اصل و اساس کتاب نزد اوست.
و از سویی دیگر جایگاه قرآن را در «امّ الکتاب» جایگاهی والا توصیف میکند:
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿الزخرف: ۳ و ٤﴾
بهراستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا شاید درک کنید و بهراستی که آن در اصل و اساس کتاب نزد ما بلندمرتبه و دارای قطعیت است.
همانگونه که محل قرار گرفتن قرآن را «لوح محفوظ» مینامد:
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿البروج: ٢٢ و ۲۳﴾
بلکه آن قرآنی دارای عظمت است در لوحی محافظت شده.
با این حال در آیهای دیگر، قرارگاه قرآن را «کتاب مکنون» ذکر میکند:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿الواقعة: ۷۷ و ٧٨﴾
بهراستی آن قطعاً قرآنی ارزشمند است در کتابی پوشیده و حفاظتشده.
همانگونه که در آیاتی متعدد از «کتاب مبین» سخن میگوید که از سویی آن را همچون «امّ الکتاب» و «لوح محفوظ» در بر دارندهٔ همهٔ حقایق هستی میداند:
وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿الأنعام: ٥٩﴾
و هیج تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی روشنگر است.
یا آن را مشتمل بر همهٔ امور غیبی اعلام میکند:
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿النمل: ٧٥﴾
و هیچ امر پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتابی روشنگر است.
و از سویی دیگر همان حقیقتی را که قبلاً محل قرار گرفتن قرآن اعلام کرده بود، معادل قرآن ذکر میکند و از آمدن «کتاب مبین» به نزد انسانها خبر میدهد:
قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿المائدة: ١٥﴾
بهراستی نوری و کتابی روشنگر از جانب خدا بهسوی شما آمده است.
و از همین رو صفت «مبین» را برای قرآن نیز بهکار میبرد:
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ ﴿الحجر: ١﴾
آنها نشانههای کتاب و قرآنی روشنگر است.
با کنار هم قرار دادن این آیات، و آیات فراوان دیگری که مجال ذکر آنها نیست، مشخص میشود مقصود از همهٔ این تعابیر، حقیقتی واحد است که اگر بخواهیم درک بهتری از آن داشته باشیم باید راز این تنوع تأملبرانگیز در بیان را بهدست آوریم و بفهمیم چرا قرآن خود را در جایگاههایی متفاوت معرفی میکند؟
برای پاسخ به این پرسش لازم است به مجموعهای گسترده از آیات توجه کنیم که از «نازل» شدن کتاب (بهمعنی پایین آمدن سطح آن) سخن میگوید و حکمت این تنزل را قابل فهم شدن محتوای «کتاب مبین»ذکر میکند. مانند:
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿یوسف: ۱ و ۲﴾
آنها نشانههای کتاب روشنگر است. بهراستی ما آن را بهصورت قرآنی عربی فرو فرستادیم تا شاید درک کنید.
قرآن برای توصیف ظرف نزول «کتاب مبین» از شبی یاد میکند که در آن، امور محکم و قطعی از هم باز و جدا میشود:
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ﴿الدخان: ۲ تا ۴﴾
و کتاب روشنگر. بهراستی ما آن را در شبی فرخنده فرو فرستادیم. بهراستی که ما هشداردهنده بودیم. در آن شب هر موضوع قطعیت یافتهای جداسازی میشود.
ادامه
@hamidhossaini
بخش ۱ از ۲
هفتمین آیه از سورهٔ آلعمران، آیات قرآن را به دو بخشِ محکم و متشابه تقسیم میکند و پیگیری متشابهات را کار بیماردلان و ایمان به همهٔ آنها را روش استواران در دانش میداند. اما نه در این آیه و نه در دیگر آیات و احادیث، تعریف روشنی از محکم و متشابه و معیار بازشناسی آن ارائه نشده است.
