پاسخ به یک انتقاد
معمولاً پس از ارائهٔ مباحث قرآنی با نقد دوستانی مواجه میشوم که تکیه نکردن بر احادیث در بهرهگیری از آیات را بیتوجهی به مبیّن بودن عترت میدانند. در اینباره نکات فراوانی قابل بیان است، ولی در این مجال تنها به برخی از مهمترین آنها اجمالاً اشاره میکنم:
قرآن و اهل بیت (علیهمالسلام) در صورتی بهعنوان دو بال، زمینهٔ پرواز ما را در آسمان هدایت فراهم میآورند که با روشی درست و عقلانی به هر دو تمسک بجوییم، نه اینکه صرفاً شعار پیروی از آنها را بدهیم ولی به توصیههای ارزشمندشان بیتوجه باشیم، یا یکی را با تأکید بر اهمیت دیگری رها کنیم و مهجور بگذاریم.
بعضی از آنچه به بهانهٔ مبیّن بودن اهل بیت (علیهمالسلام) ترویج میشود و فهم ظواهر و مقاصد آشکار قرآن را به روایاتی که در صحت و صدور بسیاری از آنها تردید وجود دارد وابسته میسازد، نه فقط کنار زدن قرآن از محوریت هدایت، بلکه بیتوجهی به مهمترین توصیهٔ اهل بیت (علیهمالسلام) در زمینهٔ دینداری است.
ائمهٔ اطهار (علیهمالسلام) بارها بدون قیودی که این خط فکری ترویج میکند، شیعیان خود را به مراجعهٔ مستقیم به قرآن توصیه کرده و از آنها خواستهاند هیچ روایتی را بدون احراز موافقتش با کتاب خدا نپذیرند؛ ولی گروهی از مدعیان ولایتمداری بر نقطهٔ مقابل این روش اصرار دارند و فهم قرآن را بدون تکیه بر روایات ممکن نمیدانند.
آیا فرمان پیشوایان دین دربارهٔ عرضهٔ روایات بر قرآن، معنایی جز این دارد که وظیفهٔ شیعیان، بهویژه در عصر غیبت، این است که ابتدا قرآن را بدون تأثیر پذیرفتن از روایاتی که شاید دستخوش جعل و تصحیف و تحریف شده باشد، با تکیه بر همان متن بفهمند و فقط روایاتی را که با برداشت عالمانه از قرآن مغایر نبود بپذیرند؟
مفهوم این توصیه، بینیازی از تبیین اهل بیت (علیهمالسلام) نیست، بلکه با این روش، چارچوب درست دینداری از کتابی مستحکم و مطمئن بهدست میآوریم و برای بهدست آوردن جزئیات و تفاصیل و معانی عمیقتر آیات قرآن به احادیثی مراجعه میکنیم که علاوه بر بررسیهای تاریخی، مطابقتش را با سند اصلی دین احراز کرده باشیم.
آری اگر برداشت ما از قرآن با تبیین قطعی معصومان مغایر بود، باید فهم خود را تخطئه و سخن مفسران حقیقی کتاب خدا را مبنا قرار دهیم. ولی در این دوران جز در مسائلی انگشتشمار، راهی برای علم به این تبیینها نداریم و در سایر موضوعات ناچاریم بر قرآن تکیه کنیم و روایات را در حدّ تبیینهای احتمالی پیشوایان دین در فهم آيات تأثیر دهیم.
آنچه در مباحث #دین_حنیف ارائه میگردد بر همین مبناست و در حدّ توان تلاش میشود ضمن حفظ استقلال قرآن در بیان مقاصد، هیچ نکتهای با برداشت اخلاقی از آنچه در منابع معتبر حدیثی آمده است نیز در تعارض نباشد. ضمن اینکه بهیاری خداوند در مراحل بعد، تفصیل این مطالب با بهرهگیری از روایات، تدوین و ارائه خواهد شد.
