خطا در تحلیل ازدواج سفید
این روزها یک اظهار نظر بهانهای شد تا موضوع ازدواج سفید در فضای رسانهای برجسته و نقدهای فراوانی در اینباره مطرح شود. البته با تغییر شتابان چالشها و حوادث، این پرونده نیز همچون دیگر بحثهای موسمی به بایگانی ذهنها و سامانهها سپرده میشود، ولی آثار و مشکلات آن همچنان باقی خواهد بود.
اگرچه بسیاری از مطالب موافق و مخالفی که بدون تهدید و بیادبی انتشار یافت، نکاتی آموزنده را در بر داشت و سطح آگاهیها را در اینباره ارتقا داد، ولی بهنظر میرسد اغلب آنها در تشخیص محل بحث و تطبیق آن با مبانی علمی دچار اشتباهاتی بود که در این یادداشت به دو نمونهٔ آن اشاره میشود.
یکی از این خطاها ربط دادن ازدواج سفید به نکاح معاطاتی و نقض و ابرامهایی بود که دربارهٔ جواز شرعی آن انجام گرفت. این در حالی است که این اصطلاح معمولاً در جایی بهکار میرود که افرادی میخواهند بدون تن دادن به لوازم قانونی یا شرعی تشکیل خانواده، مدتی با عشق و علاقه در کنار هم باشند.
پس حتی صحیح بودن ازدواج بدون صیغهٔ عقد، به سایر تعهدات زناشویی ارتباطی پیدا نمیکند و نمیتوانیم با رسمیت بخشیدن به رفتار کسانی که به هر دلیل اعلام میکنند آن مقررات را بهرسمیت نمیشناسند، درصدد توجیه شرعی اقدامی بر آییم که پیام آن، بیتوجهی به شریعت یا حتی ضدیت با آن است.
البته ممکن است گفته شود در بسیاری از این ازدواجها موافقت یا مخالفت با شرع مطرح نیست و آنچه موضوعیت دارد مسائل مهمتری است که جایی برای توجه به الزامات شرعی باقی نمیگذارد. اگرچه این نکته را نمیتوان نادیده گرفت، ولی توجیهکنندهٔ رفتاری مغایر با تقدس و استحکام خانواده نیست.
دومین خطا در نقدهای طرفین، خلط میان فقه و اخلاق بود. زیرا وقتی عرف یک جامعه رابطهای را ناپسند نشمارد، از منظر اخلاق اجتماعی نمیتوان آن را محکوم و فرزندانش را حرامزاده اعلام کرد؛ همانگونه که ازدواج دائم یا موقت پیروان دیگر ادیان و مذاهب، رفتاری غیراخلاقی تلقی نمیشود.
با این حال هر فقیهی حق دارد رفتاری را که با برداشت خود از شریعت منطبق نمیداند حرام اعلام و با توجیه شرعی آن مخالفت کند. طبعاً بر اساس اخلاق فردی، تبعیت از این حکم برای کسانی که این نظر را بهترین بیان حکم خدا میدانند ضروری و بیتوجهی به آن قطعاً بیاخلاقی است.
@hamidhossaini
این روزها یک اظهار نظر بهانهای شد تا موضوع ازدواج سفید در فضای رسانهای برجسته و نقدهای فراوانی در اینباره مطرح شود. البته با تغییر شتابان چالشها و حوادث، این پرونده نیز همچون دیگر بحثهای موسمی به بایگانی ذهنها و سامانهها سپرده میشود، ولی آثار و مشکلات آن همچنان باقی خواهد بود.
اگرچه بسیاری از مطالب موافق و مخالفی که بدون تهدید و بیادبی انتشار یافت، نکاتی آموزنده را در بر داشت و سطح آگاهیها را در اینباره ارتقا داد، ولی بهنظر میرسد اغلب آنها در تشخیص محل بحث و تطبیق آن با مبانی علمی دچار اشتباهاتی بود که در این یادداشت به دو نمونهٔ آن اشاره میشود.
یکی از این خطاها ربط دادن ازدواج سفید به نکاح معاطاتی و نقض و ابرامهایی بود که دربارهٔ جواز شرعی آن انجام گرفت. این در حالی است که این اصطلاح معمولاً در جایی بهکار میرود که افرادی میخواهند بدون تن دادن به لوازم قانونی یا شرعی تشکیل خانواده، مدتی با عشق و علاقه در کنار هم باشند.
پس حتی صحیح بودن ازدواج بدون صیغهٔ عقد، به سایر تعهدات زناشویی ارتباطی پیدا نمیکند و نمیتوانیم با رسمیت بخشیدن به رفتار کسانی که به هر دلیل اعلام میکنند آن مقررات را بهرسمیت نمیشناسند، درصدد توجیه شرعی اقدامی بر آییم که پیام آن، بیتوجهی به شریعت یا حتی ضدیت با آن است.
البته ممکن است گفته شود در بسیاری از این ازدواجها موافقت یا مخالفت با شرع مطرح نیست و آنچه موضوعیت دارد مسائل مهمتری است که جایی برای توجه به الزامات شرعی باقی نمیگذارد. اگرچه این نکته را نمیتوان نادیده گرفت، ولی توجیهکنندهٔ رفتاری مغایر با تقدس و استحکام خانواده نیست.
دومین خطا در نقدهای طرفین، خلط میان فقه و اخلاق بود. زیرا وقتی عرف یک جامعه رابطهای را ناپسند نشمارد، از منظر اخلاق اجتماعی نمیتوان آن را محکوم و فرزندانش را حرامزاده اعلام کرد؛ همانگونه که ازدواج دائم یا موقت پیروان دیگر ادیان و مذاهب، رفتاری غیراخلاقی تلقی نمیشود.
با این حال هر فقیهی حق دارد رفتاری را که با برداشت خود از شریعت منطبق نمیداند حرام اعلام و با توجیه شرعی آن مخالفت کند. طبعاً بر اساس اخلاق فردی، تبعیت از این حکم برای کسانی که این نظر را بهترین بیان حکم خدا میدانند ضروری و بیتوجهی به آن قطعاً بیاخلاقی است.
@hamidhossaini