ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۶ تا ۱۰ سورهٔ بقره
إنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (۶)
بیتردید کسانی که حقپوشی کردهاند، چه هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی برایشان یکسان است و ایمان نمیآورند.
مادهٔ «کفر» در اصل بهمعنی «رد کردن و بیاعتنایی کردن» است که «پوشاندن» یکی از مهمترین مصادیق آن بهشمار میرود و در بسیاری از تعابیر قرآن بهمعنی «حقپوشی» آمده است و تنها دربارهٔ کسانی بهکار میرود که آگاهانه حقیقتی را انکار میکنند.
اگرچه قبل از «لا یؤمنون» واو نیامده، ولی معنای آن از ترکیب و سیاق عبارت، قابل برداشت است و اگر آن را ذکر نکنیم، معنای عبارت منتقل نمیشود.
ختَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (۷)
خدا بر دلهایشان مهر و موم نهاد و بر گوششان و بر چشمهایشان پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت.
تعبیر «ختم» در عربی بهمعنی زدن مهری است که در پایین نامهها قرار میگرفت تا پایان یافتن متن را اعلام و از اضافه شدن مطلبی دیگر به آن جلوگیری کند. قرآن از این تعبیر برای بیان کنایی پایان یافتن کار و اعلام ناامیدی از حل یک مشکل استفاده میکند که در فارسی میتوان از آن با تعبیر «مهر پایان زدن» یا «مهر و موم کردن» یاد کرد.
از آنجا که در تعبیر «لهم عذاب» وعدهٔ عذاب وجود دارد، به زمان آینده ترجمه شد.
اگرچه میتوان «عذاب» را به «شکنجه» یا «درد و رنج» ترجمه کرد اما کاربرد خودش در زبان فارسی بیشتر و گویاتر است.
بهمنظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم» واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه میکنیم.
ومِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ (۸)
و برخی از مردم کسانیاند که میگویند: «به خدا و به روز واپسین ایمان آوردهایم» در حالی که آنها مؤمن نیستند.
«و» در «وما هم بمؤمنین» واو حالیه است.
يخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (۹)
با خدا و کسانی که ایمان آوردهاند نیرنگبازی میکنند، درحالیکه فقط خود را میفریبند، ولی درک دقیقی ندارند.
مادهٔ «خدع» بهمعنی «پنهانکاری بهقصد فریب» است. برای نشان دادن تأثیر باب مفاعله در این ماده از تعبیر «نیرنگبازی» استفاده شد تا مفهوم قصد و دو طرفه بودن رسانده شود، اما در «یخدعون» که بهصورت ثلاثی مجرد بهکار رفته از همان معنی فریب دادن استفاده شد.
ترجمهٔ «و» به «ولی» در «وما یشعرون» بر اساس سیاق جمله و مفهوم کلی آن است.
في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (۱۰)
در دلهایشان مرضی است و خدا هم بیماری آنها را افزون ساخت؛ و بهخاطر دروغهایی که میگفتند، عذابی دردناک خواهند داشت.
«مرض» را باید در فارسی «بیماری» ترجمه کرد، ولی چون در این آیه بهصورت نکره بهکار رفته و تعبیر «بیماریای» زیبا نیست، از همان تعبیر مرض استفاده شد.
«ف» در «فزادهم الله» را میتوان «پس خدا به آنها افزود» ترجمه کرد، اما در تعابیر فارسی برای بیان این نوع ارتباط از تعبیر «و خدا هم به آنها افزود» استفاده میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
إنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (۶)
بیتردید کسانی که حقپوشی کردهاند، چه هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی برایشان یکسان است و ایمان نمیآورند.
مادهٔ «کفر» در اصل بهمعنی «رد کردن و بیاعتنایی کردن» است که «پوشاندن» یکی از مهمترین مصادیق آن بهشمار میرود و در بسیاری از تعابیر قرآن بهمعنی «حقپوشی» آمده است و تنها دربارهٔ کسانی بهکار میرود که آگاهانه حقیقتی را انکار میکنند.
اگرچه قبل از «لا یؤمنون» واو نیامده، ولی معنای آن از ترکیب و سیاق عبارت، قابل برداشت است و اگر آن را ذکر نکنیم، معنای عبارت منتقل نمیشود.
ختَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (۷)
خدا بر دلهایشان مهر و موم نهاد و بر گوششان و بر چشمهایشان پردهای است و عذابی سترگ خواهند داشت.
تعبیر «ختم» در عربی بهمعنی زدن مهری است که در پایین نامهها قرار میگرفت تا پایان یافتن متن را اعلام و از اضافه شدن مطلبی دیگر به آن جلوگیری کند. قرآن از این تعبیر برای بیان کنایی پایان یافتن کار و اعلام ناامیدی از حل یک مشکل استفاده میکند که در فارسی میتوان از آن با تعبیر «مهر پایان زدن» یا «مهر و موم کردن» یاد کرد.
از آنجا که در تعبیر «لهم عذاب» وعدهٔ عذاب وجود دارد، به زمان آینده ترجمه شد.
اگرچه میتوان «عذاب» را به «شکنجه» یا «درد و رنج» ترجمه کرد اما کاربرد خودش در زبان فارسی بیشتر و گویاتر است.
بهمنظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم» واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه میکنیم.
ومِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ (۸)
و برخی از مردم کسانیاند که میگویند: «به خدا و به روز واپسین ایمان آوردهایم» در حالی که آنها مؤمن نیستند.
«و» در «وما هم بمؤمنین» واو حالیه است.
يخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (۹)
با خدا و کسانی که ایمان آوردهاند نیرنگبازی میکنند، درحالیکه فقط خود را میفریبند، ولی درک دقیقی ندارند.
مادهٔ «خدع» بهمعنی «پنهانکاری بهقصد فریب» است. برای نشان دادن تأثیر باب مفاعله در این ماده از تعبیر «نیرنگبازی» استفاده شد تا مفهوم قصد و دو طرفه بودن رسانده شود، اما در «یخدعون» که بهصورت ثلاثی مجرد بهکار رفته از همان معنی فریب دادن استفاده شد.
ترجمهٔ «و» به «ولی» در «وما یشعرون» بر اساس سیاق جمله و مفهوم کلی آن است.
في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (۱۰)
در دلهایشان مرضی است و خدا هم بیماری آنها را افزون ساخت؛ و بهخاطر دروغهایی که میگفتند، عذابی دردناک خواهند داشت.
«مرض» را باید در فارسی «بیماری» ترجمه کرد، ولی چون در این آیه بهصورت نکره بهکار رفته و تعبیر «بیماریای» زیبا نیست، از همان تعبیر مرض استفاده شد.
«ف» در «فزادهم الله» را میتوان «پس خدا به آنها افزود» ترجمه کرد، اما در تعابیر فارسی برای بیان این نوع ارتباط از تعبیر «و خدا هم به آنها افزود» استفاده میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini