مهمتر از ثابت و متغیرِ دین
تفکیک گوهر فطری و جهانی دین از ظواهر و امور تاریخی و منطقهای آن، موضوعی مهم و در عین حال پیچیده است که اگر مرزهایش را بهدرستی نشناسیم، از سویی گرفتار جمود و تحجّر و از سویی دیگر به بدعت و تحریف دین مبتلا خواهیم شد.
اگرچه قرآن رعایت دقیق قالبها و قوانین دینی را ضروری میداند (مائده، ۴۴ تا ۴۷) ولی نهتنها بارها بر انعطافپذیری این احکام نسبت به شرایط افراد تأکید کرده، (مانند: بقره، ۱۸۴ و مزمل، ۲۰) بلکه در همان مدت کوتاه نزول، نسخ و تغییر چند حکم را اعلام نموده است. (مانند: بقره، ۲۴۰ و نساء، ۱۵)
امروزه کسی تردید ندارد که فرمان تهیهٔ اسب برای مبارزه با دشمن، (انفال، ۶۰) بیانی مطابق با شرایط تاریخی محل نزول قرآن بوده است و اکنون باید تجهیزاتی چون نفربر و تانک را مصادیق مقصود اصلی این حکم بهشمار آوریم؛ ولی بسیاری از افراد، طرح همین احتمال را دربارهٔ احکام دیگر بر نمیتابند.
مستنداتی که از تغییر در مسائلی چون زکات، خمس و قربانی حج توسط ائمهٔ طاهرین (علیهمالسلام) حکایت دارد و فتوای بعضی فقها دربارهٔ توقف اجرای حدود شرعی در عصر غیبت یا جواز موضوعاتی که در نصوص دینی تحریم شده، نمونههایی است که نشان میدهد تأثیر شرایط در احکام، با ابدی بودن حلال و حرام پیامبر خدا منافاتی ندارد.
البته تشخیص دقیق و قطعی این تغییرات تنها از پیشوایان معصوم بر میآید، ولی در دوران محرومیت از حضور امام نیز نمیتوان دست از تلاش برای فهم بهتر دین برداشت؛ وظیفهای که بر دوش فقیهان آگاه به زمان است تا با نگاهی علمی و دور از تعصب و تساهل، اصول جهانی و همیشگی دین را از ظواهر تاریخی آن بازشناسی کنند.
راه حل قرآن برای نجات از افراط و تفریط در این مسیر، تأکید بر اولویت مقاصد دین بر ظواهر آن، در عین ضرورت بزرگداشت شعائر و نمادهای دینداری است. کتاب خدا از سویی بارها تقوا و اخلاقمداری را هدف احکام (مانند: بقره، ۱۸۳) و از سویی دیگر، احترام به جزئیترین ضوابط شرعی را لازمهٔ اخلاقمداری معرفی میکند. (حج، ۳۲)
این کتاب با آنکه هر آنچه به مقررات شرعی ربط پیدا کند را حرمت مینهد (مائده، ۲) و دو تپهٔ کوچک (بقره، ۱۵۸) یا یک شتر (حج، ۳۶) را در جایگاه شعائر خدا قرار میدهد؛ ولی تسلیم قلبی و محبت به دیگران را از این ظواهر، مهمتر (بقره، ۱۷۷) و پوستهٔ مناسک را در مقایسه با اهداف اخلاقی آن، بیارزش میداند. (حج، ۳۷)
این نگاه قرآنی نهتنها التزام افراد را به ضوابط شرعی کاهش نمیدهد، بلکه با تقویت روحیهٔ اخلاقی و افزایش دلبستگی آنها به دینی منطقی و کارآمد، تسلیم در برابر خدا را برایشان مهمتر از پی بردن به ثابت یا متغیر بودن یک حکم جلوه میدهد؛ لذا تا دلیلی قطعی نداشته باشند، دست از ظواهر متون دینی بر نمیدارند.