بهترین راه برای نزدیک شدن به فهم مقصود این آیهٔ مهم، تأمل در واژههای کلیدی «کتاب»، «محکم»، «متشابه» و «امّ الکتاب» و بررسی کاربرد و معنای آنها در دیگر آیات قرآن است. بر این اساس رهیافتی پیشنهادی بهعنوان نتیجهٔ ابتدایی چنین تأملی در معرض نقد و نظر قرآنپژوهان قرار میگیرد:
با بررسی صدها بار بازگویی واژهٔ «کتاب» در قرآن که اغلب آنها دربارهٔ سخنان نازلشده بر پیامبران الهی و همچنین لوحی حاوی همهٔ جزئیات موجودات و حوادث هستی است، بر خلاف مشهور که این دو معنا را متفاوت و مستقل از هم میدانند، میتوانیم به مفهوم و حتی مصداقی یگانه برای این کتابها پی ببریم.
قرآن از یک سو به «امّ الکتاب» اشاره میکند و آن را جایگاهی برتر از لوح محو و اثبات میداند:
يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ﴿الرعد: ٣٩﴾
خدا هر چه را بخواهد محو میکند و نگه میدارد و اصل و اساس کتاب نزد اوست.
و از سویی دیگر جایگاه قرآن را در «امّ الکتاب» جایگاهی والا توصیف میکند:
إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿الزخرف: ۳ و ٤﴾
بهراستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم تا شاید درک کنید و بهراستی که آن در اصل و اساس کتاب نزد ما بلندمرتبه و دارای قطعیت است.
همانگونه که محل قرار گرفتن قرآن را «لوح محفوظ» مینامد:
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿البروج: ٢٢ و ۲۳﴾
بلکه آن قرآنی دارای عظمت است در لوحی محافظت شده.
با این حال در آیهای دیگر، قرارگاه قرآن را «کتاب مکنون» ذکر میکند:
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿الواقعة: ۷۷ و ٧٨﴾
بهراستی آن قطعاً قرآنی ارزشمند است در کتابی پوشیده و حفاظتشده.
همانگونه که در آیاتی متعدد از «کتاب مبین» سخن میگوید که از سویی آن را همچون «امّ الکتاب» و «لوح محفوظ» در بر دارندهٔ همهٔ حقایق هستی میداند:
وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿الأنعام: ٥٩﴾
و هیج تر و خشکی نیست مگر اینکه در کتابی روشنگر است.
یا آن را مشتمل بر همهٔ امور غیبی اعلام میکند:
وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿النمل: ٧٥﴾
و هیچ امر پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتابی روشنگر است.
و از سویی دیگر همان حقیقتی را که قبلاً محل قرار گرفتن قرآن اعلام کرده بود، معادل قرآن ذکر میکند و از آمدن «کتاب مبین» به نزد انسانها خبر میدهد:
قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿المائدة: ١٥﴾
بهراستی نوری و کتابی روشنگر از جانب خدا بهسوی شما آمده است.
و از همین رو صفت «مبین» را برای قرآن نیز بهکار میبرد:
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ ﴿الحجر: ١﴾
آنها نشانههای کتاب و قرآنی روشنگر است.
با کنار هم قرار دادن این آیات، و آیات فراوان دیگری که مجال ذکر آنها نیست، مشخص میشود مقصود از همهٔ این تعابیر، حقیقتی واحد است که اگر بخواهیم درک بهتری از آن داشته باشیم باید راز این تنوع تأملبرانگیز در بیان را بهدست آوریم و بفهمیم چرا قرآن خود را در جایگاههایی متفاوت معرفی میکند؟
برای پاسخ به این پرسش لازم است به مجموعهای گسترده از آیات توجه کنیم که از «نازل» شدن کتاب (بهمعنی پایین آمدن سطح آن) سخن میگوید و حکمت این تنزل را قابل فهم شدن محتوای «کتاب مبین»ذکر میکند. مانند:
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿یوسف: ۱ و ۲﴾
آنها نشانههای کتاب روشنگر است. بهراستی ما آن را بهصورت قرآنی عربی فرو فرستادیم تا شاید درک کنید.
قرآن برای توصیف ظرف نزول «کتاب مبین» از شبی یاد میکند که در آن، امور محکم و قطعی از هم باز و جدا میشود:
وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ ﴿الدخان: ۲ تا ۴﴾
و کتاب روشنگر. بهراستی ما آن را در شبی فرخنده فرو فرستادیم. بهراستی که ما هشداردهنده بودیم. در آن شب هر موضوع قطعیت یافتهای جداسازی میشود.
ادامه
@hamidhossaini