حدیث مشهور هم شاید جعلی باشد
در خطبهٔ ۸۰ نهجالبلاغه تعابیری تند دربارهٔ کمبود عقل و نقصان ایمان زنان و ضرورت برحذر بودن، حتی از زنان خوب، و اطاعت نکردن از آنها، حتی در نیکیها، نقل شده که همواره محل بحث و معرکهٔ آراء و انتقادات، یا موضوعی برای انواع توجیهها بوده است.
اخیراً پژوهشگر ارجمند جناب محمد قندهاری در تحقیقی دقیق و مستند بهخوبی نشان داده است که چگونه جاعلان، متن یکی از نامههای امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را با سخنانی از خلیفهٔ دوم و روایتی از پسر او آمیخته و دانشمند بزرگی چون سید رضی را نیز در نقل آن بهعنوان بخشی از یک خطبه به خطا انداختهاند.
اثبات جعلی بودن حدیثی مشهور که در کتابی بسیار مهم نقل شده و بیش از هزار سال، تأثیری بهسزا در فرهنگ مسلمانان داشته، هشدار و عبرتی بزرگ برای دینپژوهانی است که بهجای محور قرار دادن قرآن، روایات را با اعتماد به بررسی گذشتگان، مبنای اصلی استنباط احکام و آموزههای شریعت قرار میدهند.
این سخن نه بهمعنی قرآنبسندگی است و نه توصیهای برای محروم ماندن از گنجینهٔ بینهایت ارزشمند احادیث اهل بیت (علیهمالسلام)؛ بلکه بصیرتی است برآمده از رهنمود همان بزرگواران که اگر به آن توجه میشد، چنین احادیثی هرگز به این درجه از شهرت و تأثیرگذاری نمیرسید.
پ.ن: این محقق گرامی در مقالهٔ «اعتبارسنجی النساء نواقص العقول در نهجالبلاغه» نشان میدهد جعلی که ابتدا در میان اهل سنت رخ داد، به این خاطر به منابع شیعی راه یافت که برخی میخواستهاند با استفاده از متون سنّی، نامهٔ امام را به سندی برای محکوم ساختن آنها تبدیل کنند.
@hamidhossaini
در خطبهٔ ۸۰ نهجالبلاغه تعابیری تند دربارهٔ کمبود عقل و نقصان ایمان زنان و ضرورت برحذر بودن، حتی از زنان خوب، و اطاعت نکردن از آنها، حتی در نیکیها، نقل شده که همواره محل بحث و معرکهٔ آراء و انتقادات، یا موضوعی برای انواع توجیهها بوده است.
اخیراً پژوهشگر ارجمند جناب محمد قندهاری در تحقیقی دقیق و مستند بهخوبی نشان داده است که چگونه جاعلان، متن یکی از نامههای امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را با سخنانی از خلیفهٔ دوم و روایتی از پسر او آمیخته و دانشمند بزرگی چون سید رضی را نیز در نقل آن بهعنوان بخشی از یک خطبه به خطا انداختهاند.
اثبات جعلی بودن حدیثی مشهور که در کتابی بسیار مهم نقل شده و بیش از هزار سال، تأثیری بهسزا در فرهنگ مسلمانان داشته، هشدار و عبرتی بزرگ برای دینپژوهانی است که بهجای محور قرار دادن قرآن، روایات را با اعتماد به بررسی گذشتگان، مبنای اصلی استنباط احکام و آموزههای شریعت قرار میدهند.
این سخن نه بهمعنی قرآنبسندگی است و نه توصیهای برای محروم ماندن از گنجینهٔ بینهایت ارزشمند احادیث اهل بیت (علیهمالسلام)؛ بلکه بصیرتی است برآمده از رهنمود همان بزرگواران که اگر به آن توجه میشد، چنین احادیثی هرگز به این درجه از شهرت و تأثیرگذاری نمیرسید.
پ.ن: این محقق گرامی در مقالهٔ «اعتبارسنجی النساء نواقص العقول در نهجالبلاغه» نشان میدهد جعلی که ابتدا در میان اهل سنت رخ داد، به این خاطر به منابع شیعی راه یافت که برخی میخواستهاند با استفاده از متون سنّی، نامهٔ امام را به سندی برای محکوم ساختن آنها تبدیل کنند.
@hamidhossaini