@hamidhossaini
معمولاً پس از ارائهٔ مباحث قرآنی با نقد دوستانی مواجه میشوم که تکیه نکردن بر احادیث در بهرهگیری از آیات را بیتوجهی به مبیّن بودن عترت میدانند. در اینباره نکات فراوانی قابل بیان است، ولی در این مجال تنها به برخی از مهمترین آنها اجمالاً اشاره میکنم:
قرآن و اهل بیت (علیهمالسلام) در صورتی بهعنوان دو بال، زمینهٔ پرواز ما را در آسمان هدایت فراهم میآورند که با روشی درست و عقلانی به هر دو تمسک بجوییم، نه اینکه صرفاً شعار پیروی از آنها را بدهیم ولی به توصیههای ارزشمندشان بیتوجه باشیم، یا یکی را با تأکید بر اهمیت دیگری رها کنیم و مهجور بگذاریم.
بعضی از آنچه به بهانهٔ مبیّن بودن اهل بیت (علیهمالسلام) ترویج میشود و فهم ظواهر و مقاصد آشکار قرآن را به روایاتی که در صحت و صدور بسیاری از آنها تردید وجود دارد وابسته میسازد، نه فقط کنار زدن قرآن از محوریت هدایت، بلکه بیتوجهی به مهمترین توصیهٔ اهل بیت (علیهمالسلام) در زمینهٔ دینداری است.
ائمهٔ اطهار (علیهمالسلام) بارها بدون قیودی که این خط فکری ترویج میکند، شیعیان خود را به مراجعهٔ مستقیم به قرآن توصیه کرده و از آنها خواستهاند هیچ روایتی را بدون احراز موافقتش با کتاب خدا نپذیرند؛ ولی گروهی از مدعیان ولایتمداری بر نقطهٔ مقابل این روش اصرار دارند و فهم قرآن را بدون تکیه بر روایات ممکن نمیدانند.
آیا فرمان پیشوایان دین دربارهٔ عرضهٔ روایات بر قرآن، معنایی جز این دارد که وظیفهٔ شیعیان، بهویژه در عصر غیبت، این است که ابتدا قرآن را بدون تأثیر پذیرفتن از روایاتی که شاید دستخوش جعل و تصحیف و تحریف شده باشد، با تکیه بر همان متن بفهمند و فقط روایاتی را که با برداشت عالمانه از قرآن مغایر نبود بپذیرند؟
مفهوم این توصیه، بینیازی از تبیین اهل بیت (علیهمالسلام) نیست، بلکه با این روش، چارچوب درست دینداری از کتابی مستحکم و مطمئن بهدست میآوریم و برای بهدست آوردن جزئیات و تفاصیل و معانی عمیقتر آیات قرآن به احادیثی مراجعه میکنیم که علاوه بر بررسیهای تاریخی، مطابقتش را با سند اصلی دین احراز کرده باشیم.
آری اگر برداشت ما از قرآن با تبیین قطعی معصومان مغایر بود، باید فهم خود را تخطئه و سخن مفسران حقیقی کتاب خدا را مبنا قرار دهیم. ولی در این دوران جز در مسائلی انگشتشمار، راهی برای علم به این تبیینها نداریم و در سایر موضوعات ناچاریم بر قرآن تکیه کنیم و روایات را در حدّ تبیینهای احتمالی پیشوایان دین در فهم آيات تأثیر دهیم.
آنچه در مباحث #دین_حنیف ارائه میگردد بر همین مبناست و در حدّ توان تلاش میشود ضمن حفظ استقلال قرآن در بیان مقاصد، هیچ نکتهای با برداشت اخلاقی از آنچه در منابع معتبر حدیثی آمده است نیز در تعارض نباشد. ضمن اینکه بهیاری خداوند در مراحل بعد، تفصیل این مطالب با بهرهگیری از روایات، تدوین و ارائه خواهد شد.
@hamidhossaini