زیادهروی در دین
یکی از مهمترین آفتهایی که بر دینداری عارض میشود، زیادهروی و غلو در باورها، ارادتها و عبادتهاست. آنچه این خطر را پیچیدهتر و مقابله با آن را از آسیبهای مشابه، دشوارتر میکند این است که هر گروه و سلیقهای خود را در نقطهٔ اعتدال و دیگران را دچار غلو یا تقصیر میداند.
آسیب غلو بهحدی است که قرآن کریم علاوه بر هشدار دادن (نساء، ۱۷۱) و هوسآلود و گمراهکننده دانستن آن (مائده، ۷۷)، بارها سخنان نادرستی را که از سر محبّت، دربارهٔ پیامبران بزرگ الهی بیان شده، کفرآمیز (مائده، ۷۲)، تشبّه به کافران (توبه، ۳۰) و کفر بعد از اسلام (آلعمران، ۸۰) بر شمرده است.
از نگاه قرآن نهتنها برخوردار بودن از پایههای صحیح اعتقادی برای در امان ماندن از یاوههای غلوآمیز کافی نیست (عنکبوت، ۶۱) بلکه این آفت، به بهانهٔ اموری معنوی و جذاب همچون شفاعت (یونس، ۱۸) و قرب الهی (زمر، ۳) دیندارانی معتقد به خداوند عزیز علیم (زخرف، ۹) را به بتپرستی کشانده است.
توصیهٔ قرآن برای پیشگیری از این گمراهی بزرگ، پایبندی به حق است (یونس، ۳۲) و هر جا نسبت به غلو هشدار داده، نقطهٔ مقابل آن را حقگویی اعلام کرده است. (نساء، ۱۷۱ و مائده ۷۷ و ۱۱۶) با این حال تا ندانیم حق چیست، این مشکل حل نمیشود؛ زیرا غالیترین افراد نیز خود را بر حق و دیگران را قاصر و مقصّر میدانند.
بررسی آیات مرتبط نشان میدهد قرآن بارها تکیه بر گمان (یونس، ۳۶) و نداشتن علم (نجم، ۲۸) را در برابر حق قرار داده و سخن بدون منطق و آگاهی را ناحق اعلام کرده (اعراف، ۳۳) و عامل انحراف مشرکان را نامگذاریها و رفتارهایی بیدلیل و بیبهره بودن آنها از علم دانسته است. (یوسف، ۴۰)
اگرچه با دقت به این نکات میفهمیم تکیه بر استدلال علمی زیادهروی دینی را کاهش میدهد، ولی وقتی میبینیم عالمانی در حدّ شیخ مفید و شیخ صدوق دربارهٔ غلو نزاع داشتهاند و آگاهی دانشمندان بزرگ نیز ظنی و خطاپذیر است، متوجه میشویم علمی که قرأن به آن دعوت میکند، گزارههایی خاص و مشخص نیست.
با تدبر در آیات قرآن به این نتیجه میرسیم که مهمترین مصداق ظن و گمان و عامل اصلی سقوط تدریجی جوامع دینی به ورطهٔ غلو، تکصدایی متولیان و تکیه بر قرائتی رسمی از دین بوده و علمی که قرآن ما را به تبعیت از آن دعوت میکند (اسراء، ۳۶) هر یافتهای است که در فضای آزاد نقد و گفتگو بهدست میآید. (زمر، ۱۸)
بر این اساس هر نوع عقیده، تمجید یا مناسکی که بدون بررسی دلایل موافق و مخالف، و صرفاً بر مبنای علائق مذهبی برگزیده شود، سخنی ناحق و مصداقی از غلو بهشمار میآید و راه نجات از آن، بهجای متهم کردن یکدیگر، شنیدن نظرات گوناگون یا سکوت و توقف در هر مسئلهای است که امکان بررسی دیدگاههای پیرامون آن وجود ندارد.
#دین_حنیف ۱۷
@hamidhossaini
یکی از مهمترین آفتهایی که بر دینداری عارض میشود، زیادهروی و غلو در باورها، ارادتها و عبادتهاست. آنچه این خطر را پیچیدهتر و مقابله با آن را از آسیبهای مشابه، دشوارتر میکند این است که هر گروه و سلیقهای خود را در نقطهٔ اعتدال و دیگران را دچار غلو یا تقصیر میداند.
آسیب غلو بهحدی است که قرآن کریم علاوه بر هشدار دادن (نساء، ۱۷۱) و هوسآلود و گمراهکننده دانستن آن (مائده، ۷۷)، بارها سخنان نادرستی را که از سر محبّت، دربارهٔ پیامبران بزرگ الهی بیان شده، کفرآمیز (مائده، ۷۲)، تشبّه به کافران (توبه، ۳۰) و کفر بعد از اسلام (آلعمران، ۸۰) بر شمرده است.
از نگاه قرآن نهتنها برخوردار بودن از پایههای صحیح اعتقادی برای در امان ماندن از یاوههای غلوآمیز کافی نیست (عنکبوت، ۶۱) بلکه این آفت، به بهانهٔ اموری معنوی و جذاب همچون شفاعت (یونس، ۱۸) و قرب الهی (زمر، ۳) دیندارانی معتقد به خداوند عزیز علیم (زخرف، ۹) را به بتپرستی کشانده است.
توصیهٔ قرآن برای پیشگیری از این گمراهی بزرگ، پایبندی به حق است (یونس، ۳۲) و هر جا نسبت به غلو هشدار داده، نقطهٔ مقابل آن را حقگویی اعلام کرده است. (نساء، ۱۷۱ و مائده ۷۷ و ۱۱۶) با این حال تا ندانیم حق چیست، این مشکل حل نمیشود؛ زیرا غالیترین افراد نیز خود را بر حق و دیگران را قاصر و مقصّر میدانند.
بررسی آیات مرتبط نشان میدهد قرآن بارها تکیه بر گمان (یونس، ۳۶) و نداشتن علم (نجم، ۲۸) را در برابر حق قرار داده و سخن بدون منطق و آگاهی را ناحق اعلام کرده (اعراف، ۳۳) و عامل انحراف مشرکان را نامگذاریها و رفتارهایی بیدلیل و بیبهره بودن آنها از علم دانسته است. (یوسف، ۴۰)
اگرچه با دقت به این نکات میفهمیم تکیه بر استدلال علمی زیادهروی دینی را کاهش میدهد، ولی وقتی میبینیم عالمانی در حدّ شیخ مفید و شیخ صدوق دربارهٔ غلو نزاع داشتهاند و آگاهی دانشمندان بزرگ نیز ظنی و خطاپذیر است، متوجه میشویم علمی که قرأن به آن دعوت میکند، گزارههایی خاص و مشخص نیست.
با تدبر در آیات قرآن به این نتیجه میرسیم که مهمترین مصداق ظن و گمان و عامل اصلی سقوط تدریجی جوامع دینی به ورطهٔ غلو، تکصدایی متولیان و تکیه بر قرائتی رسمی از دین بوده و علمی که قرآن ما را به تبعیت از آن دعوت میکند (اسراء، ۳۶) هر یافتهای است که در فضای آزاد نقد و گفتگو بهدست میآید. (زمر، ۱۸)
بر این اساس هر نوع عقیده، تمجید یا مناسکی که بدون بررسی دلایل موافق و مخالف، و صرفاً بر مبنای علائق مذهبی برگزیده شود، سخنی ناحق و مصداقی از غلو بهشمار میآید و راه نجات از آن، بهجای متهم کردن یکدیگر، شنیدن نظرات گوناگون یا سکوت و توقف در هر مسئلهای است که امکان بررسی دیدگاههای پیرامون آن وجود ندارد.
#دین_حنیف ۱۷
@hamidhossaini