ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۱ تا ۱۵ سورهٔ بقره
وإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱)
و هنگامیکه به آنها گفته شود: «در زمین فساد نکنید»، گویند: «ما کاری جز اصلاح انجام نمیدهیم.»
تعبیر «کاری جز» برای نشان دادن معنای انحصاربخش «انّما» است.
تغییر تعبیر «اصلاحگر» یا «مُصلح» به «انجام دادن اصلاح» بر اساس کاربرد رایجتر و گویاتر آن در فارسی است.
ألَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (۱۲)
آگاه باشید که قطعاً هم ایشاناند که مُفسدند؛ ولی درک دقیقی ندارند.
تعبیر «هم ایشاناند» برای نشان تأثیر «هُم» است.
مادهٔ «شعر» در اصل بهمعنی «چیزی نازک و باریک» است و «شعور» برای اشاره به مفهوم «درک دقیق» استفاده میشود.
وإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ (۱۳)
و چون به آنها گفته شود: «شما هم همانگونه که مردم ایمان آوردند، ایمان بیاورید.» گویند: «آیا ما هم مثل بیخردان ایمان بیاوریم؟» آگاه باشید که خودشان بیخرداناند و نمیدانند.
«سفیه» را میتوان با تعابیری چون «سبکمغز» یا «احمق» نیز ترجمه کرد، ولی تعبیر «بیخرد» مناسبتر است.
با توجه به سیاق برای نشان دادن تأثیر «هُم» از «خودشان» استفاده شد.
وإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (۱۴)
و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند روبرو شوند، گویند: «ایمان آوردهایم.» ولی چون نزد شیاطین خود تنها شوند، گویند: «در حقیقت ما با شماییم و فقط در حال مسخره کردنیم.»
«لقوا» را میتوان «دیدار کنند» ترجمه کرد، ولی چون اینجا فقط مواجه شدن مطرح است؛ به «روبرو شدن» ترجمه شد.
استفاده از وصف «مستهزئون» بیانگر استمرار و دوام است، لذا از تعبیر «در حال» استفاده شد تا هم این نکته بازتاب یابد و هم ساختار جمله به بیان متعارف فارسی نزدیک شود.
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (۱۵)
این خداست که استهزایشان میکند و در گردنکشیشان به آنها مهلت میدهد در حال سرگشتی بمانند.
از تعبیر «این خداست که» استفاده تا ربط جمله با قبل مشخص باشد.
با توجه به نسبت داده شدن استهزا به خدا از همان تعبیر استفاده شد تا توضیح آن بهجای ترجمه به مباحث تفسیری موکول شود.
«مدّ» همخانوادهٔ «امداد» است، اما به جنبهٔ منفی آن اشاره دارد؛ لذا آن را معادل «مهلت دادن» دانستهاند.
«في طغیانهم» متعلق به «یمدّهم» است؛ لذا «مهلت دادن» باید به «گردنکشی» ربط داشته باشد، نه «سرگشتگی».
«یعمهون» حال است، نه پاسخ و نتیجهٔ «یمدّهم» و باید بر همین اساس ترجمه شود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
#سهشنبه #روز۶ #مهر #سال۱۴۰۰
وإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (۱۱)
و هنگامیکه به آنها گفته شود: «در زمین فساد نکنید»، گویند: «ما کاری جز اصلاح انجام نمیدهیم.»
تعبیر «کاری جز» برای نشان دادن معنای انحصاربخش «انّما» است.
تغییر تعبیر «اصلاحگر» یا «مُصلح» به «انجام دادن اصلاح» بر اساس کاربرد رایجتر و گویاتر آن در فارسی است.
ألَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لَا يَشْعُرُونَ (۱۲)
آگاه باشید که قطعاً هم ایشاناند که مُفسدند؛ ولی درک دقیقی ندارند.
تعبیر «هم ایشاناند» برای نشان تأثیر «هُم» است.
مادهٔ «شعر» در اصل بهمعنی «چیزی نازک و باریک» است و «شعور» برای اشاره به مفهوم «درک دقیق» استفاده میشود.
وإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لَا يَعْلَمُونَ (۱۳)
و چون به آنها گفته شود: «شما هم همانگونه که مردم ایمان آوردند، ایمان بیاورید.» گویند: «آیا ما هم مثل بیخردان ایمان بیاوریم؟» آگاه باشید که خودشان بیخرداناند و نمیدانند.
«سفیه» را میتوان با تعابیری چون «سبکمغز» یا «احمق» نیز ترجمه کرد، ولی تعبیر «بیخرد» مناسبتر است.
با توجه به سیاق برای نشان دادن تأثیر «هُم» از «خودشان» استفاده شد.
وإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (۱۴)
و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند روبرو شوند، گویند: «ایمان آوردهایم.» ولی چون نزد شیاطین خود تنها شوند، گویند: «در حقیقت ما با شماییم و فقط در حال مسخره کردنیم.»
«لقوا» را میتوان «دیدار کنند» ترجمه کرد، ولی چون اینجا فقط مواجه شدن مطرح است؛ به «روبرو شدن» ترجمه شد.
استفاده از وصف «مستهزئون» بیانگر استمرار و دوام است، لذا از تعبیر «در حال» استفاده شد تا هم این نکته بازتاب یابد و هم ساختار جمله به بیان متعارف فارسی نزدیک شود.
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (۱۵)
این خداست که استهزایشان میکند و در گردنکشیشان به آنها مهلت میدهد در حال سرگشتی بمانند.
از تعبیر «این خداست که» استفاده تا ربط جمله با قبل مشخص باشد.
با توجه به نسبت داده شدن استهزا به خدا از همان تعبیر استفاده شد تا توضیح آن بهجای ترجمه به مباحث تفسیری موکول شود.
«مدّ» همخانوادهٔ «امداد» است، اما به جنبهٔ منفی آن اشاره دارد؛ لذا آن را معادل «مهلت دادن» دانستهاند.
«في طغیانهم» متعلق به «یمدّهم» است؛ لذا «مهلت دادن» باید به «گردنکشی» ربط داشته باشد، نه «سرگشتگی».
«یعمهون» حال است، نه پاسخ و نتیجهٔ «یمدّهم» و باید بر همین اساس ترجمه شود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
#سهشنبه #روز۶ #مهر #سال۱۴۰۰