ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۴۲ تا ۱۴۶ سورهٔ بقره
سيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۴۲﴾
بهزودی مردمان بیخرد خواهند گفت: «چه چیزی آنها را از قبلهای که بر آن بودند برگرداند؟» بگو: «مشرق و مغرب از آنِ خداست و هر کس را بخواهد به راه راست و استوار راهبری میکند.»
توضیح مربوط به واژهٔ «سفیه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ همین سوره بیان شد.
توضیح مربوط به معنای «هدایت» و «صراط مستقیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵ سورهٔ حمد گذشت.
وكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ﴿۱۴۳﴾
و همانگونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا گواهانی بر مردم باشید و این فرستاده گواه بر شما باشد. و قبلهای که بر آن بودی را قرار ندادیم مگر برای اینکه آنهایی که از این فرستاده پیروی میکنند را از کسانی که عقبگرد میکنند بشناسیم؛ هر چند که آن جز برای کسانی که خدا راهبریشان کرده باشد، سنگین است. و اینگونه نیست که خدا ایمان شما را از بین ببرد. بهراستی خدا نسبت به مردم بارأفت و مهربان است.
«الرسول» بهمعنی «فرستاده» است و نه «پیامبر» و با توجه به داشتن الف و لام تعریف، منظور از آن، این فرستادهٔ خاص خداست.
«عقِب» بهمعنی «عصب پشت پا» است و «بازگشتن روی عقب دو پا» کنایه از «عقبگرد کردن» و «انصراف از انجام کار» است.
اگرچه مفعول «هدی الله» در آیه ذکر نشده، ولی از سیاق جمله قابل فهم است.
«ضایع کردن» بهمعنی «نابود کردن» و «تلف کردن» است و منظور این آیه از «خدا ایمان شما را ضایع نمیکند» این است که «نمازهایی که بهسوی قبلهٔ قبلی خواندید از بین نخواهد رفت».
قدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿۱۴۴﴾
قطعاً زیر و زبر شدن رویت را در آسمان میبینیم و حتماً تو را بهسوی قبلهای که آن را میپسندی بر میگردانیم. پس رویت را بهسمت مسجدالحرام برگردان و هر جا بودید رویتان را بهسوی آن برگردانید. و کسانی که به آنها کتاب داده شده است حتماً میدانند که آن حق و از جانب خداوندگارشان است. و خدا از آنچه میکنند غافل نیست.
«تقلّب» در لغت بهمعنی «زیر و رو شدن» است و در قرآن نیز بارها به همین معنا بهکار رفته است.
«شطر» گاهی بهمعنی «نصف» و گاهی بهمعنی «سمت و جهت» است و در این آیه بهمعنای دوم بهکار رفته است.
با توجه به معرفه بودن «الحقّ» در «أنّه الحقّ من ربّک» نمیتوان آن را «حقیقتی است از جانب خداوندگارت» ترجمه کرد، بلکه در این عبارت دو نکتهٔ «حق و درست بودن» و «از طرف خدا بودن» مطرح شده است.
ولَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۴۵﴾
و اگر برای آنان که به ایشان کتاب داده شده هر نشانهای بیاوری از قبلهٔ تو پیروی نمیکنند و تو نیز پیرو قبلهٔ آنها نیستی و گروهی از آنها نیز پیرو قبلهٔ گروهی دیگر نیستند. و اگر پس از آنچه بهعنوان دانش برایت فراهم آمده است، هوسهای آنان را پیروی کنی، در این صورت حتماً از ستمکاران خواهی بود.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿۱۴۶﴾
کسانی که به آنها کتاب دادهایم همانگونه پسرانشان را میشناسند او را میشناسند و بهراستی که گروهی از آنها با اینکه میدانند حقیقت را کتمان میکنند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
سيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۴۲﴾
بهزودی مردمان بیخرد خواهند گفت: «چه چیزی آنها را از قبلهای که بر آن بودند برگرداند؟» بگو: «مشرق و مغرب از آنِ خداست و هر کس را بخواهد به راه راست و استوار راهبری میکند.»
توضیح مربوط به واژهٔ «سفیه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ همین سوره بیان شد.
توضیح مربوط به معنای «هدایت» و «صراط مستقیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵ سورهٔ حمد گذشت.
وكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ﴿۱۴۳﴾
و همانگونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا گواهانی بر مردم باشید و این فرستاده گواه بر شما باشد. و قبلهای که بر آن بودی را قرار ندادیم مگر برای اینکه آنهایی که از این فرستاده پیروی میکنند را از کسانی که عقبگرد میکنند بشناسیم؛ هر چند که آن جز برای کسانی که خدا راهبریشان کرده باشد، سنگین است. و اینگونه نیست که خدا ایمان شما را از بین ببرد. بهراستی خدا نسبت به مردم بارأفت و مهربان است.
«الرسول» بهمعنی «فرستاده» است و نه «پیامبر» و با توجه به داشتن الف و لام تعریف، منظور از آن، این فرستادهٔ خاص خداست.
«عقِب» بهمعنی «عصب پشت پا» است و «بازگشتن روی عقب دو پا» کنایه از «عقبگرد کردن» و «انصراف از انجام کار» است.
اگرچه مفعول «هدی الله» در آیه ذکر نشده، ولی از سیاق جمله قابل فهم است.
«ضایع کردن» بهمعنی «نابود کردن» و «تلف کردن» است و منظور این آیه از «خدا ایمان شما را ضایع نمیکند» این است که «نمازهایی که بهسوی قبلهٔ قبلی خواندید از بین نخواهد رفت».
قدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿۱۴۴﴾
قطعاً زیر و زبر شدن رویت را در آسمان میبینیم و حتماً تو را بهسوی قبلهای که آن را میپسندی بر میگردانیم. پس رویت را بهسمت مسجدالحرام برگردان و هر جا بودید رویتان را بهسوی آن برگردانید. و کسانی که به آنها کتاب داده شده است حتماً میدانند که آن حق و از جانب خداوندگارشان است. و خدا از آنچه میکنند غافل نیست.
«تقلّب» در لغت بهمعنی «زیر و رو شدن» است و در قرآن نیز بارها به همین معنا بهکار رفته است.
«شطر» گاهی بهمعنی «نصف» و گاهی بهمعنی «سمت و جهت» است و در این آیه بهمعنای دوم بهکار رفته است.
با توجه به معرفه بودن «الحقّ» در «أنّه الحقّ من ربّک» نمیتوان آن را «حقیقتی است از جانب خداوندگارت» ترجمه کرد، بلکه در این عبارت دو نکتهٔ «حق و درست بودن» و «از طرف خدا بودن» مطرح شده است.
ولَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۴۵﴾
و اگر برای آنان که به ایشان کتاب داده شده هر نشانهای بیاوری از قبلهٔ تو پیروی نمیکنند و تو نیز پیرو قبلهٔ آنها نیستی و گروهی از آنها نیز پیرو قبلهٔ گروهی دیگر نیستند. و اگر پس از آنچه بهعنوان دانش برایت فراهم آمده است، هوسهای آنان را پیروی کنی، در این صورت حتماً از ستمکاران خواهی بود.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿۱۴۶﴾
کسانی که به آنها کتاب دادهایم همانگونه پسرانشان را میشناسند او را میشناسند و بهراستی که گروهی از آنها با اینکه میدانند حقیقت را کتمان میکنند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini