عقلانیت نیمبند، دینداری سطحی
مهمترین مانعی که پذیرش ادعای عقلانی بودن شریعت را برای ذهنهای جستجوگر دشوار جلوه میدهد، رواج مشهوراتی چون «نقصان و خطاپذیری عقل» یا «تقسیم امور به عقلپذیر، عقلستیز و عقلگریز» در میان بسیاری از متشرّعان است. زیرا با این نگاه، تأکید و تمجیدهای دینداران دربارهٔ جایگاه والای عقل را نوعی تعارف و ادعای نیمبند تلقی میکنند.
ریشهٔ این خطای رایج را باید در تعریف نادرست از «عقل» و خلط آن با «علم» جستجو کرد. بسیاری تصور میکنند وظیفه و نقش خرد این است که آگاهیهای لازم را در اختیار انسان قرار دهد؛ لذا وقتی میبینند آدمی بسیاری از امور را نمیداند، عقل انسان را ناقص مینامند، یا چون از حکمت برخی احکام شرعی آگاهی ندارند، این امور را خردگریز بهشمار میآورند.
این در حالی است که اساساً قرار نیست عقل چنین وظیفهای را بر عهده بگیرد و جز در بدیهیات، ادعایی دربارهٔ در اختیار داشتن آگاهی ندارد. اما ادعا و مأموریت عقل این است که هر نوع آگاهی جدید، از هر منبعی که باشد، صرفاً با نظارت و بررسی دقیق این نیروی درونی قابل پذیرش است و هیچ حد و مرز و محدودیت و نقصی را در این زمینه بهرسمیت نمیشناسد.
آری عقل اعتراف میکند که بسیاری از امور را نمیداند، ولی هرگز آنها را عقلگریز بهحساب نمیآورد و دربارهٔ همان مسائل حکم قطعی صادر میکند؛ یعنی میگوید اگر در این زمینه به منبع مطمئنی برسم، تبعیت از آن را ضروری میدانم و اگر چنین منبعی پیدا نکنم، تا زمانی که آن موضوع با یافتههای قبلیام منافات نداشته باشد، اجازهٔ قبول یا ردّ آن را نمیدهم.
کسانی که بهبهانهٔ خطاپذیر بودن عقل، ظواهر دینیِ ناسازگار با اخلاق و حقوق بشر را توجیه میکنند، توجه ندارند که وجدان انسانی پیامآور خداست و به همان اندازه که احتمال دارد در تحلیل عقلی دچار خطا شویم، ممکن است در برداشت از وحی نیز ناکام بمانیم. اینجاست که نقش امام معصوم در ارائهٔ درستترین راه و جلوگیری از انحراف، بیشتر روشن میشود.
اگر از این منظر به ولایت پیشوایان الهی بنگریم، تصدیق خواهیم کرد که در شرایط دسترسی به تبیین بدون خطای وحی، سرسپردگی مطلق در برابر معصوم، کمال عقلانیت است؛ همانگونه که در شرایط محرومیت از حضور معصوم، ترجیح ظواهر متون دینی بر اخلاق و حقوق انسانی با عمق و مقاصد شریعت منافات دارد و برخلاف احتیاط در دینداری است.
#اخلاق_دین
@hamidhossaini
مهمترین مانعی که پذیرش ادعای عقلانی بودن شریعت را برای ذهنهای جستجوگر دشوار جلوه میدهد، رواج مشهوراتی چون «نقصان و خطاپذیری عقل» یا «تقسیم امور به عقلپذیر، عقلستیز و عقلگریز» در میان بسیاری از متشرّعان است. زیرا با این نگاه، تأکید و تمجیدهای دینداران دربارهٔ جایگاه والای عقل را نوعی تعارف و ادعای نیمبند تلقی میکنند.
ریشهٔ این خطای رایج را باید در تعریف نادرست از «عقل» و خلط آن با «علم» جستجو کرد. بسیاری تصور میکنند وظیفه و نقش خرد این است که آگاهیهای لازم را در اختیار انسان قرار دهد؛ لذا وقتی میبینند آدمی بسیاری از امور را نمیداند، عقل انسان را ناقص مینامند، یا چون از حکمت برخی احکام شرعی آگاهی ندارند، این امور را خردگریز بهشمار میآورند.
این در حالی است که اساساً قرار نیست عقل چنین وظیفهای را بر عهده بگیرد و جز در بدیهیات، ادعایی دربارهٔ در اختیار داشتن آگاهی ندارد. اما ادعا و مأموریت عقل این است که هر نوع آگاهی جدید، از هر منبعی که باشد، صرفاً با نظارت و بررسی دقیق این نیروی درونی قابل پذیرش است و هیچ حد و مرز و محدودیت و نقصی را در این زمینه بهرسمیت نمیشناسد.
آری عقل اعتراف میکند که بسیاری از امور را نمیداند، ولی هرگز آنها را عقلگریز بهحساب نمیآورد و دربارهٔ همان مسائل حکم قطعی صادر میکند؛ یعنی میگوید اگر در این زمینه به منبع مطمئنی برسم، تبعیت از آن را ضروری میدانم و اگر چنین منبعی پیدا نکنم، تا زمانی که آن موضوع با یافتههای قبلیام منافات نداشته باشد، اجازهٔ قبول یا ردّ آن را نمیدهم.
کسانی که بهبهانهٔ خطاپذیر بودن عقل، ظواهر دینیِ ناسازگار با اخلاق و حقوق بشر را توجیه میکنند، توجه ندارند که وجدان انسانی پیامآور خداست و به همان اندازه که احتمال دارد در تحلیل عقلی دچار خطا شویم، ممکن است در برداشت از وحی نیز ناکام بمانیم. اینجاست که نقش امام معصوم در ارائهٔ درستترین راه و جلوگیری از انحراف، بیشتر روشن میشود.
اگر از این منظر به ولایت پیشوایان الهی بنگریم، تصدیق خواهیم کرد که در شرایط دسترسی به تبیین بدون خطای وحی، سرسپردگی مطلق در برابر معصوم، کمال عقلانیت است؛ همانگونه که در شرایط محرومیت از حضور معصوم، ترجیح ظواهر متون دینی بر اخلاق و حقوق انسانی با عمق و مقاصد شریعت منافات دارد و برخلاف احتیاط در دینداری است.
#اخلاق_دین
@hamidhossaini