آیا ارزش گواهی زن نصف مرد است؟
بر اساس قرائت و برداشت مشهور از آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره، بخشی از این آیه ارزش و اعتبار گواهی زنان را دستکم در امور مالی نصف مردان اعلام میکند و حقی را که با شهادت دو مرد در دادگاه ثابت میشود، فقط با همراه شدن یک مرد، از دو شاهد زن قابل پذیرش میداند.
این حکم حتی در همان دوران برای برخی عجیب بهنظر میرسیده و اعتراضهایی را بر انگیخته است. اگرچه در احادیث، پاسخ پیشوایان دین در برابر این ابهامها بهگونهای بیان شده که از اصل حکم، عجیبتر و غیر قابل اعتمادتر بهنظر میرسد، ولی این گزارشها تردیدی در طرح چنین پرسشهایی باقی نمیگذارد.
برای درک مقصود آیه و شناخت حکم قرآن و سنت در این موضوع، چارهای جز تجدید نظر در پیشفرضهای مشهور و بررسی دقیقتر جوانب آن نداریم؛ زیرا در غیر این صورت، یا به توجیههایی سست و مضحک رو میآوریم، یا در جمع کسانی قرار میگیریم که کتاب خدا را به مخالفت با عقل و وجدان متهم میکنند.
کتابی که بارها از حقوق و کرامت بانوان دفاع کرده، بهروشنی از ارزش یکسان زن و مرد سخن گفته و هزار سال زودتر از دیگران، به مقدمات و مبانی اموری چون حق رأی آنان پرداخته است، هرگز نمیتواند در بر دارندهٔ نگاهی تحقیرآمیز و تأییدکنندهٔ روایاتی باشد که فلسفهٔ این حکم را نقصان عقل زن اعلام میکند.
البته راه فهم درست آیه، توجه به همین روایات است؛ اما نه برای تحمیل پیام ضد زن و خلاف علم این جعلیات بر کتاب خدا، بلکه برای درک فضای فکری زمان و محیطی که در آن، سخنانی واضحالبطلان را به پیشوایان دین نسبت میدادند و چون با فرهنگ غالب هماهنگی داشت، با استقبال و نقل محدثان مواجه میشد.
اگرچه وقتی از نگاهی که تا همین سدههای اخیر در میان دانشمندان مکاتب شرق و غرب رایج بود آگاه باشیم، تقصیر چندانی را متوجه گذشتگان خود نمیبینیم؛ ولی امروز که با رشد علم، نادرستی باورهایی چون ضعیفتر بودن حافظه و اندیشهٔ زنان آشکار شده است، دیگر عذری برای تکرار آن سخنان نداریم.
آشنایی با این نکات و موانعی که در برابر اهداف ساختارشکنانهٔ قرآن قرار داشت، بهخوبی نشان میدهد چرا این کتاب گامهای نخست را اینگونه محتاطانه برداشته و تکمیل آن را بر عهدهٔ تبیینکنندگانی قرار داده است که متأسفانه با کنار زده شدن آنها، همان پایههای اولیه نیز بر خلاف مقاصد قرآن بهکار گرفته شد.
از این منظر اگر به توضیح آیه بنگریم میبینیم ذکر این علت، برای بیان فراموشکارتر بودن زنان نیست، بلکه میخواهد بگوید: «اگر مخالفت شما با شاهد گرفتن زنان بهخاطر ناتوانی آنهاست، جای نگرانی نیست؛ زیرا وقتی دو زن را بهجای یک مرد قرار دادهایم، اگر یکی فراموش کند، دیگری به او یادآوری خواهد کرد.»
اینگونه ضمن توجه به محدودیتهای تحمیل شده بر زنان آن دوران، ملاک صلاحیت شاهدان نیز اعلام میشود تا بهتدریج، جای دیگر ملاکها را بگیرد و فقیهانی که از نگاه جنسیتزده و حصارهای فرهنگی عبور کرده باشند، طبق آنچه در اصول فقه پذیرفتهاند، در مصداق حکم «منصوص العلّة» متوقف نمانند.
با این تحلیل، علاوه بر استنباط و دفاع عقلانی از حکمی فقهی، به نکتهای مرتبط با علم قرائت نیز دست مییابیم و برخلاف مشهور که خود را در روایت حفص محصور کردهاند، ترجیح خواهیم داد بر اساس آنچه خلف و خلّاد از حمزه روایت کردهاند، «أن» را «إن» و «فَتُذکِّرَ» را بهصورت مرفوع، «فَتُذَکِّرُ» بخوانیم.