#دین_حنیف ۱۱
@hamidhossaini
تفکیک گوهر فطری و جهانی دین از ظواهر و امور تاریخی و منطقهای آن، موضوعی مهم و در عین حال پیچیده است که اگر مرزهایش را بهدرستی نشناسیم، از سویی گرفتار جمود و تحجّر و از سویی دیگر به بدعت و تحریف دین مبتلا خواهیم شد.
اگرچه قرآن رعایت دقیق قالبها و قوانین دینی را ضروری میداند (مائده، ۴۴ تا ۴۷) ولی نهتنها بارها بر انعطافپذیری این احکام نسبت به شرایط افراد تأکید کرده، (مانند: بقره، ۱۸۴ و مزمل، ۲۰) بلکه در همان مدت کوتاه نزول، نسخ و تغییر چند حکم را اعلام نموده است. (مانند: بقره، ۲۴۰ و نساء، ۱۵)
امروزه کسی تردید ندارد که فرمان تهیهٔ اسب برای مبارزه با دشمن، (انفال، ۶۰) بیانی مطابق با شرایط تاریخی محل نزول قرآن بوده است و اکنون باید تجهیزاتی چون نفربر و تانک را مصادیق مقصود اصلی این حکم بهشمار آوریم؛ ولی بسیاری از افراد، طرح همین احتمال را دربارهٔ احکام دیگر بر نمیتابند.
مستنداتی که از تغییر در مسائلی چون زکات، خمس و قربانی حج توسط ائمهٔ طاهرین (علیهمالسلام) حکایت دارد و فتوای بعضی فقها دربارهٔ توقف اجرای حدود شرعی در عصر غیبت یا جواز موضوعاتی که در نصوص دینی تحریم شده، نمونههایی است که نشان میدهد تأثیر شرایط در احکام، با ابدی بودن حلال و حرام پیامبر خدا منافاتی ندارد.
البته تشخیص دقیق و قطعی این تغییرات تنها از پیشوایان معصوم بر میآید، ولی در دوران محرومیت از حضور امام نیز نمیتوان دست از تلاش برای فهم بهتر دین برداشت؛ وظیفهای که بر دوش فقیهان آگاه به زمان است تا با نگاهی علمی و دور از تعصب و تساهل، اصول جهانی و همیشگی دین را از ظواهر تاریخی آن بازشناسی کنند.
راه حل قرآن برای نجات از افراط و تفریط در این مسیر، تأکید بر اولویت مقاصد دین بر ظواهر آن، در عین ضرورت بزرگداشت شعائر و نمادهای دینداری است. کتاب خدا از سویی بارها تقوا و اخلاقمداری را هدف احکام (مانند: بقره، ۱۸۳) و از سویی دیگر، احترام به جزئیترین ضوابط شرعی را لازمهٔ اخلاقمداری معرفی میکند. (حج، ۳۲)
این کتاب با آنکه هر آنچه به مقررات شرعی ربط پیدا کند را حرمت مینهد (مائده، ۲) و دو تپهٔ کوچک (بقره، ۱۵۸) یا یک شتر (حج، ۳۶) را در جایگاه شعائر خدا قرار میدهد؛ ولی تسلیم قلبی و محبت به دیگران را از این ظواهر، مهمتر (بقره، ۱۷۷) و پوستهٔ مناسک را در مقایسه با اهداف اخلاقی آن، بیارزش میداند. (حج، ۳۷)
این نگاه قرآنی نهتنها التزام افراد را به ضوابط شرعی کاهش نمیدهد، بلکه با تقویت روحیهٔ اخلاقی و افزایش دلبستگی آنها به دینی منطقی و کارآمد، تسلیم در برابر خدا را برایشان مهمتر از پی بردن به ثابت یا متغیر بودن یک حکم جلوه میدهد؛ لذا تا دلیلی قطعی نداشته باشند، دست از ظواهر متون دینی بر نمیدارند.
#دین_حنیف ۱۱
@hamidhossaini