برخورد با پارتی شبانه
عمر بن خطّاب در مدينه شبگردى مىكرد. صداى آواز خواندن مردى را از خانهاى شنيد. از ديوار خانه بالا رفت و گفت: اى دشمن خدا! خيال كردهاى كه خداوند براى تو گنهكار پردهپوشى مىكند؟!
آن مرد گفت: اى امير مؤمنان! تو هم دربارهٔ من تند نرو. اگر من یک گناه كردم، تو سه گناه مرتكب شدى: خداوند فرموده است: «تجسّس نكنيد» و تو تجسّس كردى؛ فرموده است: «از درها وارد خانهها شويد» و تو از ديوار بالا آمدى؛ بدون اجازه بر من وارد شدى، در حالى كه خداوند متعال فرموده است: «وارد خانههاى جز خود نشويد مگر آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آنها سلام كنيد».
عمر گفت: اگر تو را ببخشم دست از اين كارها بر مىدارى؟ گفت: آرى. عمر او را بخشيد و از منزلش بيرون رفت.
كنز العمّال، ج ۳، ص ۸۰۸، حدیث ۸۸۲۷.
#نفوذ
@hamidhossaini
عمر بن خطّاب در مدينه شبگردى مىكرد. صداى آواز خواندن مردى را از خانهاى شنيد. از ديوار خانه بالا رفت و گفت: اى دشمن خدا! خيال كردهاى كه خداوند براى تو گنهكار پردهپوشى مىكند؟!
آن مرد گفت: اى امير مؤمنان! تو هم دربارهٔ من تند نرو. اگر من یک گناه كردم، تو سه گناه مرتكب شدى: خداوند فرموده است: «تجسّس نكنيد» و تو تجسّس كردى؛ فرموده است: «از درها وارد خانهها شويد» و تو از ديوار بالا آمدى؛ بدون اجازه بر من وارد شدى، در حالى كه خداوند متعال فرموده است: «وارد خانههاى جز خود نشويد مگر آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آنها سلام كنيد».
عمر گفت: اگر تو را ببخشم دست از اين كارها بر مىدارى؟ گفت: آرى. عمر او را بخشيد و از منزلش بيرون رفت.
كنز العمّال، ج ۳، ص ۸۰۸، حدیث ۸۸۲۷.
#نفوذ
@hamidhossaini