یادداشت «حدیث مشهور هم شاید جعلی باشد» را نیز در این رابطه ملاحظه کنید.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
بر اساس قرائت و برداشت مشهور از آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره، بخشی از این آیه ارزش و اعتبار گواهی زنان را دستکم در امور مالی نصف مردان اعلام میکند و حقی را که با شهادت دو مرد در دادگاه ثابت میشود، فقط با همراه شدن یک مرد، از دو شاهد زن قابل پذیرش میداند.
این حکم حتی در همان دوران برای برخی عجیب بهنظر میرسیده و اعتراضهایی را بر انگیخته است. اگرچه در احادیث، پاسخ پیشوایان دین در برابر این ابهامها بهگونهای بیان شده که از اصل حکم، عجیبتر و غیر قابل اعتمادتر بهنظر میرسد، ولی این گزارشها تردیدی در طرح چنین پرسشهایی باقی نمیگذارد.
برای درک مقصود آیه و شناخت حکم قرآن و سنت در این موضوع، چارهای جز تجدید نظر در پیشفرضهای مشهور و بررسی دقیقتر جوانب آن نداریم؛ زیرا در غیر این صورت، یا به توجیههایی سست و مضحک رو میآوریم، یا در جمع کسانی قرار میگیریم که کتاب خدا را به مخالفت با عقل و وجدان متهم میکنند.
کتابی که بارها از حقوق و کرامت بانوان دفاع کرده، بهروشنی از ارزش یکسان زن و مرد سخن گفته و هزار سال زودتر از دیگران، به مقدمات و مبانی اموری چون حق رأی آنان پرداخته است، هرگز نمیتواند در بر دارندهٔ نگاهی تحقیرآمیز و تأییدکنندهٔ روایاتی باشد که فلسفهٔ این حکم را نقصان عقل زن اعلام میکند.
البته راه فهم درست آیه، توجه به همین روایات است؛ اما نه برای تحمیل پیام ضد زن و خلاف علم این جعلیات بر کتاب خدا، بلکه برای درک فضای فکری زمان و محیطی که در آن، سخنانی واضحالبطلان را به پیشوایان دین نسبت میدادند و چون با فرهنگ غالب هماهنگی داشت، با استقبال و نقل محدثان مواجه میشد.
اگرچه وقتی از نگاهی که تا همین سدههای اخیر در میان دانشمندان مکاتب شرق و غرب رایج بود آگاه باشیم، تقصیر چندانی را متوجه گذشتگان خود نمیبینیم؛ ولی امروز که با رشد علم، نادرستی باورهایی چون ضعیفتر بودن حافظه و اندیشهٔ زنان آشکار شده است، دیگر عذری برای تکرار آن سخنان نداریم.
آشنایی با این نکات و موانعی که در برابر اهداف ساختارشکنانهٔ قرآن قرار داشت، بهخوبی نشان میدهد چرا این کتاب گامهای نخست را اینگونه محتاطانه برداشته و تکمیل آن را بر عهدهٔ تبیینکنندگانی قرار داده است که متأسفانه با کنار زده شدن آنها، همان پایههای اولیه نیز بر خلاف مقاصد قرآن بهکار گرفته شد.
از این منظر اگر به توضیح آیه بنگریم میبینیم ذکر این علت، برای بیان فراموشکارتر بودن زنان نیست، بلکه میخواهد بگوید: «اگر مخالفت شما با شاهد گرفتن زنان بهخاطر ناتوانی آنهاست، جای نگرانی نیست؛ زیرا وقتی دو زن را بهجای یک مرد قرار دادهایم، اگر یکی فراموش کند، دیگری به او یادآوری خواهد کرد.»
اینگونه ضمن توجه به محدودیتهای تحمیل شده بر زنان آن دوران، ملاک صلاحیت شاهدان نیز اعلام میشود تا بهتدریج، جای دیگر ملاکها را بگیرد و فقیهانی که از نگاه جنسیتزده و حصارهای فرهنگی عبور کرده باشند، طبق آنچه در اصول فقه پذیرفتهاند، در مصداق حکم «منصوص العلّة» متوقف نمانند.
با این تحلیل، علاوه بر استنباط و دفاع عقلانی از حکمی فقهی، به نکتهای مرتبط با علم قرائت نیز دست مییابیم و برخلاف مشهور که خود را در روایت حفص محصور کردهاند، ترجیح خواهیم داد بر اساس آنچه خلف و خلّاد از حمزه روایت کردهاند، «أن» را «إن» و «فَتُذکِّرَ» را بهصورت مرفوع، «فَتُذَکِّرُ» بخوانیم.
یادداشت «حدیث مشهور هم شاید جعلی باشد» را نیز در این رابطه ملاحظه کنید.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini